اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل امکان جمع لحاظ آلی و استقلالی در وجود ذهنی

بررسی تطبیقی نسبت میان مرآتیت و تشخص در ادراکات ذهنی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نسبت میان دو نوع نگاه به وجود ذهنی می‌پردازند. بحث با طرح دیدگاه مرحوم مرحوم آخوند درباره دوگانگی لحاظ آلی و استقلالی در ادراکات آغاز می‌شود. استاد با نقد این دیدگاه و بهره‌گیری از مثال‌های عرفی و فلسفی، استدلال می‌کنند که میان این دو لحاظ منافاتی وجود ندارد. ایشان با تفکیک میان معنای حرفی که در آن لحاظ استقلالی ممتنع است و وجود ذهنی که می‌تواند هم‌زمان دارای تشخص و جنبه حکایت‌گری باشد، به تبیین این حقیقت می‌پردازند که چگونه یک صورت ذهنی در عین جزئی بودن، می‌تواند مرآت و حکایت‌گر از خارج باشد. در نهایت، این بحث با تأکید بر لزوم تشخیص اعتباریات از واقعیات و عبرت گرفتن از سرنوشت بزرگان علم، به این نتیجه می‌رسد که جمع میان این دو لحاظ در وجود ذهنی نه‌تنها ممکن، بلکه لازمه فهم دقیق مراتب ادراک است.

تحلیل امکان جمع لحاظ آلی و استقلالی در وجود ذهنی

7
  • عدم امکان جمع لحاظ آلی و استقلالی در معنای حرفی

  • تلمیذ: پس در «مِن» هم بستگى به ناظر دارد، یعنى در جایی که ما می‌گوییم مِن براى ابتداى غایت است و به جنبۀ اسمیّت آن نگاه مى‌کنیم نه حرفیّت آن، اگر ناظرى باشد که احاطه داشته باشد و بتواند در آنِ واحد دو لحاظ را انجام بدهد دو لحاظ با هم جمع می‌شوند.

  • استاد: در آنجا نمى‌تواند این کار را بکند، ببینید در آنجایی که ما به جنبۀ استقلالى به آن نگاه مى‌کنیم اصلاً ابتداى غایتى در ذهن نیست، فرض کنید که از شما می‌پرسند که مِن براى چه مى‌آید؟ حروف جر در عوامل ملاّ محسن دارد که هفده تا است:

  • با و تا و کاف و لام و واو و مُنذُ و مُذ خَلا***رُبّ حاشا مِن عَدا فی عَن علی حَتّی إلی1
  • اصلا در سِرتُ مِن البَصرةِ إلى الکوفة، بحث بصره و کوفه نیست، مى‌گویند که مِن در اینجا با إلى چه فرقى مى‌کند؟ مى‌گوییم که مِن براى ابتداى غایت است و إلى براى انتهاى غایت است؛ سِرتُ مِن البَصرةِ إلى الکوفة. اینکه مى‌گوییم مِن براى ابتداى غایت است آیا در آنجا بصره‌، کوفه، طهران و قمى در نظر آمده است؟! هیچ‌کدام در نظر نیامده‌اند بلکه مِن در اینجا مبتدا واقع شده است و ما به بصره و کوفه و سیر و حرکت کارى نداریم. مِن لِابتداءِ الغایَةِ؛ درحالتى‌که مِن حرف است پس چرا مبتدا واقع شد؟ چون الآن نظر استقلالى به آن داریم، وقتى که نظر استقلالى به آن داشته باشیم خود مِن یک کسى براى خودش مى‌شود، شما فقط نگویید که زید و عمرو و امثال‌ذلک موضوع واقع مى‌شوند و مبتدا هستند بلکه مِن هم در اینجا مبتدا واقع مى‌شود، مِن می‌گوید که من دیگر براى خودم مستقل شدم و روى پاى خودم مى‌ایستم و یُخبِرُ عَنه هستم.

  • حالا مى‌آییم سراغ اینکه مى‌گوییم آیا شما مُخبِرٌ عَنه هستى؟! حالا به تو مى‌گویم، مستقل شدى؟! چنان به سرت مى‌زنم که در همان معناى حرفی خودت بروى و دیگر نتوانى در بیایى؛ یک سِرتُ در اوّل تو در مى‌آورم و یک بصره هم در آن طرف تو مى‌آورم و تو هم وسط این دو مخفی مى‌شوى، سِرتُ مِن البَصرةِ إلى الکوفة؛ سیر کردم از بصره. در اینجا دیگر مبتدائیّت و معناى استقلالیّت و معناى یُخبِرُ عَنه بودن وجود ندارد.

    1. عوامل ملاّ محسن، ص 1.