
تبیین شعور و هدفمندی طبایع در افعال طبیعی
پاسخ به شبهه فخر رازی درباره غایتمندی موجودات عالم
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه علّت غایی در افعال موجودات میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که آیا طبایع و موجودات عالم، از جمادات و نباتات گرفته تا حیوانات، در افعال خود دارای شعور و هدف هستند یا خیر. استاد با نقد دیدگاه کسانی که این حرکات را صرفاً غریزی و فاقد ادراک میدانند، به بررسی اشکال فخر رازی بر حکما میپردازند که مدعی است جرمانی بودن موجودات با داشتن غایت و شعور ذهنی منافات دارد. در ادامه، با استناد به شواهد طبیعی و روایی، اثبات میشود که تمام موجودات عالم، از جمله گیاهان و حیوانات، دارای مرتبهای از شعور و ادراک هستند که آنها را به سمت غایات و اهدافشان هدایت میکند. این جلسه در نهایت با تأکید بر تفاوت نگاه اهل ظاهر و اهل باطن به قضایای هستی، بر این حقیقت تأکید میورزد که فهم و شعور موجودات، فراتر از ظواهر مادی است.
تبیین شعور و هدفمندی طبایع در افعال طبیعی
10پس اگر لازم باشد که براى این غایات یک نحو از وجود غیر عینى که وجود ذهنى است وجود داشته باشد، باید بگوییم که این طبایع داراى اذهانى هستند که شعور دارند به نتایج افاعیل وکارهایى که دارند انجام مىدهند و به نهایت و منتهاى حرکاتشان، درحالیکه آنها جرمانی هستند و حظّى از نفس ندارند؛ (درخت شعور ندارد، اجرام سماوى و افلاک شعور ندارند.)
در جواب میگوییم: این کلام و اشکالی است که خطیب رازی در ردّ بر فلاسفه گفته است، جون فلاسفه معتقد هستند بر اینکه براى طبیعتهاى عالیه (که مربوط به عالَم افلاک باشد) و همینطور طبیعتهاى سافله (که مربوط به عاَلم اجرام باشد) غایات طبیعیّه و نهایات ذاتیّهای است (که ذات اینها بهدنبال آن نهایتها و اهداف است.) و غایت به ماهیّت و مفهوم و معنایش علّت براى فاعلیّت فاعل است (یعنی تا این غایت نباشد فاعل حرکتى نمىکند،) و علّت براى استکمال فاعل است به آن چیزى که در فعلش استدعاى توصّل به آن را مىکند (یعنی به آن هدفى که در فعلش مستدعى است که به آن برسد، این علّت براى فاعل میشود.)
و از این اشکال شارح محقّق مقاصد کتاب اشارات مرحوم خواجه نصیرالدّین طوسی رحمة الله علیه به التزام جواب دادهاند، اینطور فرمودهاند که اشکال ندارد ما ملتزم بشویم که اینها هم شعوری به مقتضای خودشان و ذهنى براى خودشان دارند و در فعلهای خودشان غایتى را درنظر دارند. نهایت چیزى که هست این است که ما مىتوانیم بگوییم که شعورشان مثل انسان نیست و ضعیفتر از انسان است.
و نظر به اناث نخل که از نقطۀنظر رشد به سمت نخلِ نر تمایل دارد، اگرچه آن نخلهای نر بر خلاف اینها باشند امّا اینها به آن سمت تمایل دارند، از آن چیزهایى است که مطلب ما را تایید مىکند.1
و همچنین مشاهدۀ میل ریشههای درختان به سمت نهرآب، (اگر درختی را کنار نهر آب بکارند، شما مىبینید که ریشههایش به سمت نهر دراز شده است و دارد خودش را به آب مىرساند ولى ریشهاى که به طرف دیگر است کم رشد کرده است.) و انحرافشان در بالا رفتن از دیوار، (وقتى درختى را کنار دیوار قرار بدهید مىبینید این براى بالا رفتن از دیوار فاصله مىگیرد، بهجاى اینکه مستقیم بالا برود کج بالا مىرود، چون نمىخواهد برایش مزاحمی باشد به سمت غیر مانع رشد میکند.
- . در نخلستانها نخلهاى نر و ماده را در کنار هم قرار مىدهند تا اینکه اوّلاً از نقطۀنظر تلقیح آسان باشد و دوّم اینکه همین در کنار هم بودن باعث بشود که رشد این نخلها بهتر باشد. درخت نخل از میان همۀ اشجار به انسان نزدیکتر است؛ ازخصوصیّات نخل این است که اگر تمام نخل را زیر آب بکنند ولی یک مقدار از نخل بیرون آب باشد این از بین نمىرود و زنده میماند مانند انسان که اگر سر انسان زیر آب برود انسان خفه مىشود و الاّ زنده میماند.
و یکى از آن شباهتها در مورد تلقیح است؛ تمام میوههاى درختها بهوسیله ریاح تلقیح مىشوند ولى خصوص نخل را باید دستى تلقیح کرد و با ریاح تلقیح نمىشود. این نخلِ نر طَلع و شکوفههایی دارد که اینها را درمىآورند و هرکدام از اینها را لاى همان رشتههای خوشه درخت مادّه مىگذارند و بعد مىبندند. به هرکدام از این دانههاى نخل مادّه ذرّهاى از این پودر طَلع درخت نر برسد بارور مىشود و اگر نرسد بارور نمىشود؛ لذا شما در یک خوشه مىبینید که یک مقدارى از اینها خرما شده است و یک مقداری از آنها از بین رفته است و خرما نشده است.
درخت خرما خصوصیات خیلى زیادى دارد و از نقطۀنظر خواص بسیار عجیب است. در بعضى از بیماریها که براى انسان پیش مىآید خرما و حتّى طَلع آن بسیار مىتواند مفید باشد اینطور که گفتهاند. علىکلّحال اینها همه از اسرار خلقت است!
- . در نخلستانها نخلهاى نر و ماده را در کنار هم قرار مىدهند تا اینکه اوّلاً از نقطۀنظر تلقیح آسان باشد و دوّم اینکه همین در کنار هم بودن باعث بشود که رشد این نخلها بهتر باشد. درخت نخل از میان همۀ اشجار به انسان نزدیکتر است؛ ازخصوصیّات نخل این است که اگر تمام نخل را زیر آب بکنند ولی یک مقدار از نخل بیرون آب باشد این از بین نمىرود و زنده میماند مانند انسان که اگر سر انسان زیر آب برود انسان خفه مىشود و الاّ زنده میماند.
