
تبیین شعور و هدفمندی طبایع در افعال طبیعی
پاسخ به شبهه فخر رازی درباره غایتمندی موجودات عالم
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه علّت غایی در افعال موجودات میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که آیا طبایع و موجودات عالم، از جمادات و نباتات گرفته تا حیوانات، در افعال خود دارای شعور و هدف هستند یا خیر. استاد با نقد دیدگاه کسانی که این حرکات را صرفاً غریزی و فاقد ادراک میدانند، به بررسی اشکال فخر رازی بر حکما میپردازند که مدعی است جرمانی بودن موجودات با داشتن غایت و شعور ذهنی منافات دارد. در ادامه، با استناد به شواهد طبیعی و روایی، اثبات میشود که تمام موجودات عالم، از جمله گیاهان و حیوانات، دارای مرتبهای از شعور و ادراک هستند که آنها را به سمت غایات و اهدافشان هدایت میکند. این جلسه در نهایت با تأکید بر تفاوت نگاه اهل ظاهر و اهل باطن به قضایای هستی، بر این حقیقت تأکید میورزد که فهم و شعور موجودات، فراتر از ظواهر مادی است.
تبیین شعور و هدفمندی طبایع در افعال طبیعی
6فرق نظر اهل باطن و ظاهر به قضایا
ما مىآییم آن باطن را کنار مىگذاریم و فقط همینطور این ظاهر را درست مىکنیم؛ در نتیجه ظاهر هم مال اهل ظاهر است، از این دنیا که بخواهیم برویم این ظاهر را براى اهل ظاهر مىگذاریم، لذا مىبینید همین ظاهر ادامه پیدا مىکند؛ برای ما گنبد و مناره مىسازند و تشکیلات و بیا و برو درست مىکنند. چون او ظاهر بود براى اهل ظاهر میرود ولى باطن که اینها را نمىخواهد. باطن مىگوید: بروید من را پایین پاى امام رضا علیهالسّلام دفن بکنید، بعد هم خودش یک قضایایى پیش مىآورد که اصلاً نشود کارى کرد. این باطن است؛ چون باطن است دنبال باطن مىگردد، دنبال هیاهو نمىرود.
آقاى حدّاد قدّسسرّه در کجا دفن هستند؟ آیا بالاى گنبد أمیرالمؤمنین علیهالسّلام یا بالاى گنبد امام حسین علیهالسّلام دفن است؟! در یک قبرستانی دفن هستند که تا آدرس نداشته باشید پیدا نمىکنید، آنقدر باید بگردید تا آن را پیدا بکنید؛ مرتبه اوّلی که ما به آنجا رفتیم زیر باران دو ساعت میگشتیم، من با همین لباس بودم، طوری خیس شده بود که از آن آب مىچکید، انگار در حوض کرده باشی و درآورده باشى، همینطور از آن آب مىآمد. گفتیم: بابا نخواستیم، اگر شما از دست ما خیلى ناراحت و عصبانى هستید نمىخواهید بیاییم نمىآییم! یک دفعه یکی پیدا شد و گفت فردا شما را میبرم. به ایشان مىگویند: آقا شما را کجا دفن بکنیم؟ میگوید که ببرید یک گوشهاى، یکجایی دفن بکنید. این هم که مىگویند دفن بکنید بهخاطر ملاحظاتی است و الاّ مىگفتند در بیابان بیاندازید؛ چون اهل باطن و حقّ است. ما اهل ظاهر هستیم به همینخاطر بعدش مىخواهیم ظاهر را رسیدگى بکنیم.
مرحوم آقا یک روز براى دیدن یکى از اقوام رفتند که ناراحتى قلبى پیدا کرده بود ولى در آن مریضی فوت نکرد و تا سالهاى بعدش هم حیات داشت، ولى آنموقع احساس مىکرد که رفتنى است. خانمى بود سنّش هم بالا بود، جزء محارم ایشان بودند. در آن مجلس من هم با ایشان بودم؛ در یک ساعتى که ما نشسته بودیم تمام حرف این خانم این بود که گفتهام قبل از اینکه من از دنیا بروم تمام پردهها را تمیز بکنید و بشویید یکى وقتى مهمان مىآید بد نباشد، مثلاً یک جاى پرده کثیف باشد، به گلها رسیدگى بکنید! تمام اینها را گردن مهمان مىانداخت، میگفت که مهمانها محترم هستند، بایستى که ملاحظۀ آنها را کرد. پس گلها را آب بدهید، پردهها را تمیز بکنید، خلاصه خوب پذیرایى بکنید.
