
تبیین شعور و هدفمندی طبایع در افعال طبیعی
پاسخ به شبهه فخر رازی درباره غایتمندی موجودات عالم
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه علّت غایی در افعال موجودات میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که آیا طبایع و موجودات عالم، از جمادات و نباتات گرفته تا حیوانات، در افعال خود دارای شعور و هدف هستند یا خیر. استاد با نقد دیدگاه کسانی که این حرکات را صرفاً غریزی و فاقد ادراک میدانند، به بررسی اشکال فخر رازی بر حکما میپردازند که مدعی است جرمانی بودن موجودات با داشتن غایت و شعور ذهنی منافات دارد. در ادامه، با استناد به شواهد طبیعی و روایی، اثبات میشود که تمام موجودات عالم، از جمله گیاهان و حیوانات، دارای مرتبهای از شعور و ادراک هستند که آنها را به سمت غایات و اهدافشان هدایت میکند. این جلسه در نهایت با تأکید بر تفاوت نگاه اهل ظاهر و اهل باطن به قضایای هستی، بر این حقیقت تأکید میورزد که فهم و شعور موجودات، فراتر از ظواهر مادی است.
تبیین شعور و هدفمندی طبایع در افعال طبیعی
8«أیُّها الخَلقُ المُطیعُ»؛1 ای خلقى که مطیع هستى و در مرتبۀ عبودیّت و اطاعت هستى. بین ماه و این لیوان آبى که در دست من است فرقى نیست، اینطور نیست که او خَلقِ مطیع باشد و این نباشد. همۀ اینها در مقام اطاعت هستند؛ که در اینجا دیگر خیلى حرفها هست و خودتان هم بهتر مىدانید، مرحوم آقا هم از این مطالب در صحبتهایشان داشتند.
آن دارویى که وارد بدن مىشود بر اساس شعور با آن مرض به مقابله و جهاد مىپردازد؛ اگر مأمور باشد انجام مىدهد ولی اگر مأمور نباشد انجام نمىدهد. مىگوییم دوا اثر نکرد و میکروب غلبه کرد؛ چرا دو اثر نکرد؟ چون مأمور نیست، میکروب مأمور است که غلبه بکند. آن سلّول خاطى که الآن دارد رشد مىکند و سایر سلّولها را در معرض انهدام درمىآورد الآن مأمور است، و آن دارو و دوایى را که بر ضدّ این قرار دادهاند و آن کورتنى را که بر علیه این الآن دارند استعمال مىکنند آن هم مأمور است، تا کدام یک از این دو بر دیگرى غلبه داشته باشد. به آن میگویند الآن تو در مقابل این آرام باش و بعد به دیگری می گویند که حالا تو آرام باش! به این مىگویند تا حالا از فعالیّتت کم کردى، حالا از این به بعد شروع به فعالیّت بکن. مىگوییم که این دارو یک هفته اثر کرد و آن دارو دو هفته اثر کرد؛ تمام این مسائل همه بر اساس یک غایاتى است که آن طبیعتها، نفوس این اجرام، این سلّولها، این داروها، این ویروسها و این طبیعت مزاجى بدن، تمام اینها بر اساس آن غایات افاعیل خودشان را قرار مىدهند. این مطلبى است که حکماء فرمودهاند.
اشکالى که فخر رازى مىکند این است که مىگوید: اینها داراى شعور نیستند، و وقتى داراى شعور نبودند وجود ذهنى ندارند. وجود آنها و غایتى که آنها دارند انجام مىدهند هم که در ما نیست، پس مسئله وجود ذهنى از بین مىرود. درخود آنها نیست چون آنها شعور ندارند، و در ما نیست بهخاطر اینکه آن غایتى است که الآن او دارد دنبالش مىرود پس در ما نمىتواند تحقّق داشته باشد.
- . الصحیفة السّجادیه، ص 182، دعاى 43 :
«و کان من دعائه علیهالسّلام إذا نظر إلى الهلال: ”أیُّها الخَلقُ المُطیعُ، الدّائِبُ السَّریعُ، المُتَرَدِّدُ فى مَنازِلِ التَّقدیرِ، المُتَصَرِّفُ فى فَلَکِ التَّدبیرِ. آمَنتُ بِمَن نَوَّرَ بِکَ الظُّلَمَ، و أوضَحَ بِکَ البُهَمَ، و جَعَلَکَ آیَة مِن آیاتِ مُلکِهِ، و عَلامَة مِن عَلاماتِ سُلطانِهِ، و امتَهَنَکَ بِالزّیادَة و النُّقصانِ، و الطُّلوعِ و الافولِ، و الإنارَة و الکُسوفِ، فى کُلِّ ذَلِکَ أنتَ لَهُ مُطیعٌ، و إلَى إرادَتِهِ سَریع ... “.»
افق وحى، ص 49:
«اى مخلوقى که مطیع اراده و مشیّت پروردگارى، و در حرکت استمرارى خود با سرعت در مدارهایى که براى تو تعیین شده است به پیش مىروى و در نظام اراده و تدبیر به هر صورت و گونه درمىآیى. ایمان آوردم به آن ذاتى که بواسطه تو تاریکیها را زدود و ناشناختهها را واضح و روشن ساخت و تو را نشانهاى از نشانهها و علامات سلطنت و اقتدارش قرار داد. و ترا به زیاده و نقصان و طلوع و افول و تمامیّت و کسوف متحوّل گردانید و در تمام این موارد تو مطیع و فرمانبردار او بودى و اراده او را با سرعت و بدون کمترین تأنّى و تأخیرى به ظهور مىرساندى ... .»
- . الصحیفة السّجادیه، ص 182، دعاى 43 :
