اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی اشکالات وجود ذهنی و تبیین مراتب ادراکی

تحلیل جایگاه قوا و نسبت میان عالم ذهن و خارج

14٬160
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی مبانی فلسفی «وجود ذهنی» و پاسخ به اشکالات مطرح شده پیرامون آن می‌پردازند. بحث با طرح دو اشکال اساسیِ «انقلاب جوهر به عرض» و «اندراج مقولات در تحت کیف» آغاز می‌شود که از دیرباز مورد توجه حکما و متکلمین بوده است. ایشان برای تبیین دقیق محل نزاع، به تشریح مراتب چهارگانه ادراکی انسان شامل حس، خیال، وهم و عقل پرداخته و چگونگی نقش‌آفرینی نفس در هر یک از این عوالم را بررسی می‌کنند. در ادامه، با نقد دیدگاه‌های رایج، به تبیین این نکته می‌پردازند که حقیقتِ ادراک، نه ورودِ صورتی بیگانه به ذهن، بلکه ناشی از سعه وجودی نفس و قرارگیری آن در افقِ عوالم بالاتر است. این جلسه با ارائه مثال‌هایی از عالم خارج، به دنبال ترسیم پیوند میان وجود عینی و ادراکات ذهنی است تا نشان دهد چگونه حقایق در مراتب مختلف، بدون تغییر در ماهیت، ظهور می‌یابند.

بررسی اشکالات وجود ذهنی و تبیین مراتب ادراکی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی مبانی فلسفی «وجود ذهنی» و پاسخ به اشکالات مطرح شده پیرامون آن می‌پردازند. بحث با طرح دو اشکال اساسیِ «انقلاب جوهر به عرض» و «اندراج مقولات در تحت کیف» آغاز می‌شود که از دیرباز مورد توجه حکما و متکلمین بوده است. ایشان برای تبیین دقیق محل نزاع، به تشریح مراتب چهارگانه ادراکی انسان شامل حس، خیال، وهم و عقل پرداخته و چگونگی نقش‌آفرینی نفس در هر یک از این عوالم را بررسی می‌کنند. در ادامه، با نقد دیدگاه‌های رایج، به تبیین این نکته می‌پردازند که حقیقتِ ادراک، نه ورودِ صورتی بیگانه به ذهن، بلکه ناشی از سعه وجودی نفس و قرارگیری آن در افقِ عوالم بالاتر است. این جلسه با ارائه مثال‌هایی از عالم خارج، به دنبال ترسیم پیوند میان وجود عینی و ادراکات ذهنی است تا نشان دهد چگونه حقایق در مراتب مختلف، بدون تغییر در ماهیت، ظهور می‌یابند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی اشکالات وجود ذهنی و تبیین مراتب ادراکی

11
  • حالا از نقطۀنظر فنّى در مسئلۀ وجود ذهنى همان‌طور که عرض شد نظرات مختلفى هست که البتّه مرحوم حاجى یک نظر خاصّ به خودشان را دارند. و من یادم است آن وقتى که بحث منظومه داشتیم بین نظر مرحوم حاجى و آخوند، ما نظر مرحوم محقّق دوّانى را تایید کردیم که اشیاء به وجود ذهنى وارد مى‌شوند. الآن اگر بخواهیم آن مطالب را مطرح بکنیم یک‌خورده از بحث خودمان دور می‌شویم.

  • انقلاب جوهر به عَرَض اشکال اوّل بر وجود ذهنی

  • منتها اشکالى که نسبت به این مسائل وارد شده است در اینجا مطرح است: در اینکه حقایق عقلانى یا عالَم وهم و عالَم خیال و همین‌طور حسّ مشترک معجونى از جواهر و اعراض هستند کسى شک ندارد، چون بالأخره ما هر ماهیّتى را تصوّر کنیم یا ماهیّت جوهر است و یا ماهیّت عَرَض است و از این دو خارج نیست. این ماهیّت جوهر و عَرَض، وجود ذهنى دارند؛ تصویرِ زید، وجود ذهنی است و تصویر لون هم وجود ذهنی است که یکى جوهر و دیگری عَرَض است. از آن طرف شما مى‌گویید که وجود ذهنى، وجود کیفى است، یعنى گرچه از نقطۀنظر حمل اوّلى یعنى نفسِ آن تصوّر به حمل اوّلى همان شىء و ماهیّت خارج است ولى از نقطۀنظر حمل شایع صناعى داخل در تحت مقولۀ کیف است.

  • بنابراین از یک نقطۀنظر شما جوهر را در ذهن آوردید ولی از یک نقطۀنظر این الآن همان وجودِ کیف است! این انقلابى که براى این وجود در جوهر و عَرَض پیدا مى‌شود یکى از اشکالاتی است که بر وجود ذهنى بار است. بنابراین ما وجود ذهنى نداریم و این تصویرى که در ذهن مى‌آید یک ارتباط و انتساب و تعلّقى بین نفس و خارج است که اصلاً ارتباطى به وجود ذهنى ندارد، این اشکال اوّل که فَجوهَرٌ مَعَ عَرَضٍ کَیفَ اجتَمَع؟1

  • از یک طرف شما این حقایق را ادراک می‌کنید؛ عشق، علاقه، محبّت، احساس غضب؛ وقتی شما احساس غضب از یک نفر مى‌کنید در مقابلش مشت‌های خودتان را گره می‌کنید. این وجود ذهنى سبب شده است که شما الآن مشتهای خودتان را این‌جور کرده‌اید، به‌خاطر این تصویرى که در ذهنت آمده است این کار را کرده‌اید، و به‌خاطر آن است که همین‌جور مثل سیب زمینى بی‌حرکت نمى‌ایستید تا آن هم بیاید به سرتان بزند. نه، در مقابلش شکل و قیافه‌اى می‌گیرید که بالأخره او هم بترسد! یا اینکه وقتی یک نفر به شما ابراز محبّت مى‌کند دراین‌صورت جور دیگرى برخورد مى‌کنید، دستتان را مشت نمى‌کنید که آن شخص فرار بکند بلکه به یک نحو دیگرى که متناسب با مقام است با او برخورد می‌کنید؛ یعنی از نقطۀنظر رعایت بلاغت و مقتضی‌الحال در هر چیزى با او برخورد مى‌کنید، اینها به‌خاطر همین وجود ذهنى است.

    1. . شرح المنظومه، ج 2، ص 121.
/ 0