اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی اشکالات وجود ذهنی و تبیین مراتب ادراکی

تحلیل جایگاه قوا و نسبت میان عالم ذهن و خارج

14٬160
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی مبانی فلسفی «وجود ذهنی» و پاسخ به اشکالات مطرح شده پیرامون آن می‌پردازند. بحث با طرح دو اشکال اساسیِ «انقلاب جوهر به عرض» و «اندراج مقولات در تحت کیف» آغاز می‌شود که از دیرباز مورد توجه حکما و متکلمین بوده است. ایشان برای تبیین دقیق محل نزاع، به تشریح مراتب چهارگانه ادراکی انسان شامل حس، خیال، وهم و عقل پرداخته و چگونگی نقش‌آفرینی نفس در هر یک از این عوالم را بررسی می‌کنند. در ادامه، با نقد دیدگاه‌های رایج، به تبیین این نکته می‌پردازند که حقیقتِ ادراک، نه ورودِ صورتی بیگانه به ذهن، بلکه ناشی از سعه وجودی نفس و قرارگیری آن در افقِ عوالم بالاتر است. این جلسه با ارائه مثال‌هایی از عالم خارج، به دنبال ترسیم پیوند میان وجود عینی و ادراکات ذهنی است تا نشان دهد چگونه حقایق در مراتب مختلف، بدون تغییر در ماهیت، ظهور می‌یابند.

بررسی اشکالات وجود ذهنی و تبیین مراتب ادراکی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی مبانی فلسفی «وجود ذهنی» و پاسخ به اشکالات مطرح شده پیرامون آن می‌پردازند. بحث با طرح دو اشکال اساسیِ «انقلاب جوهر به عرض» و «اندراج مقولات در تحت کیف» آغاز می‌شود که از دیرباز مورد توجه حکما و متکلمین بوده است. ایشان برای تبیین دقیق محل نزاع، به تشریح مراتب چهارگانه ادراکی انسان شامل حس، خیال، وهم و عقل پرداخته و چگونگی نقش‌آفرینی نفس در هر یک از این عوالم را بررسی می‌کنند. در ادامه، با نقد دیدگاه‌های رایج، به تبیین این نکته می‌پردازند که حقیقتِ ادراک، نه ورودِ صورتی بیگانه به ذهن، بلکه ناشی از سعه وجودی نفس و قرارگیری آن در افقِ عوالم بالاتر است. این جلسه با ارائه مثال‌هایی از عالم خارج، به دنبال ترسیم پیوند میان وجود عینی و ادراکات ذهنی است تا نشان دهد چگونه حقایق در مراتب مختلف، بدون تغییر در ماهیت، ظهور می‌یابند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی اشکالات وجود ذهنی و تبیین مراتب ادراکی

13
  • ببینید داریم به مطلب نزدیک مى‌شویم؛ یعنى همان طورى که وجود خارج از نقطۀنظر تشکّل و تعیّن عینِ ماهیّت است و ماهیّت چیزى جز تشکّل وجود نیست ـ و اینکه مى‌گویند ماهیّت یک امر عدمی است خلاف و اشتباه است بلکه ماهیّت عبارت از نحوۀ وجود است که جداى از وجود نیست، و ترکّب وجود و عدم موجب تحقّق امر خارجى نخواهد شد ـ بنابراین این وجود که مى‌خواهد در خارج تحقّق، تعیّن و تشخّص جزئى پیدا بکند هم اصلش و هم کیفیّت خارجی آن، هر دو داخل در تحت حقیقت وجود است.

  • بهترین مثال براى دانستن عینیّت ماهیّت با وجود

  • من‌باب‌مثال شما یک قالب یخ را درنظر بگیرید، اصلِ آن عبارت از همان آب است. آب را هم اگر تجزیه بکنیم اکسیژن و هیدروژن است، این دو با هم ترکیب مى‌شوند ماء مى‌شود. این مى‌شود حقیقت سیّال در تمام انواع مائیّه؛ چه یخ، چه باران، چه برف و چه بخار! آن حقیقت سیّال در تمام اینها به‌عنوان مادّه و اصل اوّلى که تشکیل دهندۀ جزئیّات خارجی است، همان اکسیژن و هیدروژن است.

  • حالا شما از یک طرف مى‌بینید این حقیقت در اشکال مختلفه بروز و ظهور پیدا مى‌کند و از آن طرف می‌گویید که این حقیقت خارجیّه و ترکیب نه در ضمن یخ است، نه در ضمن برف است، نه در ضمن ابر است و نه در ضمن ماء، پس در ضمن چه چیزی چیست؟ این قضیّه مى‌شود همان قضیّه شیر بى یال و دُم و اُشکُم!1 پس این واقعیّت اگر بخواهد تعیّن خارجى پیدا کند قطعاً باید به ماهیّت بخورد. براى تقریر مطلب این را عَرض مى‌کنم: این وجود یعنى آن مادّه اگر بخواهد تشخّص خارجى پیدا بکند آیا مى‌شود که نه در ضمن یخ باشد، نه در ضمن برف باشد و نه در ضمن ثلج و آب؟ این اصلاً نمى‌شود!

  • حالا اگر شما آن را به شکل یخ درآوردید، آیا این یخى را که الآن دارید مى‌بینید کیف دارد یا ندارد؟ بله، کیفش رنگش است مثلاً بیاض است. مسئله دوّم این است که سرما و برودت آن است، مسئلۀ سوّم صلابت آن است، این هم کیف آن است. آیا این صلابت چیزی غیر از اکسیژن و هیدروژن است؟ نه، همان است. آیا این بیاض چیزی غیر از آن اکسیژن و هیدروژن است؟ نه! البتّه بیاض به‌واسطۀ همان تشعشع نور است که حالا بالأخره اصل و حقیقتش بر این است. آن خطّى را که شما در این قالب یخ مشاهده مى‌کنید مثلاً خط این قالب پنج سانت است، آیا آن خط غیر از این مادّه چیز دیگری است؟ نه، همان است! بنابراین این بهترین مثال مى‌شود براى اینکه ما اتّحاد و حقیقتِ عینى ماهیّت و وجود را که ماهیّت عینِ وجود است را بدانیم.

    1. . رجوع شود به مثنوی معنوی (میرخانی)، دفتر اوّل، ص 79: کبودی زدن قزوینی بر شانه‌گاه و پشیمان شدن به جهت زخم.
/ 260