اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین جایگاه فصول جواهر در مقولات

بررسی نسبت میان حقیقت مجرد فصل و تعینات مادی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون مقولات عشر و جایگاه فصول جواهر می‌پردازند. بحث با طرح اشکال شیخ‌الرئیس در کتاب شفا آغاز می‌شود که چرا فصول جواهر نباید در تحت مقوله جوهر قرار گیرند تا از تسلسل فصول غیرمتناهیه جلوگیری شود. در ادامه، تفاوت میان جنس و فصل و نحوه تحقق آن‌ها در عالم خارج و ملکوت مورد تحلیل قرار می‌گیرد. استاد با تبیین این نکته که فصل، حقیقتی مجرد و فراتر از مقولات است، به چگونگی تنزل این حقایق در قالب ماده و نقش آن در تشخص انواع می‌پردازند. در نهایت، با مقایسه دیدگاه صدرالمتألهین در حرکت جوهری و دیدگاه شیخ‌الرئیس در هبوط حقایق، به این نتیجه می‌رسند که وحدت میان عالم ماده و عالم معنا، کلید اصلی فهم این مباحث است و می‌توان میان این دو مشرب فلسفی جمع کرد.

تبیین جایگاه فصول جواهر در مقولات

7
  • قرار دادن اساس زندگى بر امور اعتبارى توسّط عقلاء

  • پس ما تصوّر امور اعتبارى یا امور عدمى را مى‌کنیم درحالتى‌که وجود اینها وجود خارجى نیست؛ زوجیّت وجود خارجى ندارد، یا امکان که از معقولات ثانیه فلسفى است وجود خارجى ندارد، نوعیّت منطقى وجود خارجى ندارد، ملکیّت وجود خارجى ندارد چون زمین در جای خودش است و مالک هم اینجا برای خودش است هیچ ارتباطى با همدیگر ندارند، ولى مى‌گوییم در اینجا ملکیّت است، این زمین مال و مِلک این شخص است یعنى بین این‌ها یک علقه‌ای است که آن علقه بین شما و بین این زمین نیست پس آن از امور اعتبارى است.

  • و عقلاء اساس زندگى را بر این امور اعتبارى قرار مى‌دهند، مسائل زندگى را بر این مسئله قرار مى‌دهند. و شرع هم بر اساس امور اعتبارى احکامى آورده است، این‌طور نیست که بگویید حالا چون اعتبار است پس تمام اینها محلّى از اعراب ندارند و کشک هستند، نخیر! کشک نیست و تمام اینها مبانى عقلایى هستند که شرع بر اساس آن، تکلیف جعل مى‌کند و احکام مى‌آورد. درحالتى‌که اینها وجود خارجى ندارند و آن چیزی که در خارج است زمین است و مالک است من‌باب‌مثال زید است و چیز دیگری نیست. ولى شما مى‌گویید در اینجا ملکیّت هست و بر این اساس، سند مى‌نویسید و کاغذ مى‌آورید، پول مى‌دهید! همۀ این کارها به‌خاطر این است که این یک امرى است که واقعیّت دارد منتها واقعیّتش واقعیّت اعتبارى است؛ در عالَم ذهن و نفس، واقعیّت دارد نه در عالَم اعیان خارجى. در عالَم اعیان خارجى چیزى نیست، یک زید است و یک زمین و غیر از آنها چیزی نیست، زمین هم که به زید نچسبیده است از همدیگر جدا هستند. پس چون وجود این‌ها نمی‌تواند وجود خارجى باشد پس باید ذهنی باشد.

  • لزوم وجود علّت غایی قبل از فعل، دلیل برای اثبات وجود ذهنی

  • یکى از ادلّۀ دیگری که مرحوم آخوند برای اثبات وجود ذهنی ذکر مى‌کنند این است که هر فاعلى فعلى را که انجام مى‌دهد براى یک غایت و مقصدى آن را انجام مى‌دهد؛ من‌باب‌مثال شما که مى‌روید این فرش را مى‌خرید آن را برای این مى‌خرید که از آن استفاده بکنید، فرش را بدون غرض که نمى‌خرید همین‌طور کناری بگذارید. حالا این غایت که استفادۀ از فرش است آیا قبل از خرید فرش است یا بعد از خرید فرش است؟ اگر این غایت از اوّل بوده است پس دیگر نیازی به فرش خریدن نیست! درحالى‌که علّت غایى سبب محرّکۀ فاعل نحوَ الفعل است، یعنی وقتى که فاعل این غایت را درنظر مى‌گیرد تحریک براى فعل در او به‌وجود مى‌آید. امّا اگر این غایت از اوّل باشد دیگر خریدن معنا ندارد و فرش در منزل شما است. بنابراین علّت غایى گرچه بوجوده العینى بعد از خرید و انجام فعل است ولى بوجوده الذّهنى و العِلمى باید قبل باشد. پس وعاء آن حتماً باید در ذهن باشد و وجودش وجود ذهنى است.