اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین جایگاه فصول جواهر در مقولات

بررسی نسبت میان حقیقت مجرد فصل و تعینات مادی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون مقولات عشر و جایگاه فصول جواهر می‌پردازند. بحث با طرح اشکال شیخ‌الرئیس در کتاب شفا آغاز می‌شود که چرا فصول جواهر نباید در تحت مقوله جوهر قرار گیرند تا از تسلسل فصول غیرمتناهیه جلوگیری شود. در ادامه، تفاوت میان جنس و فصل و نحوه تحقق آن‌ها در عالم خارج و ملکوت مورد تحلیل قرار می‌گیرد. استاد با تبیین این نکته که فصل، حقیقتی مجرد و فراتر از مقولات است، به چگونگی تنزل این حقایق در قالب ماده و نقش آن در تشخص انواع می‌پردازند. در نهایت، با مقایسه دیدگاه صدرالمتألهین در حرکت جوهری و دیدگاه شیخ‌الرئیس در هبوط حقایق، به این نتیجه می‌رسند که وحدت میان عالم ماده و عالم معنا، کلید اصلی فهم این مباحث است و می‌توان میان این دو مشرب فلسفی جمع کرد.

تبیین جایگاه فصول جواهر در مقولات

8
  • آثار خارجی برای تخیّلات و توهّمات دلیل برای اثبات وجود ذهنی

  • مطلب دیگرى را که ایشان به‌عنوان دلیل برای اثبات وجود ذهنی مى‌آورند این است که مى‌فرمایند: ما می‌بینیم بر تخیّلات و توهّماتی که جنبۀ خارجى ندارند آثار خارجى بار مى‌شود و این‌ها برای انسان یک مسائل خارجى را به‌وجود مى‌آورند؛ مثلاً یک مسئله در ذهن شما مى‌آید یک‌دفعه رنگتان مى‌پرد، یا من‌باب‌مثال ترس براى انسان عارض مى‌شود یا یک قضیّه‌اى در ذهن مى‌آید، رنگ انسان بر افروخته مى‌شود. این آثارى که به‌وجود مى‌آید به‌واسطۀ تخیّلات است درحالتى‌که این تخیّلات وجودِ خارجى ندارند، فقط خاطره‌اى است که در ذهن آمده است پس چرا باید رنگ شما تغییر بکند؟ من‌باب‌مثال چرا تا شما ترشى را در نظر می‌آورید دهان شما آب می‌افتد درحالتى‌که در خارج اصلاً ترشى وجود ندارد یعنی نه لیموترش وجود دارد و نه چیز دیگری؟ این به‌خاطر این است که نفس این تصوّر موجب تحریک اعصاب است، یعنی اعصاب بزاق به این کیفیّت تحریک مى‌شوند. درحالى‌که آثار عینى خارجى بر این مترتّب نیست ولى آثار ذهنى که آن آثار در خارج به یک نحوى بروز و ظهور پیدا مى‌کنند در ذهن مترتّب است و یک مطالبى هم راجع به این مطلب ایشان در آنجا مى‌فرمایند.

  • متن مرحوم آخوند در ادامه اشکال بر رجل همدانی

  • و قَد نَصَّ الشَیخُ فی سایِرِ کُتُبِهِ: أنَّ الإنسانیَّةَ الموجودَةَ کَثیرَةٌ بِالعَدَدِ و لَیسَت ذاتًا واحِدَةً و کذلِکَ الحیوانیَّةُ؛ لا کَثرَةً یَکونُ بِاعتِبارِ إضافاتٍ مُختَلِفَةٍ بل ذاتُ الإنسانیَّةِ المُقارِنَةِ لِخَواصِّ زیدٍ هیَ غَیرُ ذاتِ الإنسانیَّةِ المُقارِنَةِ لِخَواصِّ عَمروٍ، فَهُما إنسانیَّتانِ؛ إنسانیَّةٌ قارَنَت خَواصَّ زیدٍ و إنسانیَّةٌ قارَنَت خَواصَّ عَمروٍ، لا غَیریَّةً بِاعتِبارِ المُقارِنَةِ حتّى یَکونَ حیوانیَّةٌ واحِدَةٌ تُقارِنُ المُتَقابِلاتٍ مِن الفُصولِ.

  • فَإن قُلتَ: کما أنَّ الموجودَ الخارِجیَّ مُشَخَّصٌ لا یَقبَلُ الاشتِراکَ کذلِکَ الموجودُ الذِهنیُّ مُشَخَّصٌ لا یَقبَلُ الاشتراکَ و لا یَنطَبِقُ على کَثیرینَ و المُنطَبَقُ على کَثیرینَ إنّما هوَ الماهیَّةُ مِن حَیثُ هیَ‌هیَ، و هیَ مَوجودَةٌ فی الخارِجِ أیضًا فَلا یَتِمُّ الدَلیلُ.