
اتحاد نفس با صور علمی و معقولات
نقد دیدگاه فاضل قوشچی درباره کیفیت تحقق صورت در ذهن
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد و بررسی دیدگاه فاضل قوشچی پیرامون کیفیت تحقق صور علمی در وعاء ذهن میپردازند. بحث با تبیین جایگاه علم، عالم و معلوم در حکمت مشاء آغاز میشود و این حقیقت مورد تأکید قرار میگیرد که هر امر مجردی که استقلال ذاتی داشته باشد، عالم به ذات خویش است. در ادامه، استاد با استناد به مبانی عقلی، این پرسش را مطرح میکنند که آیا نفس انسانی میتواند خالق و فاعلِ صور معقوله باشد یا خیر. ایشان با ردِ دیدگاهِ فاعلیتِ نفس در ایجاد صور، به تبیین نقش «عقل فعال» در القای صور به نفس و فرآیند اتحاد نفس با معلوم میپردازند. در پایان، آثار تربیتی این اتحاد، از جمله تنزل نفس در اثر معاشرت با امور مبتذل و ارتقای آن در اثر انس با کلام معصومین و اولیاء الهی، به عنوان راهکاری برای آزمایش و تکامل نفس تبیین میشود.
اتحاد نفس با صور علمی و معقولات
7علت سفارش به دوری نفس از صور امور شهویه و دنیائیه و مبتذل
لذا مىگویند: هیچگاه نفس خود را با صور امور شهویه و دنیائیه و امور مبتذل خراب نکنید! این خراب کردن نفس معنایش همین است. انسان یک رمان و قصه مطالعه کند، نفس او در حد رمان و قصه پایین مىآید! انسان یک صورت شهویه را ببیند، نفسش در آن صورت شهویه پایین مىآید! اگر انسان در مجالس به مطالب غیبت و تهمت و اینها توجه کند، نفس او در همان مرتبۀ پایین از غیبت و اینها پایین مىآید! انسان اگر به زرق و برق و این مسائل توجه کند، نفس پایین مىآید!
تنزل نفس درصورت ارتباط و معاشرت با افراد غیر صحیح و غیر مناسب
لذا کاملاً مشهود است که وقتى شخص یک مقدارى از نقطهنظر صحبت و مطالعه و برخوردها با افراد غیر صحیح و غیر مناسب ارتباط و معاشرت پیدا کند بعد از یک ماه که او را مىبینید، مىبینید تنزل پیدا کرده است و با یک ماه قبل تفاوت پیدا کرده است! [علت] چیست؟! چون اتحاد پیدا مىکند! یعنى با آن مرتبۀ مجانسین و مجالسین و مصاحبین سنخیت پیدا مىکند و دنائت و تنزل آن مرتبه در نفس انسان اثر مىگذارد و انسان را پایین مىآورد!
اتحاد نفس با حقیقت کلام معصومین و اولیاء درصورت مطالعۀ روایات و شرححال ایشان
و بهعکس اگر انسان یک روایت خواند؛ روایت امام صادق را خواند، یک روایت اخلاقى از امام رضا علیهماالسّلام خواند، یک حکایت از احوال اولیاء خدا را خواند، یک قصه و داستان از شرححال بزرگان و اولیاء را خواند و یک حکمت از کلمات حکیمانۀ بزرگى از بزرگان را خواند، مىبینیم یک تکان مىخورد و این تکان خوردن و تمایل نفس به آن حکمت، مرتبه، مسئله و کلامى که از دهان امام رضا علیهالسّلام بیرون آمده است عبارت از اتحاد بین نفس و آن حقیقتى است که آن حقیقت در کلام معصوم علیهالسّلام و حکایت تاریخى از بزرگان منطوى است! لذا اگر انسان یک روایتى بخواند نمىخواهد برگردد و یک قصه بخواند! [علت] اینکه نمىخواهد چیست؟! چرا نمىخواهد؟! چون وحدت پیدا کرده است و بین نور و ظلمت جمع نمىشود، وقتى که متمایل به نور شده است از ظلمت فرارى است!
