
کیفیت ابداع صور ذهنی توسط نفس
نقش وحدت در معرفت و لزوم متابعت از حق
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، بحث فلسفی پیرامون کیفیت اتصاف نفس به صور مدرکه را تبیین میکنند. ایشان با نقد دیدگاه حلولی بودنِ صور در نفس، به تبیین دیدگاه ابداعی میپردازند که در آن نفس، خالقِ صور ذهنی است. در ادامه، این بحثِ دقیقِ فلسفی به یک اصلِ مهمِ تربیتی و سلوکی پیوند میخورد: ضرورتِ ایجادِ وحدت و سنخیت میانِ سالک و حقایقِ هستی برای حصولِ معرفتِ حقیقی. استاد با نقدِ رفتارهای احساسی و ظاهربینانه، تأکید میکنند که معرفتِ واقعی، فراتر از تخیلات و ساختههای ذهنی است و تنها با نزدیک شدنِ حقیقی به حق و کنار گذاشتنِ حجابهای اعتباری حاصل میشود. در پایان، ایشان با اشاره به حوادثِ اخیر، بر لزومِ استقامت بر موازینِ حق و پرهیز از انحرافاتِ ناشی از احساساتگرایی تأکید کرده و ثباتِ نفس در برابرِ تقدیراتِ الهی را نشانهی کمالِ سالک میدانند.
کیفیت ابداع صور ذهنی توسط نفس
5تأکید بزرگان به متابعت ازحق
آنچه که براى ما از همه چیز مهمتر است متابعت از حق است نه پیروى از مسائل دیگر و بهدنبال احساسات و مسائل جانبى رفتن و آن واقعیت را ندیده گرفتن. آنچه که بزرگان و اولیاء و عرفا بهدنبالش بودند این بود که بگویند که باید بهدنبال حق رفت نهاینکه انسان آن واقعیت و حق را کنار بگذارد و بخواهد مطالب دیگرى را دستاویز کند.
چندى پیش شنیدم در مجلسى که من در اینجا نبودم مسئلهاى مطرح شده و جناب آقاى ... در اینجا حضور داشتند و به ایشان اهانت شده است. من فوقالعاده متأثر و عصبانى شدم به حدى که وقتى آن ناقل این خبر را براى من نقل کرد، بر من ترسید و خواست مسئله را به یک نحوى جمعوجور کند و مطلب را به یک کیفیتى [جمع] کند. من به ایشان این مطلب را عرض کردم که من هم بر خود متأسفم و هم بر دوستان! بر خود متأسفم که چرا وقت خودم را تلف مىکنم براى افرادى که حرف مرا نمىفهمند؟! و این یک مصیبتى براى من است و این مصیبت هم در زمان مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ اتفاق افتاد! آخر تا کجا ما باید صبر کنیم و دست از مطالب غیر واقعى برنداریم؟! یعنى اگر یک أمد و مهلتى را به ما بگویند، خوب است! وقتى که ایشان مسئول امور تربیت و تنظیم طلاب است چه گناهى در کارش انجام داده که باید وقتى که قضیه به بندهزاده مربوط بشود و ایشان بگوید که نه، ایشان هم تخلف دارند و باید که طبق نظام دربیایند، این مسئله اهانت به من تلقى بشود؟! نهخیر! بنده به ایشان گفتم که اگر شما نسبت به بندهزادۀ خود من کوتاهى کردید روز قیامت باید پاسخ و جواب بدهید! فرق نمىکند. مگر پدر ما با ما چهکار مىکرد؟! آنقدرى که ما از ایشان مىترسیدیم رفقاى ما از ایشان نمىترسیدند! پدر ما با ما چهکار مىکرد؟! پدر ما براى خود بنده و برادران بنده جاسوس گذاشته بود! که کجا مىرویم و کجا میآییم و با چه کسی حرف مىزنیم و... اینها هم مىرفتند اطلاع مىدادند. ما بچه بودیم و اینها مىرفتند اطلاع مىدادند.
