اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت ابداع صور ذهنی توسط نفس

نقش وحدت در معرفت و لزوم متابعت از حق

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، بحث فلسفی پیرامون کیفیت اتصاف نفس به صور مدرکه را تبیین می‌کنند. ایشان با نقد دیدگاه حلولی بودنِ صور در نفس، به تبیین دیدگاه ابداعی می‌پردازند که در آن نفس، خالقِ صور ذهنی است. در ادامه، این بحثِ دقیقِ فلسفی به یک اصلِ مهمِ تربیتی و سلوکی پیوند می‌خورد: ضرورتِ ایجادِ وحدت و سنخیت میانِ سالک و حقایقِ هستی برای حصولِ معرفتِ حقیقی. استاد با نقدِ رفتارهای احساسی و ظاهربینانه، تأکید می‌کنند که معرفتِ واقعی، فراتر از تخیلات و ساخته‌های ذهنی است و تنها با نزدیک شدنِ حقیقی به حق و کنار گذاشتنِ حجاب‌های اعتباری حاصل می‌شود. در پایان، ایشان با اشاره به حوادثِ اخیر، بر لزومِ استقامت بر موازینِ حق و پرهیز از انحرافاتِ ناشی از احساسات‌گرایی تأکید کرده و ثباتِ نفس در برابرِ تقدیراتِ الهی را نشانه‌ی کمالِ سالک می‌دانند.

کیفیت ابداع صور ذهنی توسط نفس

6
  • ایشان باید هم این کار را مى‌کرد! اگر این کار را نمى‌کرد که نمى‌توانست تربیت کند. همه هم باید همین‌طور باشند و این مسئله اختصاص به بچه ندارد. ما نسبت به زن و بچه‌هایمان و همۀ افراد متعهد هستیم. ما از خانه که بیرون می‌آییم باید بدانیم الآن چه دارد در منزل ما مى‌گذرد. زن ما دارد با چه کسى حرف مى‌زند و چه کسى با او تماس گرفته است. بچه‌های ما با چه کسى حرف مى‌زنند و کجا مى‌روند و کجا مى‌آیند. جامعه، جامعۀ خرابى است! جامعه خیلى بدتر از زمان سابق است، خیلى بدتر از زمان سابق است! این تأسف براى خودم است که واقعاً احساس مى‌کنم که چرا باید حالا که قرار بر این است که با این اوضاع و با این مسائل و با این حرف‌هایی که دیگر بعد از زمان مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ به‌وجود آمد و چه انحرافاتى در آنجا پیش آمد [برای کسانی صحبت کنم که متوجه نیستند].

  • ریشۀ تمام انحرافات

  • تمام انحرافات به‌خاطر این بود که حق را کنار گذاشتند و احساس را گرفتند، همه براى این بود! من در بیتم مى‌گفتم که اینجا و بیرون‌ چرا باید فرق کند؟ رفقاى ما مثل برادرهاى ما مى‌مانند چه فرق مى‌کند؟! آنچه که داخل است باید همان هم در بیرون باشد! حرف ما از اول [این بود] شما هم از اول در جریان حرف‌هاى ما بودید! حرف من این بود که آنچه را که براى برادرانم هست همان هم باید براى رفقا باشد و آنچه را که براى رفقا هست باید براى برادران هم باشد. چه فرقى مى‌کند؟! در داخل یک‌طور داشته باشیم و نمودمان در بیرون طور دیگر باشد. نه‌خیر! در داخل آقاى سید محمدصادق و در بیرون حضرت آقاى اخوى [باشد]، نه‌خیر! بیرون و داخل یکى است. در داخل هرچه دلمان بخواهد بگوییم ولى در بیرون مقام عظماى ولایت [بگوییم]. نه! هم‌چنین حرفى نیست و [داخل و بیرون] یکى است. گفتند که اِ! گفتم که اِ ندارد. اِ و بِ ندارد هرچه که هست همان است. مگر باباى ما داخل و خارج داشت؟! مگر پدر ما اعتقادات و مکتب خودش در داخل طورى بود و در خارج طور دیگرى نشان مى‌داد؟ اگر این‌طور بود بنده اصلاً این بابا را قبول ندارم! بنده به‌عنوان پسرش قبول ندارم، هیچ قبول ندارم. نه! آنچه که در بیرون بود تازه خیلى کمتر از آن بود که در داخل بود و ما مى‌دانستیم! نمونه‌اش همین الآن بیایید بگویید، شما آنچه که از پدر ما در خارج مى‌دانید چیست؟ هر کسی بیاید بنویسد به من بدهد تا ببینم میزان معرفتش حتى نسبت به کارهاى خارجى چقدر است؟ ما خیلی از مسائل ایشان را تازه بعد از فوت ایشان متوجه شدیم! من که این‌قدر در کار ایشان فضول و کنجکاو بودم خیلى از مطالب ایشان را بعد فهمیدیم! این‌طور نبود که [داخل و خارج فرق کند]. حالا جریان خارج هزار بشود و جریان داخل پنج بشود. خب این حقه‌بازى مى‌شود. حقه‌بازى همین است. حقه‌بازى همین است که آخرش بن‌بست است، هیچ!