اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق ماهیت علم و کیفیت ارتباط نفس با معلوم می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج درباره وجود ذهنی آغاز می‌شود و این نکته تبیین می‌گردد که علم، چیزی جز تعلق و ارتباط نفس با خارج نیست و میان علم و معلوم بالذات، وحدت عینی برقرار است. در ادامه، تفاوت جایگاه نفس در ادراک صور حسی و عقلی تشریح می‌شود؛ بدین معنا که نفس در برابر صور حسی و برزخی، نقش فاعل و مبدع را ایفا می‌کند، اما در مواجهه با صور عقلی، مظهر و آینه‌ای برای انعکاس حقایق عالم انوار است. استاد با استناد به روایات و مبانی فلسفی، بر ضرورت تهذیب نفس و دوری از تعلقات برای نیل به این ادراکات تأکید ورزیده و علت ضعف انسان در درک حقایق کلی و عالم عقول را انس با ماده و غفلت از عالم ملکوت برمی‌شمارند.

تبیین حقیقت علم و وجود ذهنی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق ماهیت علم و کیفیت ارتباط نفس با معلوم می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج درباره وجود ذهنی آغاز می‌شود و این نکته تبیین می‌گردد که علم، چیزی جز تعلق و ارتباط نفس با خارج نیست و میان علم و معلوم بالذات، وحدت عینی برقرار است. در ادامه، تفاوت جایگاه نفس در ادراک صور حسی و عقلی تشریح می‌شود؛ بدین معنا که نفس در برابر صور حسی و برزخی، نقش فاعل و مبدع را ایفا می‌کند، اما در مواجهه با صور عقلی، مظهر و آینه‌ای برای انعکاس حقایق عالم انوار است. استاد با استناد به روایات و مبانی فلسفی، بر ضرورت تهذیب نفس و دوری از تعلقات برای نیل به این ادراکات تأکید ورزیده و علت ضعف انسان در درک حقایق کلی و عالم عقول را انس با ماده و غفلت از عالم ملکوت برمی‌شمارند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین حقیقت علم و وجود ذهنی

4
  • فلسفۀ روزه گرفتن

  • همین نزدیک شدن و مراقبه و ریاضتی که بزرگان دستور می‌دهند و همین تجنب از تعلقات موجب می‌شود که این نفس آمادۀ برای پذیرش بشود. چرا می‌گویند که در ماه رمضان روزه بگیرید؟ برای اینکه نفس برای ادراک آمادگی پیدا کند. باید به نفس گرسنگی داد و باید مجاهده کرد و باید او را از آنچه که موجب بُعد است دور نگه داشت. این نفس وقتی که آماده می‌شود آن‌وقت آن صور عقلانیه در نفس ظهور پیدا می‌کند.

  • آیینه شو جمال پری طلعتان طلب***جاروب زن خانه و پس میهمان طلب1
  • این همان کلام مرحوم صدرالمتألهین است! بنابراین نفس نسبت به ادراک صور عقلانیه و عالم عقول، مظهر است یعنی خود را در اقتران آن عالم قرار می‌دهد تا بتواند از آن عالم بر او تشعشع پیدا بکند.

  • علیت نفس نسبت به ادراک صور حسیه و برزخیه

  • اما نفس نسبت به صور حسیه چه ظاهریه یا صور برزخیه که عالم مثال است، جنبۀ علیت دارد. نفس بر وزان خارج و همین‌طور نسبت به برزخ در خود معلول جعل و وضع می‌کند البته نسبت به مثال متصل اما نسبت به مثال منفصل باز نفس به‌واسطۀ ترقی در آن جنبۀ برزخی و در مثال نوری، خود را با حقایق عالم منفصل که مسئلۀ جدای از نفس است آشنا می‌کند و از آن مثال منفصل و عالم مثال که عبارت از علت برای حقایق عالم ماده و عالم جسم است با خبر می‌شود. این کار، کار نفس است.

  • مفهوم مثل افلاطونیه

  • بعد مرحوم آخوند در اینجا مثالی می‌زنند و مطلبی را نقل می‌کنند که اشاره به مثل افلاطونیه است که چون بحثش در اینجا نیست ما در اینجا متعرض نمی‌شویم. ایشان می‌فرمایند که البته ازجمله صور عقلیه عبارت از آن رب‌النوع متأصل انواع حقایق خارجی است که این رب‌النوع عبارت از همان صورت نوعیه است که آن صورت نوعیه موجب تحقق اعیان خارجی نوع و ماهیتِ مشخص است. برای انسان یک رب‌النوع که همان عبارت از مثل افلاطونیه است تصور کردند. برای همۀ انواع حیوان هم همین‌طور. البته روایاتی هم داریم بر این مضمون که برای هر نوع در عالم یک حقیقتی است که آن حقیقت نسبت به اشخاص و نسبت به اصنافی که در تحت آن حقیقت و آن نوع هستند جنبۀ علّی دارد.2 ما می‌توانیم با بعضی از تصحیح‌ها و توجیه‌ها همان مرتبۀ نازلۀ اسماء و صفات کلیۀ الهیه که می‌خواهد به مرتبۀ بروز و ظهور در تعینات خارجی برسد، آن مرتبۀ اسم کلی را که نازل شده از آن وجودی است که این اعیان خارجی و این اشیاء خارجی را خلق می‌کند، ما اسم آن را مثل افلاطونیه بگذاریم. نه‌اینکه یک انسان خارجی باشد یعنی آن حقیقت متنازله‌ای که چکیدۀ مظهریت اسماء و صفات کلیه است که به‌صورت انسان خارجی درمی‌آید و هرکدام از نفوس را از مرتبۀ علم ربوبی به مرتبۀ عین حضوری و عین شهادت می‌رساند. اسم این واسطه را مثل افلاطونیه می‌گذاریم. این بحثی است که بعداً هم می‌آید و نیازی به گفتن ندارد.

    1. . دیوان اشعار صائب تبریزی، غزل ٩٢١، با قدری اختلاف.
    2. . التوحید، شیخ صدوق، ص 279:
      عنِ الأصبغِ بنِ نُباتة قال: جاء ابنُ الکوّاءِ إلى أمیرِالمُؤمِنین علیهِ السّلامُ فقال: یا أمیرالمُؤمِنین و اللهِ إنّ فی کِتابِ اللهِ عزّوجلّ لآیةً قد أفسدت علیّ قلبی و شکّکتنی فی دینی فقال لهُ علیٌّ علیهِ السّلامُ ثکِلتک أُمُّک و عدِمتک و ما تِلک الآیةُ قال: قولُ اللهِ تعالى: ﴿وَٱلطَّيۡرُ صَٰٓفَّٰتٖ كُلّٞ قَدۡ عَلِمَ صَلَاتَهُۥ وَتَسۡبِيحَهُ﴾* فقال لهُ أمیرُالمُؤمِنین علیهِ السّلامُ: یا ابن الکوّاءِ إنّ الله تبارک و تعالى خلق الملائِکة فی صورٍ شتّى إلاّ أنّ لِلّهِ تبارک و تعالى ملکاً فی صورةِ دیکٍ أبحّ أشهب براثِنُهُ فی الأرضِ السّابِعةِ السُّفلى و عُرفُهُ مُثنًّى تحت العرشِ لهُ جناحانِ جناحٌ فی المشرِقِ و جناحٌ فی المغرِبِ واحِدٌ مِن نارٍ و آخرُ مِن ثلجٍ فإذا حضر وقتُ الصّلاةِ قام على براثِنِهِ ثُمّ رفع عُنُقهُ مِن تحتِ العرشِ ثُمّ صفق بِجناحیهِ کما تصفِقُ الدُّیوکُ فی منازِلِکُم الحدیث.»
      *. سوره نور (24) آیه 41.
      ترجمه: [آیا ندانسته ای که هر که در آسمان ‌ها و زمین است] و پرندگان بال گشوده، خدا را تسبیح می گویند؟! به یقین هر یک نماز و تسبیح خود را می داند؛ [و خدا به آنچه انجام می دهند داناست].» (محقق)
/