اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق ماهیت علم و کیفیت ارتباط نفس با معلوم می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج درباره وجود ذهنی آغاز می‌شود و این نکته تبیین می‌گردد که علم، چیزی جز تعلق و ارتباط نفس با خارج نیست و میان علم و معلوم بالذات، وحدت عینی برقرار است. در ادامه، تفاوت جایگاه نفس در ادراک صور حسی و عقلی تشریح می‌شود؛ بدین معنا که نفس در برابر صور حسی و برزخی، نقش فاعل و مبدع را ایفا می‌کند، اما در مواجهه با صور عقلی، مظهر و آینه‌ای برای انعکاس حقایق عالم انوار است. استاد با استناد به روایات و مبانی فلسفی، بر ضرورت تهذیب نفس و دوری از تعلقات برای نیل به این ادراکات تأکید ورزیده و علت ضعف انسان در درک حقایق کلی و عالم عقول را انس با ماده و غفلت از عالم ملکوت برمی‌شمارند.

تبیین حقیقت علم و وجود ذهنی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق ماهیت علم و کیفیت ارتباط نفس با معلوم می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج درباره وجود ذهنی آغاز می‌شود و این نکته تبیین می‌گردد که علم، چیزی جز تعلق و ارتباط نفس با خارج نیست و میان علم و معلوم بالذات، وحدت عینی برقرار است. در ادامه، تفاوت جایگاه نفس در ادراک صور حسی و عقلی تشریح می‌شود؛ بدین معنا که نفس در برابر صور حسی و برزخی، نقش فاعل و مبدع را ایفا می‌کند، اما در مواجهه با صور عقلی، مظهر و آینه‌ای برای انعکاس حقایق عالم انوار است. استاد با استناد به روایات و مبانی فلسفی، بر ضرورت تهذیب نفس و دوری از تعلقات برای نیل به این ادراکات تأکید ورزیده و علت ضعف انسان در درک حقایق کلی و عالم عقول را انس با ماده و غفلت از عالم ملکوت برمی‌شمارند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین حقیقت علم و وجود ذهنی

5
  • بنابراین طبق فرمایش مرحوم آخوند دیگر اشکالی بر این مسئله وارد نمی‌شود که چرا جوهر تبدیل به کم می‌شود و یا‌اینکه ذهن محل برای عروض صور می‌شود و یا جنبۀ علیت را چطور ما مطرح بکنیم و یا آثار خارجی اعیان خارجی چطور در ذهن منعکس نمی‌شود؟ تمام اینها به‌واسطۀ این است که ما نفس را عبارت از محل و معروض و موضوع برای این صور قرار بدهیم. اما اگر نفس جنبۀ علیت داشته باشد از سنخ وجود خودش این صور را خلق می‌کند. بنابراین آثاری که بر اعیان خارجی مترتب است طبعاً به‌واسطۀ اختلاف در وجود دیگر آن آثار بر این صور ذهنی مترتب نخواهد شد. البته در اینجا یک بیانی مرحوم علامه ـ رضوان الله تعالی علیه ـ دارد که نسبت به بعضی از فقراتش مسئله‌ای است که إن‌شاء‌الله آن را به‌اضافۀ این قرار شد جلسۀ بعد عرض بکنیم.

  • قائم بودن صور بر نفس

  • تعریف مدرکات خیالیه و حسیه

  • نَعَم مَنِ استَنارَ قَلبهُ بِنورِ اللهِ و ذاقَ شیئاً مِن علومِ المَلکوتیین یُمکنهُ أن یَذهبَ إلى ما ذَهبنا إلیهِ حَسبما لوّحناکَ إلیهِ فی صِدرِ المَبحثَ أنَّ النَّفسَ بِالقیاسِ إلى مُدرکاتِها الخیالیةِ و الحِسیةِ أشبَهُ بِالفاعلِ المُبدع مِنها بِالمحلِّ القابِل و به یندفعُ کثیرٌ مِنَ الإشکالاتِ الواردةِ على الوجودِ الذهنیِ التی مبناها على أنَّ النفسَ محلٌ لِلمدرکاتِ و أنَّ القیامَ بِالشی‌ء عبارةٌ عنِ الحلولِ فیه.1

  • همان‌طوری‌که ما ابتدا مطلب را گفتیم، نفس بالقیاس به مدرکات خیالیۀ خودش و یا حسیه ...، مدرکات خیالیه آن مدرکاتی هستند که مابإزای خارجی دارند منتها نفس به‌واسطۀ ترکیب، آن صور را به‌وجود می‌آورد اما مدرکات حسیه آن مدرکاتی هستند که نفس آن اعیان خارجی را عکس‌برداری می‌کند و آنها را در ذهن می‌آورد. نفس در ارتباط با این مدرکات به فاعل مبدع اشبه است از این نفس به محل قابل. محل قابل در اینجا نیست بلکه نفس در اینجا فاعل است و به‌واسطۀ این مبنای ما بسیاری از اشکالاتی که بر وجود ذهنی است ازبین می‌رود که مبنای این اشکالات بر این است که نفس محل برای مدرکات است. اینکه می‌گوییم که این صور قائم به نفس هستند یعنی این صور در نفس حلول کرده‌اند کأنَّ ما نفس را عبارت از یک دوربین عکاسی قرار دادیم که این صور و نور در این دوربین وارد می‌شود و همۀ این صور در آن نگاتیو نقش بسته می‌شود. این نفس این‌طور نیست. دوربین در اینجا کاری از او ساخته نیست بلکه فقط دریچه‌ای دارد و به‌واسطۀ آن دریچه نور وارد آن می‌شود اما نفس خلق می‌کند؛ نفس به‌واسطۀ آلات یک مقدار از اینها کار دوربین را می‌کند یعنی آنکه نور بیاید وارد قسمت حس بینایی و بصر را درنظر بگیریم، تا یک مقدار آن مانند دوربین و این اجهزۀ مصوره است؛ نور وارد این قرنیه می‌شود و بعد وارد عنبیه می‌شود و از آنجا به پردۀ شبکیه برخورد می‌کند و به‌واسطۀ آن عصب که به آن عصب نقطۀ زرد یا به عبارت دیگر ماکولا می‌گویند، وارد دستگاه عصب مغز می‌شود. تا این مقدارش مانند دوربین است و تفاوتی از این نظر ندارد. از این به بعد آن عبارت از آن علم و آن معلوم است. این مقدارش جنبۀ فیزیکی دارد درحالی‌که وقتی که شما دوربین را ببندید آن عکس دیگر در آنجا وجود ندارد درحالی‌که وقتی شما چشمتان را ببندید دیگر إلی أبد الآباد این عکس در ذهن شما وجود دارد بااینکه فراموش بکنید دوباره به یاد می‌آورید باز در ذهن شما هست. آن حقیقت و نحوه و کیفیت حقیقت آن علم که عبارت از آن تجرد است دیگر یک مسئله‌ای بسیار دقیق است که چطور نفس تمام این اجهزه را به‌کار می‌گیرد و از این جهازهای مختلف؛ بینایی، عصب، مغز و تمام اینها یک معنای مجرد را در خودش نگه می‌دارد که عبارت از همان صورت معلول است.

    1. . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 287.
/