اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق ماهیت علم و کیفیت ارتباط نفس با معلوم می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج درباره وجود ذهنی آغاز می‌شود و این نکته تبیین می‌گردد که علم، چیزی جز تعلق و ارتباط نفس با خارج نیست و میان علم و معلوم بالذات، وحدت عینی برقرار است. در ادامه، تفاوت جایگاه نفس در ادراک صور حسی و عقلی تشریح می‌شود؛ بدین معنا که نفس در برابر صور حسی و برزخی، نقش فاعل و مبدع را ایفا می‌کند، اما در مواجهه با صور عقلی، مظهر و آینه‌ای برای انعکاس حقایق عالم انوار است. استاد با استناد به روایات و مبانی فلسفی، بر ضرورت تهذیب نفس و دوری از تعلقات برای نیل به این ادراکات تأکید ورزیده و علت ضعف انسان در درک حقایق کلی و عالم عقول را انس با ماده و غفلت از عالم ملکوت برمی‌شمارند.

تبیین حقیقت علم و وجود ذهنی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق ماهیت علم و کیفیت ارتباط نفس با معلوم می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج درباره وجود ذهنی آغاز می‌شود و این نکته تبیین می‌گردد که علم، چیزی جز تعلق و ارتباط نفس با خارج نیست و میان علم و معلوم بالذات، وحدت عینی برقرار است. در ادامه، تفاوت جایگاه نفس در ادراک صور حسی و عقلی تشریح می‌شود؛ بدین معنا که نفس در برابر صور حسی و برزخی، نقش فاعل و مبدع را ایفا می‌کند، اما در مواجهه با صور عقلی، مظهر و آینه‌ای برای انعکاس حقایق عالم انوار است. استاد با استناد به روایات و مبانی فلسفی، بر ضرورت تهذیب نفس و دوری از تعلقات برای نیل به این ادراکات تأکید ورزیده و علت ضعف انسان در درک حقایق کلی و عالم عقول را انس با ماده و غفلت از عالم ملکوت برمی‌شمارند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین حقیقت علم و وجود ذهنی

8
  • ارتباط انسان با افراد مختلف به‌واسطۀ جنبۀ سِعی او

  • فَهی بِمُجردِ إضافةِ إشراقیَة ... به مجرد اضافۀ اشراقیه است که برای نفس حاصل می‌شود، به‌واسطۀ قیاس به ذوات عقلیۀ نوریه چه حاصل می‌شود؟ ـ فاعلش واقعه است! ـ یک واقعه‌ای برای نفس در عالم ابداع حاصل می‌شود که نسبت این واقعه به اشخاص و به اجسام انواع جسمیۀ خارجیه ـ اصنام یعنی اجسام ـ مانند نسبت معقولاتی است که ذهن در ارتباط با مواد شخصیه آن معنا را انتزاع می‌کند. چطور انسان از اشخاص مُتَّفقَةُ الحقائق و مختلفَةُ الظواهر یک معنای کلی انسان را انتزاع می‌کند که آن انسانِ کلی منطبق بر همۀ موارد و اشیاء خارجی است؟ هم مبهم است و هم مشخص است؛ مبهم است از این نظر که بر همۀ افراد مُختلفةُ الأصناف حکایت می‌کند و مشخص است از این نقطه‌نظر که بین او و سایر ماهیات تفاوت دارد. ‌البته ایشان در اینجا دارد تشبیه می‌کند. همین‌طور آن رب‌النوع و آن مُثل و آن حقیقت کلی برای هر نوع که عبارت از آن حقیقت عقلانیۀ آن اعیان خارجی است، یک جنبۀ سِعی و یک جنبۀ کلی دارد که به‌واسطۀ آن جنبۀ سعی و آن جنبۀ کلی هست که می‌تواند افراد مختلفةُ الظواهر را ابداع و ایجاد کند؛ چون جنبۀ سعی دارد هم با زید می‌سازد و مصاحبت دارد و هم با عمرو می‌تواند قرین باشد. در عین اینکه با زید و با عمرو هست با بکر هم مصاحبت دارد، او عالِم است و این دوتا جاهل، او سفید است و آنها سیاه، او ترک است و آنها عرب، او فارس است و اینها برای جای دیگری هستند. آن انسان کلی و آن جنبۀ موجبۀ عقلانی کلی با همۀ افراد انسان ارتباط دارد. البته در مثل افلاطونیه بعداً خواهد آمد و ما نسبت به مثل ایراد داریم و به این کیفیتی است که افلاطون گفته‌اند نیست. البته ما می‌توانیم حالا توجیه هم بکنیم توجیه که اشکالی ندارد! اما آن‌طوری‌که ایشان بیان کرده‌اند و به‌نظر هم می‌رسد که مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ هم در جلد سوم معاد شناسی راجع به مثل افلاطونی یک صحبتی داشته‌اند البته من به اجمال یادم هست. حالا رفقا ببینند من هم می‌بینم.

/