اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت وجود ذهنی و کیفیت تحقق آن در نفس

تبیین تفاوت میان مفاهیم ذهنی و آثار وجودی در عالم خارج

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت تحقق وجود ذهنی و جایگاه آن در مقولات می‌پردازند. بحث با بررسی دیدگاه آخوند ملاصدرا درباره نحوه حضور طبایع کلیه در ذهن آغاز شده و بر این نکته تأکید می‌شود که آنچه در ذهن تصور می‌شود، همان حقیقت مفهوم است، اما از نظر وجودی، این تصورات در تحت مقوله کیف نفسانی قرار می‌گیرند. در ادامه، تفاوت بنیادین میان مفاهیم ذهنی و آثار خارجی مورد واکاوی قرار می‌گیرد تا مشخص شود چرا تصور یک شیء، لزوماً به معنای تحقق فردی از آن در ذهن با تمام آثار خارجی‌اش نیست. در نهایت، با اشاره به اهمیت مراقبه، بر این نکته تأکید می‌شود که هر تصور ذهنی، وجودی مجرد و ماندگار است که آثار وضعی بر نفس انسان می‌گذارد و می‌تواند موجب کدورت یا نورانیت نفس شود؛ لذا توجه به کیفیت تصورات و پرهیز از خطورات سوء، نقشی حیاتی در مسیر تکامل و تقرب به خداوند دارد.

ماهیت وجود ذهنی و کیفیت تحقق آن در نفس

5
  • پس مسئلۀ وجود یک مسئله است، آن حالت یک مسئله است، آن احساس یک مسئله است و آن مفهومی که در ذهن آمده مسئلۀ دیگری است و این دو ارتباطی ندارند. ارتباط دارند نه‌اینکه ارتباط ندارند [ولی] این احساس با آن حقیقت و با آن معنا تفاوت می‌کند و نمی‌توان او را فردی از آن مقوله به‌حساب آورد. آن احساسی که به‌واسطۀ خواندن یک قضیه برای من پیدا می‌شود مرا فردی از آن قضیه نمی‌کند. اگر من در ذهن خودم حیوانی را بیاورم، آیا صرف تصور این حیوان، آن احساس مرا فردی از حیوان می‌کند؟! یعنی نفس من برمی‌گردد و یکی از افراد آن حیوان می‌شود؟ البته خب نمی‌دانیم ممکن هم هست [بشود]! ولی این‌طوری‌که می‌فرمایند نمی‌شود! حالا دیگر باید در این قضیه تحقیق بشود! البته این مسئله جای صحبت زیادی را دارد! إن‌شاءالله بعدها در کیفیت وجود مجرد و کیفیت نفس ناطقه در جلد هشتم، اگر خدا قسمت کرد و رسیدیم و برای زمان ظهور احاله نشد، خواهیم گفت که وجود ذهنی حتی از وجود خارجی وجودش شدیدتر و قوی‌تر است و تجردی که به‌واسطۀ وجود ذهنی پیدا می‌شود نحوه‌ای از وجود است که حتی اقوای از مقولۀ کیف است. این دیگر خیلی بحث دقیقی است که مربوط به مباحث نفس است.

  • آنچه که در اینجا مطرح است این است که هر مقوله و شیئی را که شما تصور کنید باید آثاری داشته باشد. اگر مقولۀ جوهر را تصور می‌کنید باید یک آثار خارجی داشته باشد. اگر جوهر، جوهر مادی است باید وزن، کیفِ ظاهر، کم و امثال‌ذلک داشته باشد. اگر عرض تصور می‌کنید، آن عرض اگر وجود خارجی پیدا می‌کند باید آثاری داشته باشد. هر مقوله‌ای از نقطه‌نظر وجودی باید آثاری بر او مترتب بشود. کمّ خارج یک آثاری دارد و آثارش این است که قابل قسمت است. سطح خارجی آثارش این است که قابل قسمت است. جسم خارجی آثاری دارد، وزن دارد و اعراضی بر آن مترتب است. همۀ اینها وجودات خارجی هستند. این وجودات خارجی دارای آثاری است. حالا آنچه را که ما تصور کردیم و در ذهن قرار دادیم و اسم وجود را بر آن گذاشتیم آیا فرد برای آن مقوله است؛ یعنی وقتی یک گوسفند در ذهن آوردید، به محض تصور یک غنم در ذهن، آیا یک فرد از گوسفند در ذهن شما خلق می‌شود؟! یا نه شما فقط مفهومی را در ذهن آوردید؟! چون این، آثار خارجی را ندارد. آثاری که بر گوسفند مترتب است مربوط به وجود خارجی اوست که دارای این خصوصیات، وزن، شکل، قیافه و دارای این طبیعت نوعیه است. اما آنچه را که ما در ذهن آوردیم مفهومی از این طبیعت در ذهن است و به‌واسطۀ وجود، وجودش در فرد برای مقولۀ دیگر است. آن مقوله مقولۀ کیف است. چون این معنا قائم به نفس است و نفس این معنا را در ذهن نگه داشته است پس تغییر حالتی که در نفس پیدا می‌شود فردی از مقولۀ کیف است. همان‌طوری‌که رنگ بیاض این کاغذ فردی از مقولۀ کیف است و رنگ ازرقیت این جِرم فردی از مقولۀ کیف است، رنگ سواد فردی از مقولۀ کیف است. همان‌طوری‌که این سطح فردی از مقولۀ کم است. اینها افراد و مصادیق و تعیّنات این اعراض هستند. همین‌طور آن احساس ما هم فردی از مقولۀ کیف نفسانی است که از او تعبیر به کیف بالعرض می‌شود.