
نظریه شیخ اشراق در کیفیت ابصار و ادراک
تحلیل جایگاه عالم مثال در فرآیند دیدن و ادراک نفس
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه شیخ اشراق پیرامون کیفیت ابصار و ادراک میپردازند. بحث با نقد نظریات رایج در فلسفه و علوم طبیعی آغاز میشود که ابصار را صرفاً انطباع صورت در چشم یا خروج شعاع میدانند. استاد با بررسی دقیق کلام شیخ اشراق، تبیین میکنند که ابصار فراتر از یک فعل مادی است و بر پایه مقابله رائی با مرئی در وعاء عالم مثال استوار است. در ادامه، ضمن اشاره به نقش ضروری فعل و انفعالات مادی و عصبی به عنوان مقدمه، بر این نکته تأکید میشود که ادراک حقیقی زمانی محقق میگردد که نفس با اشراف خود، صورت مادی را به صورتی مجرد تبدیل کند. این جلسه با ترسیم مرز میان ادراک حصولی و وجدان حضوری، به تفاوت جایگاه فلاسفه و اولیای الهی در مواجهه با حقایق هستی و عالم عقل کلی پایان مییابد.
نظریه شیخ اشراق در کیفیت ابصار و ادراک
14تلمیذ: داستان رابعه دلیله هم همینطور بود در مثنوی هست که کنیزش به او میگوید که آثار رحمت خدا خودش رفته بود تفکر میکرده گفت: من در آثارِ آثار رحمت خدا هستم این معناست که در مثال اعظم بود یا در عالم عقلش بود؟!
استاد: نه، بالاتر بوده بالا بود. این رابعه خیلی عبارات عجیبی دارد و حکایت از این سعه و کیفیت ادراکش میکند. عبارات خیلی بالایی است.
دوتا برادر هم بودند که در همین قم بودند ـ برادران مرعشی ـ یکی در مشهد بود و یکی در قم بود و اینها هم مثل هم بودند. یک روز یکی از اینها از اراک به طرف قم میآید و رانندۀ مینیبوس ـ زمان شاه بود ـ رادیو گذاشته بود و صدای موسیقی میآمد و این به راننده میگوید که خاموش کن. او میگوید که شیخ اگر نمیخواهی گوش کنی پیاده شو. آن بندۀ خدا هم بین قم و اراک پیاده میشود. خلاصه این راننده میآید قم میبیند این را که بین راه پیادهاش کرد، دارد در خیابان راه میرود. میگوید که این از رجال الغیب است! به دست و پایش میافتد و میبوسد. آن هم شصتش خبردار میشود و به روی خودش نمیآورد و میگوید که بله بله! گاهگاهی ما از این کارها میکنیم. وقتی برادرش را میبیند میگوید که هان چطور شد؟ در بیابان پیادهات کردند؟ برادرش میگوید که تو از کجا فهمیدی؟! گفت که راننده آمد دست مرا بوسید!
أللهم صل علی محمد و آل محمد
