اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین کیفیت ابصار و ادراک در حکمت اشراق

نقش نفس در ادراک حضوری و جایگاه عالم مثال

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت ابصار و ادراک از منظر شیخ اشراق می‌پردازند. بحث با نقد نظریات پیشین پیرامون انطباع صورت در چشم یا خروج شعاع از آن آغاز می‌شود و با تکیه بر مبانی حکمت متعالیه، به این نتیجه می‌رسد که ادراک، امری مجرد و متعلق به نفس است. در ادامه، سیر بحث به تبیین جایگاه «عالم مثال» یا «خیال منفصل» به عنوان ظرف تحقق صور ادراکی کشیده می‌شود. استاد با تفکیک میان صور شبحی در عالم مثال و مُثُل نوریه افلاطونی، به تفاوت مراتب ادراک و لذات اخروی برای گروه‌های مختلف انسانی، از اصحاب یمین تا سابقون مقربون، اشاره می‌کنند. این جلسه در نهایت با تأکید بر اینکه حقیقت معرفت، نوعی اتحاد وجودی میان مدرِک و مدرَک است، به تبیین معنای تحیر اولیاء الهی در برابر تجلیات بی‌انتهای ذات پروردگار ختم می‌شود.

تبیین کیفیت ابصار و ادراک در حکمت اشراق

9
  • مُثُل افلاطونیه عبارت از مُثُل نوریه است؛ ـ مِثال یعنی نمونه و سمبل ـ مثال‌های نوریۀ عظیم که جنبۀ کلی و سِعی دارند، نه کلی به معنای کلی طبیعی، جنبۀ سِعی دارند یعنی اینها وجود مشخص سِعی خارجی هستند که در عالم انوار عقلیه ثابت هستند و تمام انواع و جزئیات محققه و موجودۀ در عالم مثال و عالم ماده از این مثال نوری عقلی سرچشمه می‌گیرند و تنازل پیدا می‌کنند.

  • اما مثال‌های خیال منفصل مثال‌هایی هستند که معلق در عالم اشباح مجرد هستند که همان عالم خیال منفصل است یعنی عالم اشباح عالمی است که صورت است ولی جسم نیست یعنی جسمِ ماده نیست، حرکت می‌کند ولی وزن ندارد، شکل دارد ولی سایه ندارد و زمانی که در آنجاست با زمانی که در اینجاست تفاوت می‌کند. این را می‌گویند که از یک نقطه‌نظر مجردند چون آثار تجرد را دارند و از یک نظر شبیه به ماده هستند چون دارای صورت، کم، وضع، کیف، مقدار و سایر این مسائل هستند.

  • بنابراین این صور مجرده در عالم مثال این دو جنبه را دارند؛ برزخ بین ماده و عقل و برزخ بین ماده و ملکوت و برزخ بین جسم و روح هستند که حدّ فاصل بین این دو است. مقداری از این گرفته‌اند و مقداری هم از آن گرفته‌اند.

  • نشان از دو کس دارد این نیک پی***ز افراسیاب و ز کاووس کی1
  • خلاصه هم از آن آثار و خصوصیات ‌‌‌‌‌‌‌‌به‌دست آورده و هم از این، خلاصه یک آش شله‌قلمکاری است که نه این است و نه آن است!

  • و هذهِ مُثلٌ مُعلقةٌ فی عالمِ الأشباحِ المُجردةِ بَعضُها ظُلمانیةٌ هیَ جَهنمُ عذابِ الأشقیاء و بَعضُها مُستنیرةٌ هیَ جَناتٌ یَتنَعَّمُ بِها السُّعَداءُ مِنَ المُتوسطینِ و أصحابِ الیَمین.

  • بعضی از این صور، صور ظلمانی هستند که جهنم عذاب اشقیاء است و بعضی از اینها نورانی هستند و جناتی هستند که به‌واسطۀ این جنات سعدائی از متوسطین و اصحاب یمین متنعم ‌هستند. این صور و این اشباح همان صور و اشباحی هستند که زاییدۀ ملکات ما هستند و در عالم مثال، اینها گریبان اشقیاء را می‌گیرند. ظلمات و اشباحی که به صورت‌های مختلفه؛ صورت افاعیل، صورت حیوانات مهیب، صورت نفوس وحشتناک و قبیح ظاهر می‌شوند و موجب نگرانی، ترس، دلهره، تشویش، اضطراب و سوزندگی اشیاء در عالم برزخ و در عالم مثال هستند. از آن‌طرف برای سعدائی از متوسطین و اصحاب یمین این اشباح به‌صورت جنات، به‌صورت فواکه، به‌صورت مأکولات و به‌صورت غلمان [ظاهر می‌شوند]. سعدایی از متوسطین، یعنی ایشان دارد در اینجا می‌گوید که خلاصه به‌دنبال این حرف‌ها نروید ها! شاید گیرش نیامده است! نه، اینها که از بزرگان بودند!!

    1. . منسوب به فردوسی. (محقق)