
تبیین حقیقت وجود ذهنی و پاسخ به اشکالات آن
تحلیل نسبت میان ماهیت، تشخص و عالم مثال در ادراک انسانی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مبانی فلسفی وجود ذهنی و پاسخ به اشکالات مطرح شده بر آن میپردازند. بحث با تحلیل اشکالات مرحوم آخوند بر نظریه شیخ اشراق درباره عالم مثال آغاز شده و به تبیین تفاوت میان مثال متصل و مثال اعظم میانجامد. در ادامه، استاد با نقد دیدگاههای کلامی در فلسفه، به مسئله تشخص و نحوه ادراک مفاهیم کلی در ذهن میپردازند. محور اصلی بحث، پاسخ به این پرسش است که چگونه مفاهیم کلی و مجرد در ذهن انسان شکل میگیرند، بدون آنکه دچار تناقض میان ابهام و تشخص شوند. در نهایت، با تفکیک میان ماهیت و وجود، روشن میشود که آنچه در ذهن حاصل میشود، نه خودِ حقیقت خارجی، بلکه مفهومی است که به اعتبار وجود ذهنی، کیفیتی نفسانی یافته و به واسطه تجرید از تشخصات، بر کثیرین قابل انطباق است.
تبیین حقیقت وجود ذهنی و پاسخ به اشکالات آن
18وَ قَد عَلمتَ مِن طَریقتِنا فی دفعِ الإشکالِ الأولِ أنَّ المَأخوذَ مِنَ الجواهرِ النوعیةِ الخارجیةِ فی الذِّهنِ مَعناها و مَفهومُها دونَ ذواتِها و أشخاصِها.
این مسئله از طریقۀ ما در دفع اشکال اول برای شما روشن شد که چطور انقلاب پیدا میشود یااینکه همۀ مقولات داخل در تحت مقولۀ کیف قرار میگیرند. آنکه از جواهر نوعیۀ خارجیه در ذهن اخذ شده، معنای جواهر خارجیه و اعراض خارجیۀ نوعیه در ذهن آمده است، نه خودش! اگر خودش میخواست بیاید که مغز ما منفجر میشد! معنای او و مفهوم این اعراض و جواهر در ذهن ما آمده است لذا مفهوم آن اشکال ندارد، مفهوم با خودش دوتا است، خودش که نیامده است. وقتی شما تصور یک انسان را میکنید آن هشتاد کیلو در مغز مبارک میآید؟! نه آقاجان! خود جمجمه نمیتواند این مغز چیز را تحمل بکند و از اینجا بیرون میزند چه برسد به اینکه بخواهد هشتاد کیلو هم روی آن بیاید!!
وَ أمّا کلیةُ الموجودِ الذِّهنی و صِدقُهُ علىٰ کَثیرین فَبِاعتبارِ أخذِهِ مُجرداً عَنِ التَّشخصاتِ الذِّهنیةِ و الخارجیةِ جَمیعاً و لا حَجرَ فی کونِ شیءٍ کلیاً بِاعتبارٍ و شَخصیاً بِاعتبارٍ.
اما اینکه این موجود ذهنی کلی است و شخصی نیست و بر کثیرین صادق است ...، وقتی شما یک طبیعت نوعیه را درنظر بیاورید میتوانید به همۀ افراد خارجی منطبق بکنید این بهواسطۀ اعتبار این است که شما این موجود ذهنی را مجرد از تشخصات ذهنیه فرض کردید؛ هم تشخصات خارجی و هم تشخصات ذهنی؛ تشخصات ذهنی یعنی موجود به وجود ذهن باشد و تشخصات خارجی یعنی کمّ و مقدار و امثالذلک. و مشکلی بههم نمیرسانند که یک شیء به یک اعتبار، کلی باشد و به یک اعتبار، شخصی باشد. و لا حَجرَ فی کونِ ... کلی به اعتبار مفهوم باشد و شخصی به اعتبار وجود باشد.
دیگر روی مطلب مرحوم محقق دوانی میرود که احتیاج به حرف دارد.
تلمیذ: وجود ذهنی که در اینجا هست عرض است و آن ماهیتی که در وجود ذهنی هست فرد این ماهیت با ... مثال است.
