
تبیین حقیقت وجود ذهنی و پاسخ به اشکالات آن
تحلیل نسبت میان ماهیت، تشخص و عالم مثال در ادراک انسانی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مبانی فلسفی وجود ذهنی و پاسخ به اشکالات مطرح شده بر آن میپردازند. بحث با تحلیل اشکالات مرحوم آخوند بر نظریه شیخ اشراق درباره عالم مثال آغاز شده و به تبیین تفاوت میان مثال متصل و مثال اعظم میانجامد. در ادامه، استاد با نقد دیدگاههای کلامی در فلسفه، به مسئله تشخص و نحوه ادراک مفاهیم کلی در ذهن میپردازند. محور اصلی بحث، پاسخ به این پرسش است که چگونه مفاهیم کلی و مجرد در ذهن انسان شکل میگیرند، بدون آنکه دچار تناقض میان ابهام و تشخص شوند. در نهایت، با تفکیک میان ماهیت و وجود، روشن میشود که آنچه در ذهن حاصل میشود، نه خودِ حقیقت خارجی، بلکه مفهومی است که به اعتبار وجود ذهنی، کیفیتی نفسانی یافته و به واسطه تجرید از تشخصات، بر کثیرین قابل انطباق است.
تبیین حقیقت وجود ذهنی و پاسخ به اشکالات آن
19استاد: میتوانید فردِ برای ماهیت حساب کنید. این اصلاً خودش یک فرد است. آن ماهیتی که تصور میکنیم یک امر کلی است. آیا او فیحدّنفسه قابل صدق بر کثیرین هست یا نه؟! حالا من یک مثال بزنم؛ شما زید را درنظر بگیرید که کنار شماست. حالا همین آقا با همین خصوصیت شخصیه که در ذهن شما آمد و قرار گرفت. شما از اینکه ایشان در کنار شما نشسته است غفلت کنید. نه، اینکه الآن در ذهن شما هست اگر در صحن مدرسۀ فیضیه بیایید احتمال میدهید همین ایشان از این اتاق بیرون بیاید. احتمال میدهید یا نه؟ احتمال میدهید همین ایشان از آن اتاق بیرون بیاید و احتمال میدهید از آن اتاق روبرویی یا از آن در یا از هزارجا احتمال میدهید آن که در ذهن شما هست بیرون بیاید، این کلی میشود یا جزئی؟ این کلی میشود بااینکه صورت، جزئی است ولی قابل انطباق بر کثیرین و بر جزئیات است. این ماهیت میشود. مگر ما نگفتیم که ماهیت قبول کثرت میکند؟
یک شب باید راجع به این فکر کنید! اینکه گفتم را نباید زود جواب بدهید!!
تلمیذ: نه، این از باب تطبیق نکره بر فرد خارجی است نه از باب یک انسان بر افراد...
استاد: منظور از نکره همان معنای مبهم است.
تلمیذ: معنای مبهم یعنی علیالبدل صدق بکند.
استاد: این همان معنای ماهیت است اما آنکه در ذهن شما هست صرفنظر از اینکه منطبق خارجیاش چه هست، جزئی است یا کلی است؟ جزئی است.
تلمیذ: به دو لحاظ نگاه میکنیم اگر به لحاظ وجود ذهنی نگاه کنیم ...
استاد: بنده دیگر نمیفهمم!! کدام لحاظ؟! میگویم: آنکه در وجود شماست منطبق بر خارج نیست، ماهیت منطبق بر خارج است! شما آنچه که در ذهنتان هست را که نمیتوانید به خارج منعکس کنید! قابل انعکاس به خارج نیست برای ذهن شما هست و از شما جدا نمیشود و شخصی میشود، این کیف نفسانی میشود. حالا آنچه را که منطبق بر خارج میکنید آن ماهیت است.
