
تبیین حقیقت وجود ذهنی و پاسخ به اشکالات آن
تحلیل نسبت میان ماهیت، تشخص و عالم مثال در ادراک انسانی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مبانی فلسفی وجود ذهنی و پاسخ به اشکالات مطرح شده بر آن میپردازند. بحث با تحلیل اشکالات مرحوم آخوند بر نظریه شیخ اشراق درباره عالم مثال آغاز شده و به تبیین تفاوت میان مثال متصل و مثال اعظم میانجامد. در ادامه، استاد با نقد دیدگاههای کلامی در فلسفه، به مسئله تشخص و نحوه ادراک مفاهیم کلی در ذهن میپردازند. محور اصلی بحث، پاسخ به این پرسش است که چگونه مفاهیم کلی و مجرد در ذهن انسان شکل میگیرند، بدون آنکه دچار تناقض میان ابهام و تشخص شوند. در نهایت، با تفکیک میان ماهیت و وجود، روشن میشود که آنچه در ذهن حاصل میشود، نه خودِ حقیقت خارجی، بلکه مفهومی است که به اعتبار وجود ذهنی، کیفیتی نفسانی یافته و به واسطه تجرید از تشخصات، بر کثیرین قابل انطباق است.
تبیین حقیقت وجود ذهنی و پاسخ به اشکالات آن
20تلمیذ: آن کجاست؟
استاد: آنهم در ذهن شما هست.
تلمیذ: با همان فرد شخصی در ذهن من هست.
استاد: درست است ولی ما بین ماهیت و وجود قائل به فصل هستیم.
تلمیذ: بهخاطر همین دو لحاظ است.
استاد: همین لحاظ خارج را در وجود ذهنی بیاورید.
تلمیذ: اینجا دارد میگوید: و لَیسَ فرداً مِن حَقیقةِ ذلکَ الجوهرَ المَأخوذُ مِنهُ هذا الفَردُ.
استاد: فردِ از همان شیء خارج است.
تلمیذ: فرد از آن حقیقت ماده است.
استاد: نه، ببینید از نقطهنظر وجودی فرد او نیست! آن غنم که شما در ذهنتان میآورید از نقطهنظر وجودی فرد او نیست چون فرد او یک چیز دیگر است و فرد او باید پنجاه کیلو وزن داشته باشد بلکه از نقطهنظر ماهیت فرد اوست نه از نقطهنظر وجودی. از نقطهنظر وجودی اصلاً اینکه در ذهن شما هست وزن ندارد و از نقطهنظر ماهیتی یکی از افراد میماند. چه اشکال دارد؟ و منظور ایشان در اینجا وجود است.
البته جلسۀ بعد در بحث نظر مرحوم دوانی ایشان این مطلب را یکقدری گسترش میدهند. نظر دوانی را که در ذهن دارید، ما همان نظر محروم محقق دوانی را در وجود ذهنی پذیرفتیم و همان اشکال در اینجا میآید لذا احتیاج به قدری توضیح دارد.
تلمیذ: مثل افلاطونی با عالم مثال یکی هستند؟
استاد: نه فرق میکند و او خیلی بالاتر از مثال است.
أللهم صل علی محمد و آل محمد
