
نقد دیدگاه محقق دوانی درباره وجود ذهنی
بررسی جوهریت صور ذهنی و چالشهای انقلاب ماهیت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون ماهیت صور ذهنی و تفاوت آن با وجود خارجی میپردازند. محور اصلی بحث، نقد دیدگاه محقق دوانی است که معتقد است حقایق جوهری در ذهن نیز همچنان جوهر باقی میمانند. استاد با تبیین اشکالات وارد بر این نظریه، به بررسی این پرسش میپردازند که آیا حلول صورت جوهری در نفس، موجب انقلاب ماهیت و تبدیل جوهر به عرض میشود یا خیر. در ادامه، ضمن تحلیل نسبت میان نفس و مدرکات آن، به تبیین جایگاه اضافات اشراقیه در پیدایش صور ذهنی پرداخته شده و تفاوت میان وجودات خارجی و ذهنی با تکیه بر مبانی فلسفی روشن میشود. این جلسه در نهایت با تأکید بر ضرورت دقت در تعاریف فلسفی و پرهیز از تأویلات تعسفی، به تبیین دقیقتر نحوه تحقق حقایق در عالم ذهن و نفس میانجامد.
نقد دیدگاه محقق دوانی درباره وجود ذهنی
6میدانید چرا ایشان اینطور بود؟! چون آنها درد ندارند اما این درد دارد!
کسی که درد دارد به اینطرف و آنطرف نگاه نمیکند و مدام بهدنبال این و آن نیست که به این و آن سلام کند. اینها افرادی هستند که میخواهند بهدنبال دنیا و مرید و گذراندن باشند اما او دائماً در خودش هست؛ در خودش دارد فکر و تأمل میکند، متوجه است، مراقبه دارد و میخواهد مراقبهاش ترک نشود که سرش را پایین میاندازد. حالا گروهی این و گروهی آن پسندند! واقعاً وقتی که انسان مطالب و اشخاص و احوال را مشاهده میکند، آن موقع میفهمد که خدا چه منّتی بر سرش گذاشته و او را با چه مسائلی آشنا کرده است. جداً میگویم. مسئله از این قرار است.
تلمیذ: آیه و منشأ این معقولات ثانویه، معقولات اولیه هست و انسان آنها را بهوسیلۀ مدرکاتش احساس میکند و منشأ این معقولات ثانویه که انسان تخیل میکند و چیزی را در ذهنش تصویر میکند، آن معقولات اولیه است و به همان برمیگردد. اینطور نیست که انسان برای خودش ادعا کند و هیچ منشأ خارجی نداشته باشد ولو که با واسطه باشد.
استاد: عیب ندارد، نه! در بعضی از موارد هست و در بعضی موارد نیست. فرض بکنید خود نفس انسان که احساس وجود میکند خیلی غرائز و ملکات و صفات در آن هست و خود همانها را میتواند بهکار بیندازد بدون اینکه تماسی با خارج داشته باشد یااینکه تماسهای ابتدایی و خیلی بسیط [هست]. فرض کنید شخصی که کر و کور و لال است و لامسه هم ندارد و هیچ ارتباط ندارد آیا او در ذهنش تخیل هم ندارد؟! نمیتوانیم بگوییم که ندارد! چون بالأخره او برای خودش خیالاتی در عالم خودش دارد که نفس آنها را خودش میزاید و مدام بهوجود میآورد. حالا یک ارتباطی هم با یک کیفیت چیزی ممکن است با خارج داشته باشد که آن نقطۀ شروع باشد اما اینکه نفس فیحدّنفسه بدون توجه به خارج برای تولید شروع میکند این یک مسئلهای است که قابل شک نیست.
