
تبیین جایگاه وجود ذهنی و مثل نوریه
بررسی نسبت میان ادراکات نفسانی و عالم عقول
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی اشکال امتناع فردیت وجود ذهنی برای طبایع نوعیه میپردازند. بحث با تحلیل دیدگاه آخوند ملاصدرا در پاسخ به این اشکال آغاز میشود که صور ذهنی را کیفیات نفسانی میداند. در ادامه، ضمن نقد دیدگاههای رایج در تفکیک میان عقل متصل و منفصل، بر یگانگی حقیقت عقل و مراتب تشکیکی آن تأکید میشود. استاد با تبیین جایگاه مثل نوریه در فلسفه افلاطونی، به بررسی نحوه ارتباط میان عالم عقل و ادراکات انسانی میپردازند. در نهایت، ضمن تأکید بر اهمیت مشاهدات و مکاشفات اولیای الهی، این نکته تبیین میشود که مبانی استدلالی فلسفه باید بر پایه براهین عقلی استوار باشد، هرچند مشاهدات مورد وثوق بزرگان نیز به عنوان مؤیدات مورد توجه قرار میگیرند. این جلسه با هدف رفع سوءتفاهمهای رایج در باب ماهیت ادراکات و جایگاه عقل در نظام هستی ارائه شده است.
تبیین جایگاه وجود ذهنی و مثل نوریه
3جنبۀ هدایت بعد از خلق، همان جنبۀ تدبیر و تربیت و اداره
معنای عقل
مسئلۀ عقل مسئلۀ واحدی است؛ یعنی همانطوریکه تمام اسماء و صفات پروردگار در این عالم از نقطهنظر سعه و ضیق دارای مراتب است و همۀ اینها در تحت آن اسم کلی ـ هرچه میخواهد باشد ـ یا صفت کلی قرار میگیرد، عقل بهعنوان جنبۀ تدبیر [مدبّر است]. مدبّر یکی از اسامی پروردگار است. مدیر، یکی از اسامی پروردگار است که لازمۀ مسئلۀ تربیت است. ﴿رَبُّنَا ٱلَّذِيٓ أَعۡطَىٰ كُلَّ شَيۡءٍ خَلۡقَهُۥ ثُمَّ هَدَىٰ﴾.1 جنبۀ هدایت بعد از خلق، همان جنبۀ تدبیر و تربیت و اداره است. این جهت و حیثیت تدبیر را عقل مینامند. ﴿فَٱلۡمُدَبِّرَٰتِ أَمۡرٗا﴾2 ملائکهای که تدبیر عالم را میکنند و هر چیزی را در جای خود بر طبق نظام احسن قرار میدهند را مدبّرات میگویند. زلزله در جای خود و در موقع خود و برای اشخاص معیّن و همینطور باد، باران، نزول برکات، نزول اسم قهّاریت. این جنبۀ تدبیر در عالم بهواسطۀ نیروی عقلانی که خدای متعال در ملائکه قرار داده تنفیذ میشود.
روی این جهت آنچه که موجب تمییز بین حق و باطل است و قرار دادن هر چیزی در جای خود و هر کمال ثانی را که مترتّب بر کمال اول است در جای خود قرار دادن، به او عقل گفته میشود. حالا این عقل چه در غیر اختیار انسان باشد، مربوط به عالم خلق باشد که در تحت مدبّرات است و از او تعبیر به عالم عقول میشود یااینکه این عقل در تحت اختیار انسان باشد که از او تعبیر به عالم عقل متصل میشود. بنابراین آنچه که میبینید و گاهی میشنوید که گفته میشود: ما دو عقل داریم؛ یک عقلی داریم که افلاطون و ارسطو از او تعبیر به عقل میکنند و آن قوۀ مایزه بین حق و باطل است و یک عقل دیگری داریم که آن عقل عوامانه است! این کلام خالی از دقت و خالی از تأمل است!
- . سوره طه (20) آیه50. الله شناسی، ج 3، ص 108:
« ... پروردگار ما آن کسى است که به هر چیز، مقدار ظرفیّت و هویّتش و استعدادش را در جهان آفرینش عطا کرده است، و سپس آن را در راه و مسیر کمال وجودى خود به راه انداخته و بدان سمت هدایت نموده است.» - . سوره نازعات (79) آیه 5. امام شناسى، ج 5، ص 147:
«سوگند به فرشتگانى که تدبیر امور مىکنند.»
- . سوره طه (20) آیه50. الله شناسی، ج 3، ص 108:
