
پاسخ به اشکال لزوم اتصاف نفس به صور ذهنی
تبیین کیفیت تأثیرگذاری تخیلات بر نفس و مراتب وجودی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و پاسخ به یکی از اشکالات مهم پیرامون نظریه وجود ذهنی میپردازند. محور اصلی بحث، پاسخ به این شبهه است که اگر صور اشیاء در ذهن حلول میکنند، چرا نفس انسان با تصور حرارت یا برودت، به این صفات متصف نمیشود. ایشان با تبیین دقیق جایگاه وجود ذهنی و تفاوت آن با وجود خارجی، توضیح میدهند که ادراک ذهنی به معنای حلول مادی صورت در نفس نیست، بلکه نفس با قدرت تجردی خود، به صور ذهنی هویت میبخشد. در ادامه، استاد با اشاره به نقش کلیدی قوه متخیله در شکلگیری ادراکات، بر اهمیت مدیریت تخیلات و تأثیر مستقیم آنها بر مراتب سلوک و حالات نفسانی تأکید میکنند. در نهایت، با ارائه راهکارهایی برای اصلاح افکار و تقویت حسنظن نسبت به دیگران، برکات معنوی این نوع نگاه در استجلاب فیض الهی تبیین میشود.
پاسخ به اشکال لزوم اتصاف نفس به صور ذهنی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و پاسخ به یکی از اشکالات مهم پیرامون نظریه وجود ذهنی میپردازند. محور اصلی بحث، پاسخ به این شبهه است که اگر صور اشیاء در ذهن حلول میکنند، چرا نفس انسان با تصور حرارت یا برودت، به این صفات متصف نمیشود. ایشان با تبیین دقیق جایگاه وجود ذهنی و تفاوت آن با وجود خارجی، توضیح میدهند که ادراک ذهنی به معنای حلول مادی صورت در نفس نیست، بلکه نفس با قدرت تجردی خود، به صور ذهنی هویت میبخشد. در ادامه، استاد با اشاره به نقش کلیدی قوه متخیله در شکلگیری ادراکات، بر اهمیت مدیریت تخیلات و تأثیر مستقیم آنها بر مراتب سلوک و حالات نفسانی تأکید میکنند. در نهایت، با ارائه راهکارهایی برای اصلاح افکار و تقویت حسنظن نسبت به دیگران، برکات معنوی این نوع نگاه در استجلاب فیض الهی تبیین میشود.
پاسخ به اشکال لزوم اتصاف نفس به صور ذهنی
16بیان محورهایی برای اصلاح افکار
من اتفاقاً چندی پیش هم این مطلب را در جلسهای که بود بیان کردم. مثلاً فرض کنید شخصی یک نامه نوشته و یک حرفی را زده است، خب ما میتوانیم این حرف را حمل بر معنای غلط کنیم و بگوییم که عجب شخص خلافی است که این حرف را زده، همچنین میتوانیم حمل بر معنای درست کنیم. چرا حمل بر معنای درست نکنیم؟! حالا که میتوانیم این کار را انجام بدهیم چرا نکنیم؟! چرا حتماً حمل بر معنای غلط و سوء کنیم؟!
همین روایتی که پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم میفرماید:
اگر یک مؤمنی هفتاد مرتبه عمل مؤمن دیگر را میتواند حمل بر صحت کند و نکند در ایمانش نقصان هست.1
برای همین جهت است دیگر! حالا که ما میتوانیم حمل بر معنای صحیح بکنیم، چرا نکنیم؟! یک وقتی اصلاً راه بسته است و چارهای نیست جز اینکه انسان این نظر را نسبت به این مطلب بدهد خب هیچ! ولی اگر شرایط اینگونه نیست خب انسان میتواند حمل بر صحت کند. اینجاست که انسان باید به مدد ملکات و صفات باطنی؛ آن جنبۀ صلاح را بر جنبۀ فساد غلبه بدهد و نگذارد آن ملکات فاسده که سوءظن، بدبینی، حرص، آز، خودمحوری و سایر صفات رذیله است نفس را در تسخیر خودش قرار دهد و بر آن قوای معنوی، روحی، عقل، نورانیت، وحدت، انس، اتحاد و اتصال امور به پروردگار، احتمال اشتباه در افراد، جائزالخطا بودن و غافل بودن غلبه کند. انسان میتواند برای اصلاح افکار خودش همیشه این محورها را مدّنظر قرار بدهد و این خیلی مسئلۀ مهمی است.
اتفاقاً متأسفانه یکی از مسائلی که بین ما رایج هست و همه باید نسبت به آن [توجه] کنیم همین مطلب است که خب انسان میبیند یک قضیهای اتفاق افتاد و شخص میگوید که خب لابد نیّتش این بود! کجا نیّتش این بود؟! خب شاید نبود، اصلاً نبود، بعد هم معلوم میشود که نه، نبوده است و اصلاً مسئله اینطور نیست. چرا انسان از اول ذهنش را خراب کند و در خودش کدورت و هزار بدبختی بهوجود بیاورد که بعد مجبور شود بگوید که نه، اشتباه کردم؟! خب از اول یک جایی برای احتمال خلاف بگذارد.
- . مصباح الشریعة، ج ۱ ص ۱۷۳.
