اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

پاسخ به اشکال لزوم تأثر نفس از صور ذهنی

تحلیل نسبت میان وجود ذهنی، حمل اولی و حمل شایع

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق پاسخ‌های فلسفی پیرامون اشکال «لزوم تأثر نفس از صور ذهنی» می‌پردازند. بحث با بررسی دیدگاه‌های مختلف درباره نحوه قیام صور در ذهن آغاز شده و با تفکیک میان «حمل اولی ذاتی» و «حمل شایع صناعی» ادامه می‌یابد تا روشن شود که تصور یک مفهوم در ذهن، موجب اتصاف حقیقی نفس به آن مفهوم نمی‌شود. در ادامه، تفاوت میان وجود اصلی و وجود تبعی تبیین شده و این نکته مورد تأکید قرار می‌گیرد که احکام مربوط به ماهیت، وعاء تحققشان در ذهن است و نباید با وجود خارجی خلط شوند. استاد در پایان با اشاره به جایگاه وجود به عنوان اولین دریچه معرفت برای انسان، به تحلیل ماهیت امور عدمی و اعتباری می‌پردازند و تفاوت میان حکم عقل بر قضایای طبیعی و وجودات خارجی را به عنوان کلیدی برای حل نقوض فلسفی تشریح می‌کنند.

پاسخ به اشکال لزوم تأثر نفس از صور ذهنی

10
  • پس وقتی که شارع می‌گوید: الخَمرُ حَرامٌ، مقصود از شارع وجود خارجی خمر است، این حرام است والاّ ماهیت خمر که اصلاً حرمت برنمی‌دارد و اصلاً حرمت مربوط به این نیست. مثل اینکه بگویید: ماهیت خمر، من‌باب‌مثال چهارتاست! أربعه که اصلاً به ماهیت خمر مربوط نیست. ماهیت خمر من‌باب‌مثال ملوّن است و رنگ دارد. آن‌هم همین‌طور است، رنگ و لون مربوط به وجود خارجی است. مثل اینکه بگوییم: ماهیت انسان دارای رنگ سفید است. انسان حیوان ناطق است. رنگ سفید، سیاه، زرد، سرخ و فلان مربوط به افراد خارجی انسان است، نه مربوط به ماهیت انسان! ماهیت انسان مکان و زمان برنمی‌دارد! بله، یک آثار و خواصّ مربوط به ذات، به خود آن ماهیت برمی‌گردد.

  • لزوم تفرّق بین حکم عقل بر قضایای طبیعیه از حیث ماهیت و وجود خارجی

  • این مسئله خیلی مسئلۀ مهمی است، مخصوصاً این قضیه در اصول خیلی مسئلۀ مهمی است و بسیاری از اصولیین فرق بین حکم عقل بر قضایای طبیعیه مِن حیثُ هیَ هیَ و قضایای طبیعیه مِن حیثُ وجودها فی الأفرادِ را [لحاظ] نکردند مانند مرحوم نائینی. لذا در اشکالات بسیار زیادی واقع شدند اما عقل در مقام تبیین مسئله دو نحو فرض می‌کند:

  • یکی تبیین قضایا فقط به ‌لحاظ خود ماهیت و دوم تبیین قضایا به لحاظ وجود خارجی. در این مسائلی که ذکر کردند فقط به لحاظ نفس ماهیت است، خب نفس ماهیت اصلاً وعاء ندارد و اگر بخواهد باشد وعائش فقط در ذهن هست. پس چه اشکال دارد آن أربعه‌ای که در ذهن تصور می‌کنید تقسیم به دو بشود؟! بشود، اشکال ندارد. آن شش یا پنجی که تصور می‌کنید، حکم به تفرّد در آن بشود، چه اشکال دارد؟! اشکال ندارد. حتی برگشت حکم به تقسیم به اثنین شدن و تساوی اجزاء شدنِ خارجی هم، برگشتش ذهنی است یعنی شیء خارج تقسیم نمی‌شود و آن ذهن است که اعتباراً تقسیم می‌کند. وقتی شما چهارتا قلم در اینجا داشته باشید، این چهار قلم تقسیم به دو نمی‌شوند، الآن کدام‌یک از این قلم‌ها فرق کرده است؟!