اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

پاسخ به اشکال لزوم تأثر نفس از صور ذهنی

تحلیل نسبت میان وجود ذهنی، حمل اولی و حمل شایع

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق پاسخ‌های فلسفی پیرامون اشکال «لزوم تأثر نفس از صور ذهنی» می‌پردازند. بحث با بررسی دیدگاه‌های مختلف درباره نحوه قیام صور در ذهن آغاز شده و با تفکیک میان «حمل اولی ذاتی» و «حمل شایع صناعی» ادامه می‌یابد تا روشن شود که تصور یک مفهوم در ذهن، موجب اتصاف حقیقی نفس به آن مفهوم نمی‌شود. در ادامه، تفاوت میان وجود اصلی و وجود تبعی تبیین شده و این نکته مورد تأکید قرار می‌گیرد که احکام مربوط به ماهیت، وعاء تحققشان در ذهن است و نباید با وجود خارجی خلط شوند. استاد در پایان با اشاره به جایگاه وجود به عنوان اولین دریچه معرفت برای انسان، به تحلیل ماهیت امور عدمی و اعتباری می‌پردازند و تفاوت میان حکم عقل بر قضایای طبیعی و وجودات خارجی را به عنوان کلیدی برای حل نقوض فلسفی تشریح می‌کنند.

پاسخ به اشکال لزوم تأثر نفس از صور ذهنی

7
  • جواب دوم برای این اشکال استفاده می‌شود از آنچه که قبلاً در اختلاف دو نحو حمل اوّلی ذاتی و شایع مطرح شد. مفهوم کفر با حمل شایع کفر نیست، این درست است و لازم نمی‌آید از متصف شدن به این مفهوم، خود شخص متصف به کفر بشود. مفهوم کفر در ذهن آمده والاّ خود شخص که کافر نیست. خود پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم هم می‌گوید که کافر نباشید پس معلوم است مفهوم کفر در ذهن پیغمبر هم آمده است او که نمی‌تواند [کافر باشد]. اینکه پیغمبر می‌گوید: برای خدا شریک‌الباری قرار ندهید پس باید بگوییم که پیغمبر قائل به شریک‌الباری شده است؟! اینکه بگوید: لا تکفروا بالله، باید بگوییم که پیغمبر هم نعوذ بالله کافر شده است، نه! مفهوم کفر در ذهن آوردن و مفهوم شریک‌الباری در ذهن آوردن و مفهوم عدم و امتناع در ذهن آوردن دلیل نمی‌شود بر اینکه همان فرد در ذهن محقق بشود و خود شخص متصف به او بشود.

  • فَلا یَلزَمُ مِنَ الاتصافِ بِه الاتصافِ بِالکفرِ حتَى یَلزَم أنَّ مَن تَصورَ الکُفرَ کانَ کافراً و کَذا الحُکم فی أنحاءِ هذا المِثال فَلیُحسنِ المُسترشدِ إعمالَ رَویَّتِه فی ذلکَ التَّحقیق لیَنحلَّ مِنهُ الإیراد بِنظائرِ هذه النُقوض.1

  • در اقسام این مثال مسئله به همین کیفیت است و باید مسترشد کیفیت فکر خود را در این مسئله نیکو گرداند تااینکه نظائر این نقوض مسئله برایش روشن بشود و بتواند آن را منحل کند.

  • الوَجهُ الثالث مِن الجَوابِ و هوَ المَذکورُ فی الکتبِ‌.

  • بِأنَّ مَبنَى الإیرادِ عَلَىٰ عَدمِ التَّفرقةِ بَینَ الوجودِ المُتأصِّلِ الَّذی بِهِ الهویةُ العینیةُ و غیرِ المُتأصِّلِ الَّذی بِهِ الصورةُ العَقلیةُ فَإنَّ المُتَّصفَ بِالحرارةِ ما یَقومُ بِهِ الحَرارةُ العینیةُ لا صورتُها الذِّهنیة فالتَّضادُ إنَّما هوَ بَینَ هویةِ الحَرارةِ و البرودةِ و أشباهِهما لا بَینَ صورَتی المُتضادین.2

  • وجه سوم از جواب نسبت به ایراد، فرق بین دو وجود اصلی و وجود تبعی است. مرحوم آخوند می‌فرمایند: این‌طور که در کتب نوشته شده، آثار برای وجود اصلی است اما آن وجود نفسانی چون وجود اصلی نیست و وجود تبعی است بنابراین این آثار به وجود نفسی منتقل نمی‌شود. [در ادامه] این‌طور فرمودند: پایۀ ایراد و اشکال بر عدم فرق گذاشتن بین وجود اصلی است که به آن وجود اصلی هویت عینیۀ خارجیۀ شیء تحقق پیدا می‌کند. آن وجود خارجی شیء به‌واسطۀ همین هویت اصلی است که وجود اصلی آن است و غیر متأصل است. غیر متأصل چیست؟ آن وجود غیر اصلی عبارت از وجود صورت عقلیه در ذهن است و آن ماده‌ای که متصف به حرارت است چیزی است که حرارت قائم به اوست، نه صورت ذهنیۀ او.

    1. . همان، ص 309 و 310.
    2. . همان، ص 310.