اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین وجود ذهنی و قضایای غیر بتّیه

تحلیل فلسفیِ تصورِ ممتنعات و جایگاه آن در ذهن

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون «وجود ذهنی» می‌پردازند. محور اصلی بحث، پاسخ به این اشکال است که چگونه ذهن انسان می‌تواند اموری ممتنع‌الوجود مانند «شریک‌الباری» یا «اجتماع نقیضین» را تصور کند و بر آن‌ها حکم براند، در حالی که این امور در خارج هیچ تحققی ندارند. استاد با تکیه بر مبانی حکمت متعالیه، تفاوت میان «قضایای بتّیه» و «قضایای غیر بتّیه» را تبیین می‌کنند. در این مسیر، ایشان توضیح می‌دهند که ذهن با فرضِ تقدیریِ موضوع، می‌تواند بر اموری که در خارج محال هستند، حکمِ امتناع صادر کند. در ادامه، ضمن اشاره به تفاوت میان مفهوم ذهنی و حقیقت خارجی، به نحوه ادراک مفاهیم عالیه همچون «واجب‌الوجود» و تفاوت آن با سایر مفاهیم پرداخته می‌شود. این جلسه با تأکید بر لزوم حفظ حریت و آزادگی انسان در برابر کثرات دنیوی و الگوگیری از سیره عملی اصحاب امیرالمؤمنین (ع) به پایان می‌رسد.

تبیین وجود ذهنی و قضایای غیر بتّیه

11
  • و بِاعتبارِ کونِهِ عنواناً لِطبیعةٍ مستحیلةٍ مِن هذِه الجهةِ و مِن هذا القبیلِ الأحکامُ الجاریةُ على مفهومِ الواجبِ الوجودِ بِالذاتِ.

  • و به اعتبار اینکه این عنوان است برای یک طبیعتی که مستحیل است از این جهت، از جهت اینکه این معدوم است و در خارج وجود ندارد. و از این قبیل است احکامی که جاری می‌شود بر مفهوم واجب‌الوجود بالذات.

  • کَقولِنا واجب ‌الوجود و تشخُّصُه عینُ ذاتِهِ و وحدتُهُ مغایرةٌ لِما یفهم مِنَ الوحدةِ فَإنَّ الحکمَ بِعینیَّةِ التَّشخُّص مِن حیثُ کونه حکماً مِنَ الأحکامِ یَتَوَجَّه إلى مفهومِ واجب‌الوجود لکن عینیةَ التَّشخُّصِ غیرُ متوجهٍ إلیه بَل إلى ما یؤدی إلیه البرهان أنَّه بِإزائِه و هو الحیُ القیوم جلَّ ذکرُه و إن تقدَّسَ عن أن یتمثَّلَ فی ذهنٍ مِنَ الأذهان.

  • واجب‌الوجود و تشخصش عین ذات او است. البته در اینجا یک مطلبی هست که حالا إن‌شاءالله این را به‌نحو اجمال می‌گوییم که مرحوم حاجی هم به این اشکال کرده است. اینکه واجب‌الوجود را ایشان جزو قضایای غیر بتّیه گرفته است ایشان اشکال می‌کند و می‌گوید: مگر شما در قضایای بتّیه نمی‌گویید که وجود موضوع باید مفروض در خارج باشد. کدام وجودی بالاتر از واجب‌الوجود که در خارج تشخص دارد. اما ما باز یک نحوه می‌توانیم تأویل کنیم یعنی ایشان می‌گویند: شما نمی‌توانید این قضیۀ واجب‌الوجود را جزو قضایای غیر بتّیه بیاورید.

  • در قضایای غیر بتّیه گفتیم که موضوع را مفروض الوجود تصور می‌کنیم و مقدّر الوجود نه‌اینکه مفروغٌ عنه تصور بکنیم. اما در اینجا ایشان این را جزو قضایای غیر بتّیه آوردند. ما می‌توانیم تصور بکنیم بر اینکه منظور مرحوم آخوند که می‌فرماید: واجب‌الوجود تشخصُّهُ عینُ ذاتِه یعنی اگر مانند سایر این مقیدات وجود محدود و ماهیت محدود پیدا بکند. این‌طور به‌نظر می‌رسد که نسبت به این مسئله مرحوم حاجی و همین‌طور بعضی از افراد که نسبت به این قضیه به مرحوم آخوند اشکال کردند متوجه نشدند.

  • حقیقت واجب‌الوجود، وجودش وجود بالصّرافه است وجود بالصّرافه ماهیت ندارد و وجود بالصّرافه وجود بسیط است. و وجود بسیط لازمۀ ذاتی اوست که حدّ نداشته باشد. بنابراین هرگونه حدّی که موجب ایجاد وجود ماهیت است، از واجب‌الوجود منطقی است. بلکه از آن واجب‌الوجود یک وجود صرف و بدون حد و اطلاقی و بی‌انتها و بدون قید می‌ماند. این می‌شود همان وجود بسیط الحقیقة کلّ الأشیاء که ناظر به این مسئله است.