
تبیین وجود ذهنی و قضایای غیر بتّیه
تحلیل فلسفیِ تصورِ ممتنعات و جایگاه آن در ذهن
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون «وجود ذهنی» میپردازند. محور اصلی بحث، پاسخ به این اشکال است که چگونه ذهن انسان میتواند اموری ممتنعالوجود مانند «شریکالباری» یا «اجتماع نقیضین» را تصور کند و بر آنها حکم براند، در حالی که این امور در خارج هیچ تحققی ندارند. استاد با تکیه بر مبانی حکمت متعالیه، تفاوت میان «قضایای بتّیه» و «قضایای غیر بتّیه» را تبیین میکنند. در این مسیر، ایشان توضیح میدهند که ذهن با فرضِ تقدیریِ موضوع، میتواند بر اموری که در خارج محال هستند، حکمِ امتناع صادر کند. در ادامه، ضمن اشاره به تفاوت میان مفهوم ذهنی و حقیقت خارجی، به نحوه ادراک مفاهیم عالیه همچون «واجبالوجود» و تفاوت آن با سایر مفاهیم پرداخته میشود. این جلسه با تأکید بر لزوم حفظ حریت و آزادگی انسان در برابر کثرات دنیوی و الگوگیری از سیره عملی اصحاب امیرالمؤمنین (ع) به پایان میرسد.
تبیین وجود ذهنی و قضایای غیر بتّیه
13تفاوت معنای وحدت در واجبالوجود و وحدت مدرکۀ انسان
کَقولنا واجبالوجود ... و تشخص عین ذاتش است و جدای از ذات نیست. یعنی جدای از آن ذات نیست که ذات یک خصوصیت داشته باشد و ماهیتی باشد، وجود و تشخص هم چیز دیگری بشود و یااینکه اینطور بگوییم که وحدت او با آن سایر وحدتهایی که میفهمیم فرق میکند. وحدتی را که ما در مورد اشیا میفهمیم، وحدتی است که در مقابل اثنین و ثلاثه است ولی وحدت در واجبالوجود وحدتی است که اصلاً دو برنمیدارد و نمیشود دو بردارد. یکتاست و تصوری که شما از واجبالوجود دارید و وحدت واجبالوجود و تصوری که از وحدت زید و عمرو و بکر دارید فرق میکند. یا تصوری که از وحدت این کتاب دارید؛ این کتاب چندتاست؟ یکی است. یعنی دوتا و سهتا و چهارتا هم میشود برایش فرض بشود، دارید میبینید. اینهمه کتاب الآن در اینجا هست. ولی یک وقتی میگویید: آسمان. آسمان واحد است و منظور شما از این آسمان نه همین آسمانی است که الآن یکقدری به ما اشراف دارد. آسمان را بهنحو مجموع میگویند. برای تقریب به این آسمان داریم مثال میزنیم اما خود این مثال یکقدری مبعّد هم هست. آیا ممکن است شما برای این آسمان دو هم فرض کنید؟! نه، چرا؟ چون هرجا بروید همین است هرجا بروید! تا هرجا این ماده برود، آنجا آسمان است. شما از این کهکشان هم بگذرید باز آسمان هست. به کهکشان بعدی هم برسید باز آسمان هست. دهتا آسمان که نداریم. هرجا بروید آسمان هست.
معنای آیۀ ﴿وَلَقَدۡ زَيَّنَّا ٱلسَّمَاءَ ٱلدُّنيَا بِمَصَٰبِيحَ﴾
لذا در آیۀ شریفه میفرماید: ﴿وَلَقَدۡ زَيَّنَّا ٱلسَّمَآءَ ٱلدُّنۡيَا بِمَصَٰبِيحَ﴾؛1 ما هفتآسمان را خلق کردیم منتها این هفتآسمان، آسمان ماده نیست. پس تا جایی که مصباح و نجوم هست آنجا آسمان است. آن ششتا آسمان دیگر چه میشود؟ آسمان عالم معنا میشود؛ عالم برزخ، مثال، ملکوت، جبروت، لاهوت و امثالذلک. آنها میشوند: آسمان عوالم مجرّده. آسمان دنیا را به مصابیح زینت دادیم. پس هرجا برویم آسمان هست. پس آسمان واحدی است که دو ندارد. حالا راجع به پروردگار هم وقتی میگوییم: ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ * ٱللَهُ ٱلصَّمَدُ * لَمۡ يَلِدۡ وَلَمۡ يُولَدۡ﴾.2
- . سوره ملک (67) آیه 5.
ترجمه: «همانا ما آسمان دنیا را با چراغ هایی آراستیم.» (محقق) - . سوره اخلاص (112) آیه 1 ـ 3. الله شناسی، ج ٣، ص ٢٥٦:
«به اسم خداوند که دارای صفت رحمانیّت و رحیمیّت است. بگو: داستان از این قرار است که خداوند دارای صفت احدیّت است. خداوند صمد است. (مقصد و مقصود همه است، یا تو پُر است و تو خالی نیست.) نمیزاید و زاییده نشده است.»
- . سوره ملک (67) آیه 5.
