
تبیین وجود ذهنی و قضایای غیر بتّیه
تحلیل فلسفیِ تصورِ ممتنعات و جایگاه آن در ذهن
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون «وجود ذهنی» میپردازند. محور اصلی بحث، پاسخ به این اشکال است که چگونه ذهن انسان میتواند اموری ممتنعالوجود مانند «شریکالباری» یا «اجتماع نقیضین» را تصور کند و بر آنها حکم براند، در حالی که این امور در خارج هیچ تحققی ندارند. استاد با تکیه بر مبانی حکمت متعالیه، تفاوت میان «قضایای بتّیه» و «قضایای غیر بتّیه» را تبیین میکنند. در این مسیر، ایشان توضیح میدهند که ذهن با فرضِ تقدیریِ موضوع، میتواند بر اموری که در خارج محال هستند، حکمِ امتناع صادر کند. در ادامه، ضمن اشاره به تفاوت میان مفهوم ذهنی و حقیقت خارجی، به نحوه ادراک مفاهیم عالیه همچون «واجبالوجود» و تفاوت آن با سایر مفاهیم پرداخته میشود. این جلسه با تأکید بر لزوم حفظ حریت و آزادگی انسان در برابر کثرات دنیوی و الگوگیری از سیره عملی اصحاب امیرالمؤمنین (ع) به پایان میرسد.
تبیین وجود ذهنی و قضایای غیر بتّیه
15این چند خط را هم بخوانیم چون ممکن است که دیگر [وقت نشود].
فَعُلِمَ أنَّ هذِهِ القضایا و نظائرَها حملیاتٌ غیرُ بتّیة و هی و إن کانَت مساوقةً لِلشرطیةِ لکنَّها غیرُ راجعةٍ إلیها کَما یظنُّ فَإنَّ الحکمَ فیها على المأخوذِ بِتقدیرِ ما، بِأن یکونَ التقدیرُ مِن تتمةِ فرضِ الموضوع حیثُ لَم یَکُن طبیعةٌ متحصلةٌ أصلاً أو فی الذهنِ.
پس دانسته شد این قضایا و نظایرش حملیات غیر بتّیه هستند و اگرچه از یک نقطهنظر مثل شرطیه است چون در شرطیه هم موضوع مقید به یک شرط است.
[منبابمثال] الیوم موجودٌ إذا کانَت الشمس طالعة؛ [امروز] مقید به طلوع شمس است. اینهم مقید به مفروض الوجود است ولی بین این بتّیه و شرطیه فرق است. لکنَّها غیرُ راجعةٍ إلیها ... قضیۀ بتّیه به شرطیه برنمیگردد، همانطور که بعضیها تصور کردند. چرا؟ چون حکم در قضیۀ بتّیه به یک تقدیرٌمائی است؛ یعنی حکم را ما روی موضوع گرفتیم و موضوع را به یک تقدیرٌمائی تقدیر کردیم. چطور؟ موضوع را لو فُرِض تقدیر کردیم؛ یعنی موضوع بهتنهایی، این موضوع برای حکم ما نیست. اگر وجود این موضوع فرض بشود، یک تقدیری برای موضوع کردیم بعد این را موضوع برای قضیۀ حملیه قرار دادیم. به عبارت دیگر و به عبارت اصولی، تتمیم جعلی در اینجا هست یعنی یک تتمۀ فرضی برای موضوع شده است که موضوع اگر فرض بشود ... اجتماع نقیضین اگر در خارج فرض بشود، وجود عدم اگر فرض بشود لا یُخبَرُ عنه، شریکالباری اگر بخواهد در خارج باشد لا یکون موجودة محالاً. [بِأن یکونَ التقدیرُ مِن تتمةِ فرضِ الموضوع] این اگری که روی او آمده کأنّ موضوع را وابسته کرده و یک دنبالهای برای موضوع آورده است آنوقت این برای قضیۀ حملیۀ ما موضوع قرار میگیرد.
حیثُ لَم یَکُن طبیعةٌ متحصلةٌ أصلاً أو فی الذهنِ ... اصلاً یک طبیعتی وجود ندارد؛ نه طبیعتی اصلاً متحصّل است [نه در ذهن وجود دارد]؛ هیچکدام.
لا بِأن یکونُ الموضوعُ ممّا قَد فَرَضَ و تَمَّ فرضُه فی نفسِهِ ثمَّ خصَّصَ الحکمُ علیه بِالتَّقدیرِ المذکورِ حتى یکونُ الموضوعُ مِن قبیلِ الطبیعةِ الموقتةِ أو المقیَّدةِ لیلزم کونُ القضیةِ مشروطةٌ فی المعنى.1
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 314.
