اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین وجود ذهنی و قضایای غیر بتّیه

تحلیل فلسفیِ تصورِ ممتنعات و جایگاه آن در ذهن

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون «وجود ذهنی» می‌پردازند. محور اصلی بحث، پاسخ به این اشکال است که چگونه ذهن انسان می‌تواند اموری ممتنع‌الوجود مانند «شریک‌الباری» یا «اجتماع نقیضین» را تصور کند و بر آن‌ها حکم براند، در حالی که این امور در خارج هیچ تحققی ندارند. استاد با تکیه بر مبانی حکمت متعالیه، تفاوت میان «قضایای بتّیه» و «قضایای غیر بتّیه» را تبیین می‌کنند. در این مسیر، ایشان توضیح می‌دهند که ذهن با فرضِ تقدیریِ موضوع، می‌تواند بر اموری که در خارج محال هستند، حکمِ امتناع صادر کند. در ادامه، ضمن اشاره به تفاوت میان مفهوم ذهنی و حقیقت خارجی، به نحوه ادراک مفاهیم عالیه همچون «واجب‌الوجود» و تفاوت آن با سایر مفاهیم پرداخته می‌شود. این جلسه با تأکید بر لزوم حفظ حریت و آزادگی انسان در برابر کثرات دنیوی و الگوگیری از سیره عملی اصحاب امیرالمؤمنین (ع) به پایان می‌رسد.

تبیین وجود ذهنی و قضایای غیر بتّیه

3
  • طرف می‌رود سر یک سفرۀ مفصل می‌نشیند، حضرت می‌گوید که جاسوس‌هایم خبر دادند که رفته‌ای سر یک سفرۀ کذا نشسته‌ای! قضیه این‌طوری است و تو باید نگاه به امام [خودت] بکنی؛ «ألا و إنَّ لِکُلِّ مَأمومٍ إماما یَقتَدی بِهِ و یَستَضیءُ بِنورِ عِلمِهِ».1

  • اینها همه دست‌پرورده‌های امیرالمؤمنین هستند. آن‌وقت این سلمانی که این‌طوری بیاید و این‌طوری استانداری را قبول کند، معلوم است آن مملکت و رعایای آن‌هم چطوری هستند و چه وضعی دارند و از چه امنیتی برخوردار هستند. آن شب اول که شد، گفت که بروید به همه بگویید که درب‌های دکّانتان را باز بگذارید و نبندید. دزدها خوشحال شدند که سلمان گفته است همه دکان‌ها را شب باز بگذارید. یکی را صدا کرد گفت: بیا جلو. گفت که به فلان محله می‌روی، چندتا سگ آنجا هستند، یک سگِ گردن‌کلفت سیاه آنجاست که رئیسشان است در گوشش می‌گویی که سلمان گفته است: امشب حراست شهر به‌عهدۀ شماست. این شخص می‌رود می‌بیند سگ‌ها در فلان محله در کنار جیفه و مرداری نشسته‌اند و یک سگ گردن‌کلفتی هم هست. در گوشش می‌گوید که سلمان گفته امشب حراست با توست. دزدها شب برای غارت به بیرون ریختند. صبح مردم رفتند دیدند جنازه افتاده است. البته کشته نبودند، همین‌طور زخمی وسط بازار افتاده بودند. هیچ! تمام شد!2 خب این برنامۀ جناب سلمان بود. قضیۀ حکومت اسلامی این است؛ مسئلۀ حکومت اسلامی و حکومت علوی این است! علیٰ‌کلّ‌حال دیگر رفقا بهتر می‌دانند!

  • خلاصه ما شریک‌الباری خیلی داریم. در وجود خودمان شریک‌الباری زیاد داریم.

  • مرحوم آخوند جوابی که دارند از این قضیه می‌دهند، می‌گویند که بله، درست است ما شریک‌الباری را تصور می‌کنیم. اجتماع نقیضین را تصور می‌کنیم و بر اینها حکم هم می‌کنیم که شریک‌الباری و اجتماع نقیضین ممتنع است ولی فرق است بین حکم کردن بر اینکه اجتماع نقیضین ممتنع است و فرق است بین خود نقیضین و اجتماع نقیضین، اینها دو مسئله است؛ یک وقت ما حکم می‌کنیم که اجتماع نقیضین ممتنع است ولی یک وقتی خود نقیضین ممتنع هستند. آن که حکم بر اوست اشکالی ندارد و ظرفش ذهن است و ذهن می‌آید ممتنع را تصور می‌کند، نقیضین را تصور می‌کند، شریک‌الباری را تصور می‌کند، جوهرِ فردِ غیرِ مرکب را تصور می‌کند و تمام اینها را تصور می‌کند و برای او حکم به امتناع می‌آورد؛ الجوهرُ الفرد ممتنع‌الوجود، شریک‌الباری ممتنع‌الوجود. یا واجب‌الوجود را تصور می‌کند؛ واجب‌الوجود تشخصُّهُ عینُ ذاتِه، ماهیُتُه هویَّتُه و إنّیَتُه الآن که واجب‌الوجود در ذهن آمد، حکم بر اینکه واجب‌الوجود تشخّصش عینیت اوست بااینکه إنیّت او عین عینیت و هویت اوست فرق می‌کند؛ اینکه عینیت او با تشخص او واحد است، این به ذات واجب‌الوجود برمی‌گردد که وجود خارجی دارد. اینکه به‌عنوان یک قضیۀ تصدیقیه حکم می‌کنیم بر اینکه ماهیت واجب‌الوجود عین إنیّت و هویت اوست. ظرف این حکم در ذهن هست.

    1. نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص 417.
      ترجمه: «هان! هر پیروى را پیشوایى است که به او اقتدا مى کند و از نور دانشش پرتو مى گیرد.» (محقق)
    2. الفضائل، ابن‌شاذان، ص ٨٦؛ طبقات الکبری، ج 4، ص 66؛ أنوار النعمانیة، ج 1، ص 43.