
تبیین وجود ذهنی و قضایای غیر بتّیه
تحلیل فلسفیِ تصورِ ممتنعات و جایگاه آن در ذهن
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون «وجود ذهنی» میپردازند. محور اصلی بحث، پاسخ به این اشکال است که چگونه ذهن انسان میتواند اموری ممتنعالوجود مانند «شریکالباری» یا «اجتماع نقیضین» را تصور کند و بر آنها حکم براند، در حالی که این امور در خارج هیچ تحققی ندارند. استاد با تکیه بر مبانی حکمت متعالیه، تفاوت میان «قضایای بتّیه» و «قضایای غیر بتّیه» را تبیین میکنند. در این مسیر، ایشان توضیح میدهند که ذهن با فرضِ تقدیریِ موضوع، میتواند بر اموری که در خارج محال هستند، حکمِ امتناع صادر کند. در ادامه، ضمن اشاره به تفاوت میان مفهوم ذهنی و حقیقت خارجی، به نحوه ادراک مفاهیم عالیه همچون «واجبالوجود» و تفاوت آن با سایر مفاهیم پرداخته میشود. این جلسه با تأکید بر لزوم حفظ حریت و آزادگی انسان در برابر کثرات دنیوی و الگوگیری از سیره عملی اصحاب امیرالمؤمنین (ع) به پایان میرسد.
تبیین وجود ذهنی و قضایای غیر بتّیه
6معنای آیۀ ﴿فَإِنَّ مَعَ ٱلعُسرِ يُسرًا ...﴾
یک آیۀ شریفه دارد بسیار عالی: ﴿فَإِنَّ مَعَ ٱلۡعُسۡرِ يُسۡرًا * إِنَّ مَعَ ٱلۡعُسۡرِ يُسۡرٗا﴾1 همزمان با عسر یسر هست. نمیگوید که بعد از عسر یسر است. یسر معیت با عسر دارد؛ یعنی در همان زمانی که عسری متوجه است انسان باید بداند در آن زمان در یسر هست.
یسرِ همراه با عسر یعنی شکوفایی و فعلیت استعدادها
یسر یعنی چه؟ شکوفایی، یعنی فعلیت این استعدادها. این معنا معنای یسر است؛ هر لحظه که بر انسان بگذرد، در آن لحظه انسان این احساس را میکند که در چه مرتبهای قرار گرفته است.
﴿فَإِنَّ مَعَ ٱلۡعُسۡرِ يُسۡرًا﴾ دوباره ﴿إِنَّ مَعَ ٱلۡعُسۡرِ يُسۡرٗا﴾ تأکید مجدد میکند که با هر عسری یک یسر و یک گشایشی هست؛ یعنی توأم هستند، اینها باهم عجین هستند، باهم ترکیب شدند. پس هرچه علم انسان بالا میرود باید حملش هم به همان مقدار بالا برود و تواضعش به همان مقدار باید پایین بیاید. چرا؟ چون بیشتر میفهمد و کسی که بیشتر میفهمد، مسئولیتش هم بیشتر است. کسی که نمیداند راحت است. تو که میدانی این توفیق و این علم از جای دیگر آمد، چرا به خودت میبندی؟! باید از ناحیۀ دیگر بدانی!
این قضیه میشود: قضیۀ غیر بتّیه، پس اشکال مرحوم سبزواری و مقرّرین نسبت به این قضیه اشکال واردی است. مگر اینکه ما کلام مرحوم آخوند را اینطور توجیه کنیم: اینکه ایشان میفرمایند در قضایای غیر بتّیه موضوع مقدّر الوجود است، نه به معنای وجود خارجی بلکه به معنای وجود فرضی است. شما همینکه میگویید که اجتماع نقیضین محال است، معلوم میشود وجودی برای اجتماع نقیضین فرض کردید، نهاینکه وجود در خارج محقّق شد. اگر فرض نمیکردید که حکم به امتناع نمیکردید. اینکه حکم به امتناع میکنید معلوم میشود که برای اجتماع نقیضین وجود فرض کردید ولو وجود تخیلی و یک وجود فرضی. ذهن این را انجام میدهد و کار ذهن همین است. ذهن کارهایی میکند که در خارج، خدا هم نمیتواند انجام دهد! خدا هم نمیتواند اجتماع نقیضین [کند] ولی ما میتوانیم! عجبا! خدا هم نمیتواند شریکالباری برای خودش درست کند ولی ما میتوانیم، هزارتا جلویش میگذاریم و ردیف میکنیم اعمّ از عمله و اَکَره، بابا و ننه، زن و بچه، رفیق و شریک، ریاست و تمام شریکالباریها را جلویش میگذاریم و میگوییم که تو یکی، ما هزارتا؛ ما هزارتا داریم تو یکی هستی! ذهن میآید درست میکند. به چه نحو درست میکند؟ تخیل میکند. وقتی که میگوید: شریکالباری ممتنع است، نه شریکالباری معدوم، چون بر شریکالباری معدوم اصلاً حکمی نمیشود کرد. یعنی اگر برای خدا شریکی فرض بشود، عقل حکم به امتناع او میکند. پس این وجودش وجود فرضی است. اینجاست که قضیه میشود: قضیۀ غیر بتّیه. لذا اشکال مرحوم سبزواری و امثاله نسبت به مرحوم آخوند وارد نمیشود. یعنی میشود این مسئله را برای ایشان توجیه کرد.
- . سوره انشراح (٩٤) آیه 5 و 6.
«پس بهدرستیکه همراه با عسر و سختی، یسر و آسانی است * بهدرستیکه همراه با سختی، آسانی است» (محقق)
- . سوره انشراح (٩٤) آیه 5 و 6.
