اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین وجود ذهنی و قضایای غیر بتّیه

تحلیل فلسفیِ تصورِ ممتنعات و جایگاه آن در ذهن

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون «وجود ذهنی» می‌پردازند. محور اصلی بحث، پاسخ به این اشکال است که چگونه ذهن انسان می‌تواند اموری ممتنع‌الوجود مانند «شریک‌الباری» یا «اجتماع نقیضین» را تصور کند و بر آن‌ها حکم براند، در حالی که این امور در خارج هیچ تحققی ندارند. استاد با تکیه بر مبانی حکمت متعالیه، تفاوت میان «قضایای بتّیه» و «قضایای غیر بتّیه» را تبیین می‌کنند. در این مسیر، ایشان توضیح می‌دهند که ذهن با فرضِ تقدیریِ موضوع، می‌تواند بر اموری که در خارج محال هستند، حکمِ امتناع صادر کند. در ادامه، ضمن اشاره به تفاوت میان مفهوم ذهنی و حقیقت خارجی، به نحوه ادراک مفاهیم عالیه همچون «واجب‌الوجود» و تفاوت آن با سایر مفاهیم پرداخته می‌شود. این جلسه با تأکید بر لزوم حفظ حریت و آزادگی انسان در برابر کثرات دنیوی و الگوگیری از سیره عملی اصحاب امیرالمؤمنین (ع) به پایان می‌رسد.

تبیین وجود ذهنی و قضایای غیر بتّیه

9
  • خب این الآن در ذهن آمد. اینکه الآن در ذهن آمد شیءٌ مِنَ الأشیاء؛ یک چیزی مثل سایر اشیاء است و این ممکن‌الوجود است. پس خود این وجودش که در ذهن من آمده حکم به امکان بر آن می‌شود، نه حکم به امتناع! این قضیه‌ای که الآن در ذهن من آمد ممکن‌الوجود است. خود این قضیه به‌عنوان تصدیق به اینکه شریک‌الباری ممتنع‌الوجود، ممکن‌الوجود است به‌خاطر اینکه در ذهن من آمد ولی این امتناعی که برای شریک‌الباری هست، در خود قضیه آمده است نه‌اینکه در ذهن من آمده است. اگر به خود این مفهوم بخواهید تمرکز بدهید و به عبارت دیگر روی خود این قضیه زوم1 کنید، می‌بینید که این یک قضیۀ حملیه است به حمل اوّلی. خب حمل اوّلی این است که شریک‌الباری ممتنعٌ یعنی حکم به امتناع روی این شریک‌الباری آمده است. اگر به خود قضیه بخواهید نگاه کنید این‌طور است اما اگر به این که در ذهن آمده نگاه کنید حکم به امکان می‌شود.

  • فالعقلُ یقدرُ أن یَتَصوّرَ مفهوماً و یجعَله عنواناً بِحسبِ الفرضِ لِطبیعةٍ باطلةِ الذات مجهولةَ التصورِ و یحکم علیه بِامتناعِ الحکمِ علیه و العلمِ به.2

  • عقل می‌توانند مفهومی را تصور کند و این را می‌تواند به‌حسب فرض خودش برای یک طبیعت باطلة الذّات [مجهولة التصور] قرار بدهد. طبیعتی که اصلاً ذاتش باطل است. اصلاً در اصل باطل است؛ یعنی مفهوم امتناع را تصور بکند و این را عنوان قرار بدهد برای یک هم‌چنین طبیعتی که شریک‌الباری اصلاً ذاتش باطل است. یا خود آن شریک‌الباری را عنوان قرار بدهد برای یک حقیقتی که اصلاً بطلان دارد؛ بطلان ذاتی دارد! تصورش اصلاً مجهول است و درعین‌حال حکم بکند بر این عنوان به اینکه نمی‌شود حکم کرد. العدمُ لا یُخبَرُ عنه و العلمُ به ممتنعٌ به امتناع حکم بر او، حکم بر او نمی‌شود. نمی‌شود برایش وصفی آورد، نمی‌شود برایش محملی آورد، نمی‌شود انسان به او علم پیدا بکند. چطور ممکن است انسان به عدم علم پیدا بکند؟! چطور ممکن انسان به شریک‌الباری علم پیدا کند؟! اینها همه از مواردی است که خب طبعاً علم به او ممتنع است.

    1. . Zoom: بزرگ‌نمایی کردن. (محقق)
    2. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 313.