اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین مسلک عرشی در باب وجود ذهنی

اتحاد علم و معلوم در پرتو حقیقت وجود

14٬037
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی یعنی «وجود ذهنی» می‌پردازند. ایشان با نقد دیدگاه‌های پیشین که منجر به اشکالاتی نظیر انقلاب حقایق می‌شد، مسلک ویژه‌ای را که از آن به «مسلک عرشی» تعبیر می‌کنند، تبیین می‌نمایند. محور اصلی این بحث بر پایه حقیقت علم و اتحاد آن با معلوم استوار است. استاد با تکیه بر این مبنا که علم از مقوله کیف نفسانی است، توضیح می‌دهند که چگونه صورت ذهنی بدون تغییر در ماهیت، از خارج حکایت می‌کند. در ادامه، ایشان با استناد به روایات و تحلیل‌های فلسفی، به تبیین تأثیر علوم بر نفس و چگونگی شکل‌گیری شخصیت انسان بر اساس معلومات و محبوب‌های او می‌پردازند. این جلسه در نهایت با ارائه راهکاری برای حل تعارض میان انحفاظ ذاتیات و تبدل وجودات، به تبیین دقیق نسبت میان علم، معلوم و مقولات فلسفی ختم می‌شود.

تبیین مسلک عرشی در باب وجود ذهنی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی یعنی «وجود ذهنی» می‌پردازند. ایشان با نقد دیدگاه‌های پیشین که منجر به اشکالاتی نظیر انقلاب حقایق می‌شد، مسلک ویژه‌ای را که از آن به «مسلک عرشی» تعبیر می‌کنند، تبیین می‌نمایند. محور اصلی این بحث بر پایه حقیقت علم و اتحاد آن با معلوم استوار است. استاد با تکیه بر این مبنا که علم از مقوله کیف نفسانی است، توضیح می‌دهند که چگونه صورت ذهنی بدون تغییر در ماهیت، از خارج حکایت می‌کند. در ادامه، ایشان با استناد به روایات و تحلیل‌های فلسفی، به تبیین تأثیر علوم بر نفس و چگونگی شکل‌گیری شخصیت انسان بر اساس معلومات و محبوب‌های او می‌پردازند. این جلسه در نهایت با ارائه راهکاری برای حل تعارض میان انحفاظ ذاتیات و تبدل وجودات، به تبیین دقیق نسبت میان علم، معلوم و مقولات فلسفی ختم می‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین مسلک عرشی در باب وجود ذهنی

9
  • وَ تَحقیقُ الحقِّ فیه أنَّهُ کَما یوجَدُ فی الخارجِ شَخصٌ کَزیدٍ مَثلاً و یوجَدُ مَعهُ صِفاتُه و أعراضُهِ و ذاتیاتُهِ کالأبیضِ و الضاحک و الماشی و الجالِسِ و النامیِ و الحیوانِ الناطقِ فَهیَ موجوداتٌ توجدُ بِوجودِ زیدٍ ذاتاً بَل عینُ زیدٍ وجوداً فإنَّ فی الخارجِ ما هوَ زیدٌ بِعینهِ الضاحکُ و الکاتبُ و الحیوانُ و الناطقُ و لا یَلزمُ مِن اندراجِ زیدٍ تَحتَ الجوهرِ بِالذاتِ و کونِ الجوهرِ ذاتیاً لَه أن یَکونَ الجوهرُ ذاتیاً لِلکاتبِ و الضاحِکِ و الناطِقِ فَکذلکَ الموجودُ الذهنی فإنَّ مِن جُملةِ الحَقائقِ الکلیةِ العلمُ و إذا وُجدَ فَردٌ مِنه فی الذهنِ فإنَّما یَتعیَّنُ ذلکَ الفردُ مِنه بِأن یَتَّحِدَ بِحقیقةِ المعلومِ کَما أنَّ الجِسمَ إنَّما یوجدُ فی الخارجِ إذا کانَ فیهِ مُتکمِّماً مُتشکلاً مُتحیزاً نامیاً أو جماداً و عُنصراً أو فَلکاً و بِها یَتعینُ حَقیقةُ هذا الجِسم کَذلک العلمُ إنَّما یَتعینُ و یَتحصلُ إذا اتَّحدَ بِحقیقةِ المَعلوم.1

  • تحقیق مسئله همان‌طور که در خارج مثل زید است و با این زید صفات و اعراض و ذاتیاتش پیدا می‌شود مثل ابیض، ضاحک، ماشی، جالس، نامی، حیوان و ناطق که تمام اینها ذات و ذاتیات و صفات او هستند، موجوداتی هستند که به وجود زید ذاتاً پیدا می‌شوند بلکه وجود آنها عین وجود زید است و جدای از وجود زید نیست. پس آن که به او در خارج زید می‌گویند، بعینه ضاحک، کاتب، حیوان و ناطق است. و لا یَلزمُ مِن اندراجِ زیدٍ تَحتَ الجوهرِ ... اینکه زید ذاتاً داخل در تحت مقولۀ جوهر هست و ذات زید عبارت از جوهریت است و اینکه جوهر ذات اوست لازم نیست که جوهر ذاتی برای کاتب باشد. نه، کاتب در اینجا عرض است! عرض آن است که عارض بر معروض بشود. جوهر عارض نمی‌شود و جوهر موضوع است. عرض تازه می‌آید بر جوهر عارض می‌شود و موجود ذهنی هم همین‌طور است. فإنَّ مِن جُملةِ الحَقائقِ الکلیةِ العلمُ ... ازجملۀ حقایق کلی یکی علم است، حالا اگر فردی از علم در ذهن بیاید ـ هرچه می‌خواهد باشد؛ جوهر یا عرض بیاید جوهر و عرض باهم بیایند سه‌تایی یا دوتایی بیایند هرچه می‌خواهد بیاید ـ این فرد از این علم متعین است به اینکه با حقیقتِ معلوم متحد باشند همان‌طور که جسم در خارج هست وقتی که در خارج متکمم باشد و کمّ و شکل داشته باشد و متحیز و نامی باشد یا جماد و عنصر و یا فلک باشد یعنی جسم در صورتی در خارج هست که دارای این خصوصیات باشد و به‌واسطۀ اینها حقیقت این جسم تعین پیدا می‌کند. جسمی که کمّ و شکل نداشته باشد جسم نیست و همین‌طور متحیز [و نامی و جماد و عنصر و فلک.]

    1. . همان، ص 324 و 325.
/ 260