
ماهیت علم و جایگاه آن در مقولات وجودی
تحلیل دیدگاه مرحوم آخوند درباره حقیقت علم و ادراک
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق ماهیت علم و جایگاه آن در نظام مقولات میپردازد. بحث با نقد دیدگاههای رایج در تعریف علم، از جمله نظریات اضافه، عینیت ماهیت خارجی و قول به اشباح آغاز میشود. استاد با عبور از این مبانی، به تبیین دیدگاه خاص مرحوم مرحوم آخوند در باب حقیقت علم میپردازد که در آن، علم نه یک عرضِ وارد شده از خارج، بلکه حقیقتی است که نفس با نظر آلی و استقلالی به آن مینگرد. در ادامه، سیر بحث به چالشهای سنخیت میان نفسِ مجرد و صورتهای ذهنی میرسد و این پرسش مطرح میشود که چگونه نفس میتواند خالقِ صورتی باشد که با ماهیت خارجی مطابقت دارد. در نهایت، با طرح نظریه خروج علم از تحت مقولات نهگانه و پیوند آن با حقیقت وجود، مسیر برای درک عمیقتری از کیفیت ادراک و حرکت نفسانی هموار میشود.
ماهیت علم و جایگاه آن در مقولات وجودی
4الآن شما این فرش را ملاحظه کنید ببینید چه رنگها و الوان متفاوتی در این فرش وجود دارد خب اگر قرار بر این باشد که لون فقط اعتبار ذهنی و زائیدۀ ذهن باشد پس چرا بهجای اینکه این رنگ در اینجا مشاهده بشود، رنگ دیگری بهجای او قرار نمیگیرد؟! پس این بهخاطر ذهن نیست بلکه بهخاطر یک فعل و انفعال خارجی خارج از ذهن است و ذهن بهواسطۀ آن فعل و انفعال خارجی به این قرمز میگوید، به این سیاه میگوید، به آن سفید میگوید و به این سبز میگوید و این بهواسطۀ آن است. حالا هرچه میخواهد باشد این ذهن همان شیء خارج را و همان چیزی که در خارج هست را در خودش و در نفس خودش محقق میکند. اگر در اینجا سیاهی در این قسمت از فرش وجود دارد، ذهن هم در همان قسمت از فرش معتقد به سیاهی و سواد بود. اگر در آن قسمت از فرش احمرار وجود دارد ذهن هم در آن قسمت از فرش معتقد و قائل به احمرار است. نمیآید جای این دو را عوض کند یااینکه شیء ثالثی در جای این دو قرار بدهد.
فرق ادراک ذهنی و خارجی
این حکایت از این میکند که آنچه را که ذهن ادراک میکند عبارت از همان شیئی است که در خارج هست با این تفاوت که آن شیئی که در خارج هست نحوۀ وجودش با آنچه که در ذهن هست تفاوت دارد اما آن ماهیتش و به عبارت دیگر آنچه که موجب امتیاز بین این شیء خارجی از شیء دیگر شده است، آن مابهالاِمتیاز و منشأ بِعینه در ذهن وجود دارد! قطعاً بین آن حجر بر دیوار و بین این فرش و سجاد تفاوت وجود دارد! همینکه شما میگویید: تفاوت وجود دارد، یعنی در ذهن شما این تفاوت تحقق پیدا کرده والاّ نمیگفتید. درحالیکه وقتی ما آن سنگ مرمر را الآن لمس میکنیم، کاملاً اختلاف ماهیت او و وجود او را بهتبع ماهیت، با آن سجاد و فرشی که لمس میکنیم ادراک میکنیم و این حکایت از این میکند که همان اختلافِ در آنجا در ذهن ما هم موجود است لذا اولاً ما این اختلاف را ادراک کردیم و ثانیاً از این اختلاف خبر داریم؛ یعنی در یک قضیه آمدیم گفتیم که بین حجر و بین سجاد تفاوت وجود دارد و این حکایت از این مسئله میکند که آن ماهیت خارجی با صرفنظر از وجود عیناً در ذهن وجود دارد.
