
ماهیت علم و جایگاه آن در مقولات وجودی
تحلیل دیدگاه مرحوم آخوند درباره حقیقت علم و ادراک
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق ماهیت علم و جایگاه آن در نظام مقولات میپردازد. بحث با نقد دیدگاههای رایج در تعریف علم، از جمله نظریات اضافه، عینیت ماهیت خارجی و قول به اشباح آغاز میشود. استاد با عبور از این مبانی، به تبیین دیدگاه خاص مرحوم مرحوم آخوند در باب حقیقت علم میپردازد که در آن، علم نه یک عرضِ وارد شده از خارج، بلکه حقیقتی است که نفس با نظر آلی و استقلالی به آن مینگرد. در ادامه، سیر بحث به چالشهای سنخیت میان نفسِ مجرد و صورتهای ذهنی میرسد و این پرسش مطرح میشود که چگونه نفس میتواند خالقِ صورتی باشد که با ماهیت خارجی مطابقت دارد. در نهایت، با طرح نظریه خروج علم از تحت مقولات نهگانه و پیوند آن با حقیقت وجود، مسیر برای درک عمیقتری از کیفیت ادراک و حرکت نفسانی هموار میشود.
ماهیت علم و جایگاه آن در مقولات وجودی
8واقعاً باید به خدا پناه برد! اینجا آنجایی است که پشت آدم میلرزد و استخوانهای انسان خرد میشود که یک روز بیاید که انسان بهواسطۀ انکار و مقام انکار و عناد و غرض کمکم، کمکم، کمکم ـ به قول عربها شویّه شویّه ـ به یک نقطهای میرسد که دیگر پرده بر روی دلش میاندازد. اگر امام زمان هم ظهور کند ظهورش را قبول نمیکند!
علت عدم پذیرش امام زمان علیهالسّلام توسط بعضی از علماء
در روایت داریم که وقتی حضرت ظهور میکنند علماء ظهور حضرت را قبول نمیکنند.1 مگر در روایت نداریم؟! بسیاری از افرادی که مخالف با ظهور حضرت هستند همین علماء هستند. چرا؟! چرا؟! بهخاطر اینکه نفس بسته شده است و روزنهها همه مسدود شده است. حضرت از چه روزنهای آن نور ولایتش را در دل او بفرستد و آن دل را باز کند؟! روزنهای باقی نمانده است لذا آن نور به قلب میخورد و رد میشود. طیارههایی درست کردند وقتی موج رادار به آنها میخورد، نمیگیرد و رد میشود. یعنی از نظر انحنا یک طوری است که سُر میخورد میرود و هیچ نشان نمیدهد که دارد میآید! حضرت هم مدام موج میفرستد، قلب گرد است رد میکند و میرود! روزنه بسته است لذا در مقام انکار برمیآید که نه، معلوم نیست این آن مهدی باشد. هزارتا مهدی داریم، شاید یکی دیگر باشد! ادله یک جور دیگر دلالت میکنند، زمان ظهور زمان دیگر است و این شاید مدعی باشد! شروع میکند مردم را فریب دادن بر علیه امام زمانی که خودش [سالها] در دعای ندبه میگفت: یا ابنالحسن عجلّ علی ظهورک! حالا خودش علیه همان امام زمان قیام میکند. اینها همه کشک است. یعنی تمام اینها همه حرف بوده، باطنش بسته شده است؛ باطنش حق را قبول نکرده است! خدا میگوید، اما اگر خدا بگوید که بیا این کار را بکن، میگوید: برو پی کارت!
میگوید: پیغمبر، میگوید: امام صادق، اما وقتی میگویی: امام صادق علیهالسّلام فرمود، میگوید: مگر امام صادق یکی دوتا روایت دارد؟! شما بروید اصول کافی را باز کنید ببینید امام صادق در اصول کافی چه کرده است؟! یک روایت را جلوی خود بگذارید، زندگیتان از هم پاشیده میشود! یک روایت امام صادق را درست بفهمید، درست روی آن مطالعه کنید [ببینید چه میشود]! درست ها! یعنی آنطوری بفهمید که اگر امام صادق آمد، بگویید: بله! این حرف شماست و شما این را گفتید. دروغ نگوییم، دیگر پیش غازی معلق نزنیم.2 آنطور اگر بگوییم، اصلاً کل زندگی همه اینطرف و آنطرف میشود. تمام افکار انسان دیگر برمیگردد. تمام اعتبارات همه کنار میرود. ما امام صادق را مسخره کردیم و به بازی گرفتیم!
- . إثبات الهداة، ج 5، ص 149؛ دلائل الإمامة، ج 1، ص 455، با قدری اختلاف.
- . امثال و حکم، دهخدا، ج 2، ص 524.
