
ماهیت علم و جایگاه آن در مقولات وجودی
تحلیل دیدگاه مرحوم آخوند درباره حقیقت علم و ادراک
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق ماهیت علم و جایگاه آن در نظام مقولات میپردازد. بحث با نقد دیدگاههای رایج در تعریف علم، از جمله نظریات اضافه، عینیت ماهیت خارجی و قول به اشباح آغاز میشود. استاد با عبور از این مبانی، به تبیین دیدگاه خاص مرحوم مرحوم آخوند در باب حقیقت علم میپردازد که در آن، علم نه یک عرضِ وارد شده از خارج، بلکه حقیقتی است که نفس با نظر آلی و استقلالی به آن مینگرد. در ادامه، سیر بحث به چالشهای سنخیت میان نفسِ مجرد و صورتهای ذهنی میرسد و این پرسش مطرح میشود که چگونه نفس میتواند خالقِ صورتی باشد که با ماهیت خارجی مطابقت دارد. در نهایت، با طرح نظریه خروج علم از تحت مقولات نهگانه و پیوند آن با حقیقت وجود، مسیر برای درک عمیقتری از کیفیت ادراک و حرکت نفسانی هموار میشود.
ماهیت علم و جایگاه آن در مقولات وجودی
9داریم با امام صادق بازی میکنیم! ما امام صادق را قبول نداریم! امام صادق را برای گذران خودمان میخواهیم! برای زندگیمان میخواهیم نه چیزی دیگر!
این نظر، نظر استقلالی است. حالا نظر آلی این است که نفس بیاید نسبت به این صورت ذهنی احساس داشته باشد؛ احساس در وجود او پیدا بشود، این احساس که قابل انکار نیست از چه مقولهای است؟ این احساس که همه این را احساس میکنیم و متوجه میشویم، این از چه مقولهای است؟! آیا از مقولۀ جوهر است؟! آن اول حالا یا از مقولۀ جوهر بود یا از مقوله عرض بود یا از مقولۀ جوهر و عرض بود. آن نه، [منظور] نفسِ آن متصوَّر است، نه متصوِّر! نفس آن متصوَّر یا جوهر است یا عرض است یا آمیختهای از جوهر و عرض است اما این احساس دیگر در چه مقولهای است؟ این احساس یک حالتی است که انسان این حالت را در وجود خودش ادراک میکند.
انسان وقتی که آب بخورد چه حالتی برای او پیدا میشود؟ حالت سیراب شدن در وجود خودش احساس میکند. اگر غذا بخورد حالت شبع در وجود خودش احساس میکند. غضبی برای او پیدا بشود حالت غضب در وجود خودش احساس میکند. شهوتی پیدا بشود، آن حالت را در وجود خودش احساس میکند. رأفت و رحمت و عطوفتی برای او پیدا بشود این حالت را احساس میکند. این حالت از چه مقولهای است؟ آیا این از مقولۀ کیف است یعنی از مقولۀ عرض است؟ عرضی در اینجا عارض شده است؟ خب این عرض از کجا آمد؟! این عرض باید از یک جایی بیاید تا عارض بشود! الآن این موضوع خودش دارای یک خصوصیتی است مثلاً دارای سواد است. برای اینکه این سواد تبدیل به بیاض بشود، احتیاج به یک عامل خارجی است که آن عامل خارجی این رنگ سواد را بزداید و بهجای او رنگ بیاض را روی این قرار بدهد. عامل خارجی عبارت از ارتباط بین نفس و آن امر و عامل خارجی بود.
