
اتحاد نفس با صور ذهنی و عینی
تبیین کیفیت ظهور مراتب وجود در عالم ملکوت و ماده
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت اتحاد نفس با صور ذهنی و عینی میپردازند. بحث با بررسی چگونگی نقش بستن صور در ذهن و تأثیرات روحی آن آغاز میشود؛ بهگونهای که انسان با ادراک هر صورت، کدورت یا نورانیتی را در نفس خود احساس میکند. در ادامه، با استناد به آیات قرآن و مبانی فلسفی، مسئله مسخ و چگونگی تنازل روح از مراتب عالی به عالم ماده و مثال مورد تحلیل قرار میگیرد. استاد ضمن نقد دیدگاههایی که علم را صرفاً یک کیف نفسانی میدانند، بر این نکته تأکید میکنند که صور علمی در عین برخورداری از حقیقت وجود، دارای تعینات و ماهیات خاصی هستند که آثار متفاوتی را در نفس ایجاد میکنند. این جلسه با بررسی تفاوت مراتب وجودی انسان و سایر موجودات و نحوه اتصال نفس به عوالم بالاتر، به پایان میرسد تا زمینهای برای مباحث دقیقتر فلسفی در جلسات آتی فراهم شود.
اتحاد نفس با صور ذهنی و عینی
6چندی پیش برای یک بنده خدایی که شما هم او را میشناسید یک قضیهای اتفاق افتاد؛ دخترش در منزل بود تازه ازدواج کرده بود و یک بچۀ کوچک داشت. بچه در بغلش بود و شوهرش هم ظاهراً در جای دیگری بود. میگویند که این گاز منزل از خودش یک مادهای تراوش میکند، ـ نمیدانم گوگرد بوده چه بوده ـ میگویند که بهندرت است و خیلی سریع و درجا میکشد! این یکمرتبه در همین حال [میمیرد] و دو روز هم از او خبر نداشتند، مادر و پدر هرچه تلفن میکنند [از او خبری نمیشود]. پدرش از معممین طهران و مرد معروفی است. خلاصه اینطرف و آنطرف پیش همسایه میروند. میگویند که ماشین شوهرش اینجاست، دو روز هم تکان نخورده است. نزدیک در منزل میآیند میبینند که همۀ کفشها دم در هست و در بسته است و قفل است. خلاصه میآیند در را باز میکنند و یکدفعه مواجه میشوند میبینند که زن همینطوری که بچه دستش هست خشک شده است، آن مرد هم که جای دیگری بوده او هم همینطوری به همین کیفیت [خشک شده است]. خلاصه معلوم میشود دو روز قبل اینها فوت کرده بودند. بعد خبر نداشتند بیچاره پدر همین دختر در منزل میآید، وارد مجلس که میشود یکمرتبه که متوجه میشود میگوید که ﴿إِنَّا لِلَّهِ ...﴾1 و او هم وسط زمین دراز میکشد و کارش هم خطری بوده و بیمارستان بردند و... او [اینطوری شد] بعضیها هم هستند اصلاً میمیرند! یعنی وقتی که یک خبر ناگوار برایشان بیاید یا مثلاً انجام بشود یکمرتبه میافتند و میمیرند.
خلاصه شاید اینهم اصلاً برای همین است که بیش از سه روز نمیتوانند زنده بمانند نهاینکه یک مسئلۀ الهی است که باید بعد از سه روز بروند، نه! شاید اصلاً طبع قضیه بر این است که نمیتواند دیگر بیشتر از این دوام بیاورد. نداریم که بعد از سه روز میمیرند بلکه نهایتش تا سه روز هست، ممکن است که اینها کمتر از سه روز هم بمیرند. علیٰکلّحال این مسئلۀ مسخ برای همین مرتبۀ مادون است، لذا وقتی که از این دنیا میرود، به صورت اصلی خودش برمیگردد. آن صورت اصلی هم همان صورت انسانیت است و حالا حسابوکتاب و باقی مسائل را آنجا باید پیگیری بکند.
- . سوره بقره (2) آیه 156:
﴿إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّآ إِلَيۡهِ رَٰجِعُونَ﴾. معاد شناسی، ج 1، ص 64:
«حقّاً ما براى خدا هستیم و ما به سوى او از بازگشت کنندگانیم.»
- . سوره بقره (2) آیه 156:
