اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت و اعتبار در فلسفه اسلامی

تبیین تفاوت میان امور اعتباری و حقایق وجودی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مفهوم ماهیت و جایگاه آن در نظام هستی می‌پردازند. بحث با تحلیل ماهیت به عنوان یک امر اعتباری آغاز شده و با واکاوی نحوه ایجاد علقه‌های اعتباری همچون زوجیت و ملکیت ادامه می‌یابد. استاد با تفکیک میان عالم اعتبار و عالم تکوین، به نقد دیدگاه‌هایی می‌پردازند که ماهیت را امری صرفاً ذهنی یا عدمی می‌دانند. در ادامه، ایشان با تبیین این نکته که ماهیات در واقع اطوار و تشکل‌های وجود هستند، به بررسی رابطه میان وجود و ماهیت پرداخته و بر این حقیقت تأکید می‌کنند که وجود با حفظ وحدت خود، در قالب‌های گوناگون تجلی می‌یابد. این جلسه با تبیین ضرورت شناخت اندازه و جایگاه وجودی انسان و پرهیز از خلط میان امور اعتباری و حقایق واقعی به پایان می‌رسد تا مخاطب به درک روشن‌تری از نسبت میان وجود، ماهیت و اعتبارات عرفی دست یابد.

ماهیت و اعتبار در فلسفه اسلامی

6
  • اگر همۀ دنیا بیایند و به تو بگوید که در دست تو خزف است تو را باکی نیست درحالی‌که در دست تو لؤلؤ است و اگر همۀ دنیا بگویند که در دست تو لؤلؤ است برای تو نفعی ندارد درحالی‌که در دست تو خزف باشد!1

  • این واقعیت است، فرق نمی‌کند! حالا آدم را تعریف کنند یا آدم را تنقیح کنند، آدم باید ببیند که خودش چیست و چه حال و کیفیتی دارد!

  • ظاهراً قوم مسئلۀ اعتبار را با انتزاع خلط کرده‌اند! در بحث ماهیت، مسئلۀ ماهیت مسئلۀ انتزاع است یعنی انسان وقتی که نگاه به اصناف و افراد یک طبیعت نوعیه می‌کند، یک مابه‌الاِشتراک و مابه‌الاِختلافی که پیدا می‌کند، آن را از آن متشارکات و متمایزات انتزاع می‌کند و آن انتزاع را ماهیت می‌گویند. پس ماهیت یک ما‌بإزاء خارجی و وجود خارجی دارد! انسان که نمی‌تواند امری را از عدم انتزاع کند بلکه انتزاع باید از امر وجودی باشد! بنابراین شما که می‌گویید: زید انسان است، نمی‌گویید: زید چدن است و زید حجر است و زید شجر است! این به‌جهت این است که در زید چیزی را یافته‌اید و به‌واسطۀ این یافتن می‌گویید که انسان است. آن یافتن چیست؟ آن چه چیزی است که شما آن را یافته‌اید؟! اگر نفس الوجود و صرف الوجود است که آن صرف الوجود در همه هست و اگر مسئلۀ شما به خود وجود برمی‌گردد و وجود را یافتید که این وجود که با وجود دیگر تفاوتی نمی‌کند و بنا بر مسئلۀ اصل صرافت و اطلاق در وجود و اینکه برای وجود ثانی نیست و وجود دارای ماهیت نیست، از این مسائل استفاده می‌شود که هرجا وجود پای خود را بگذارد، آنجا تحقق، تکوّن، عینیت و تشخص است. اینکه در هرجا پای خود را می‌گذارد، این معلوم می‌شود که خودش فی‌حدّنفسه یکی است و یک حقیقت است! حالا می‌خواهد پای خود را بگذارد، در انسان خود را به انسان تبدیل می‌کند و در حیوان خود را به حیوان تبدیل می‌کند و در سایر موارد خود را به همان مورد و همان شکل خاص تبدیل می‌کند. آیا حالا می‌توانیم بگوییم که در اینجا دو امر وجود دارد؟! یک امر، امر واقعی است که عبارت از خود وجود است و یک امر، امر موهومی و اعتباری است و به اعتبار معتبر فرق می‌کند که آن عبارت از ماهیت است! آیا می‌توانیم یک هم‌چنین حرفی بزنیم؟! حاشا و کلا! چرا؟! چون همین ماهیتی را که شما برای زید بار کردید، این ماهیت را از کجا آورده‌اید؟! این ماهیتی را که می‌گویید: زید حیوان ناطق است، این ماهیت را از کجا برای زید بار کرده‌اید؟! چرا نگفتید که حیوان صاهل است؟! آن اختلافی را که شما در زید دیده‌اید، آیا آن اختلاف هست یا نیست؟! بالأخره هست یا نیست؟! چطور شد که وقتی به خود وجودات مختلفه در ارض واحد نظر می‌کنیم، این اختلاف را واقعه می‌بینیم؟! وقتی که به گندم نگاه کنیم، این را با جو و ارزن و برنج متفاوت می‌بینیم اما وقتی به خود گندم نگاه می‌کنیم، این ماهیت قمحیت عبارت از امر اعتباری است؟! اگر امر اعتباری است پس چرا جدا کرده‌اید؟! چرا بین وجودات جدا کرده‌اید؟! اگر امر واقعی است که شما وجود را واقعی می‌گویید و ثانی برای وجود فرض نمی‌شود.

    1. تحف العقول، ج ۱، ص ۳۸۳، با قدری اختلاف.