اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین حقیقت وجود و کیفیت تعینات هستی

تحلیل وحدت وجود و نسبت میان ماده و مجرد

14٬059
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله وجود ذهنی و کیفیت ماهیت آن در وعاء تنوعات وجود می‌پردازند. بحث با بررسی صرافت و بساطت حقیقت وجود آغاز می‌شود و این نکته مورد تأکید قرار می‌گیرد که وجود به ذات خود دارای حد و تعین نیست. در ادامه، با نقد شبهات مخالفان اصالت و وحدت وجود، تفاوت میان «بعضِ انعزالی» و «حصّه‌ای از وجود» تشریح می‌شود. استاد با بهره‌گیری از مثال‌های عرفانی و فلسفی، نشان می‌دهند که چگونه تعینات خارجی، نه به معنای محدودیت ذات حق، بلکه به مثابه ظهورات و نمودهای آن حقیقت واحد هستند. در نهایت، با اثبات اینکه ماده و مجرد در حقیقتِ وجود، یک واحدِ سیال و غیرقابل‌تجزیه محسوب می‌شوند، این نتیجه حاصل می‌گردد که تمام کثرات عالم، جلوه‌هایی از یک حقیقت واحد هستند که در عین کثرت، وحدت خود را حفظ کرده‌اند.

تبیین حقیقت وجود و کیفیت تعینات هستی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله وجود ذهنی و کیفیت ماهیت آن در وعاء تنوعات وجود می‌پردازند. بحث با بررسی صرافت و بساطت حقیقت وجود آغاز می‌شود و این نکته مورد تأکید قرار می‌گیرد که وجود به ذات خود دارای حد و تعین نیست. در ادامه، با نقد شبهات مخالفان اصالت و وحدت وجود، تفاوت میان «بعضِ انعزالی» و «حصّه‌ای از وجود» تشریح می‌شود. استاد با بهره‌گیری از مثال‌های عرفانی و فلسفی، نشان می‌دهند که چگونه تعینات خارجی، نه به معنای محدودیت ذات حق، بلکه به مثابه ظهورات و نمودهای آن حقیقت واحد هستند. در نهایت، با اثبات اینکه ماده و مجرد در حقیقتِ وجود، یک واحدِ سیال و غیرقابل‌تجزیه محسوب می‌شوند، این نتیجه حاصل می‌گردد که تمام کثرات عالم، جلوه‌هایی از یک حقیقت واحد هستند که در عین کثرت، وحدت خود را حفظ کرده‌اند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین حقیقت وجود و کیفیت تعینات هستی

6
  • نه‌خیر آقاجان هیچ هم بالاتر نیست! آدم قشنگ فکر می‌کند تا آنجایی که عقلش می‌رسد می‌آید تصور می‌کند و آنجایی که عقلش نرسید به‌دنبال می‌رود تا مسئله را بفهمد! با قدس و تقوا و مسئله را هم‌چنین پیچیده کردن، نه تقدسی ثابت می‌شود و نه ایمان قوی برای شخصی ثابت می‌شود و نه معرفتی ثابت می‌شود! اینها عین الاغ هم نمی‌فهمند که قضیۀ معرفت و شناخت پروردگار در یک هم‌چنین وعائی عین شرک و عین کفر و عین محدودیت و دست خدا را بستن است. ﴿وَقَالَتِ ٱلۡيَهُودُ يَدُ ٱللَهِ مَغۡلُولَةٌ غُلَّتۡ أَيۡدِيهِمۡ﴾؛1 دست خدا بسته است؛ خدا آنجاست و خدا دارای یک محدودیت است و این محدودیت اقتضاء می‌کند که هیچ ارتباطی بین او و خلائق وجود نداشته باشد! می‌گوییم که آقا چگونه ممکن است بین خلائق و او مرتبط نباشد؟! می‌گویند: احاطه دارد! می‌گوییم که آیا این احاطه مانند احاطه‌ای است که من نسبت به این دارم؟! پس این جدا است و من هم جدا هستم؛ این را در اینجا می‌گذارم و یک متر هم بین من و این فاصله هست و بنده به این احاطه دارم و اصلاً هیچ ارتباطی بین من و این وجود ندارد! احاطه یعنی دائماً این را در مشت داشتن درعین جدایی!

  • پس شما وجودی را فرض کردید که این وجود در مقابل وجود پروردگار عرض اندام می‌کند منتها فرقش با وجود خدا این است که وجود خدا وجودی است که کسی بالای سرش نیست تا نگهش دارد اما خدا دست انداخته و این وجود را در دستش گرفته است. این عین ثنویت و اثبات وجود ثانی برای وجود پروردگار است! اگر این وجود از جای دیگری آمده است، آنجا کجاست؟! اگر این وجود از خود ذات پروردگار نشئت گرفته است وقتی که نشئت بگیرد دیگر جدا نمی‌شود! وقتی که ذات پروردگار با فرض اینکه تکّه و قسمت نمی‌شود و مانند آب نیست که این آب را بشود تکّه کرد ...، حالا برای تقریب این مثال را عرض می‌کنیم: اگر شما آبی داشته باشید در یک محفظه‌ای که نشود این آب از آن محفظه خارج شود، آیا شما می‌توانید برای این آب فرض قسمت کنید؟! دیگر از این محفظه خارج نمی‌شود.

    1. . سوره مائده (5) آیه 64. مهر تابان، ص 400، تعلیقه 2:
      «یهود مى‌گویند: دست‌هاى خدا در غلّ و دربند کشیده شده است؛ دست‌هاى آنان در غلّ کشیده شود.»
/