
حقیقت وجود ذهنی و کیفیت خلق تعینات
تبیین جایگاه ذهن در خلق صور و نسبت آن با وجود خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت وجود ذهنی و نحوه ارتباط آن با مراتب هستی میپردازد. بحث با بررسی کیفیت تطورات وجود و حفظ وحدت شخصی آن در عین کثرت مظاهر آغاز میشود. استاد با نقد دیدگاههای رایج در باب ماهیت و مجاز، ذهن را نه صرفاً یک آینهگردان، بلکه دارای قدرت خلاقیت و جعل طبیعت میداند که میتواند صور را در وعاء خود ایجاد کند. در ادامه، با پیوند میان مباحث فلسفی و عرفان نظری، چگونگی تنزل صرفالوجود به تعینات ذهنی و خارجی تبیین شده و با ذکر مثالهایی از قدرت نفس در تصرف در مراتب وجود، این نکته روشن میشود که چگونه یک حقیقت واحد میتواند صور مختلفی به خود بگیرد. در نهایت، با پاسخ به پرسشهای شاگردان، جایگاه جوهر و عرض در وجود ذهنی و تفاوت آثار آن با وجود خارجی به شکلی شفاف و کاربردی برای مخاطب تبیین میگردد.
حقیقت وجود ذهنی و کیفیت خلق تعینات
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت وجود ذهنی و نحوه ارتباط آن با مراتب هستی میپردازد. بحث با بررسی کیفیت تطورات وجود و حفظ وحدت شخصی آن در عین کثرت مظاهر آغاز میشود. استاد با نقد دیدگاههای رایج در باب ماهیت و مجاز، ذهن را نه صرفاً یک آینهگردان، بلکه دارای قدرت خلاقیت و جعل طبیعت میداند که میتواند صور را در وعاء خود ایجاد کند. در ادامه، با پیوند میان مباحث فلسفی و عرفان نظری، چگونگی تنزل صرفالوجود به تعینات ذهنی و خارجی تبیین شده و با ذکر مثالهایی از قدرت نفس در تصرف در مراتب وجود، این نکته روشن میشود که چگونه یک حقیقت واحد میتواند صور مختلفی به خود بگیرد. در نهایت، با پاسخ به پرسشهای شاگردان، جایگاه جوهر و عرض در وجود ذهنی و تفاوت آثار آن با وجود خارجی به شکلی شفاف و کاربردی برای مخاطب تبیین میگردد.
حقیقت وجود ذهنی و کیفیت خلق تعینات
13تلمیذ: تعین دارد.
استاد: احسنت. ولی تعینش چیست؟ تعین جوهری است یا تعین عرضی؟ اعراض است! آنچه را که میخواهیم عارض بشود آن عرض خارجی است، نه آنچه که در ذهن هست! آنچه که در ذهن هست مانند آنچه هست که در خارج است ولو اینکه در ذهن هست عارض نشده و از جایی نیامده است.
تلمیذ: آنچه که در ذهن هست جوهرٌ و آنچه که ما فی الخارج است عرضٌ.
استاد: نه، چرا جوهر است؟! وجود است!
تلمیذ: به دلیل اینکه میگوییم: إذا وُجدَ ِفی الخارجِ وُجدَت فی موضوع.
استاد: قضیه نسبت به جوهر هم همینطور است. جوهر جزو مقولهای است که داخل در تحت مقولات عشر نباشد. یعنی موضوعی باشد که سایر مقولات بتوانند بر این عارض بشوند. آنچه که در نفس هست آنهم جوهر نیست، آن وجود است. چرا جوهر باشد؟ بحث ما عبارت از همان ماهیت خارجی است یعنی ماهیتی بإزاء خارج. مرحوم آخوند هم در اینجا گفتند که اگر این ماهیت را بخواهید در خارج تحقق پیدا بکنید احکام جوهر و عرض در خارج به او ثبت است اما همین ماهیت در ذهن [تحقق] پیدا بکند احکام جوهر و عرض ندارد و وجود میشود.
تلمیذ: پس دراینصورت چرا ما جوهر و عرضش میکنیم؟ یکمرتبه بیاییم این تعاریفی که آقایان حکماء میگویند همه را دور بریزیم و میگوییم که جوهر آن چیزی نیست که إذا وُجدَ ِفی الخارجِ وُجدَت فی موضوع.
استاد: نه، بحث جوهر بحث خارجی است. همیشه [در مورد جوهر] بحث از خارج میکنند. جوهرِ در خارج جوهری است که إذا وُجدَ وُجدَ لا فی موضوعٍ. عرض در خارج إذا وُجدَ وُجدَ فی موضوعٍ اما همین جوهر و عرض که در ذهن باشد، این اصلاً صرف الوجود است! اگر این باشد خب سر جنابعالی باید منفجر بشود!
تلمیذ: همین را میخواهم عرض کنم که بنا بر این فرمایش شما، دیگر تمام اشکالات اصلاً برچیده میشود!
استاد: بله ما هم میخواهیم برچیده شود!
