
حقیقت وجود رابط و جایگاه آن در هستی
تبیین نسبت میان وجودات خارجی و وجود بسیط الهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «وجود رابط» و جایگاه آن در نظام هستی میپردازند. بحث با تعریف وجود فینفسه و وجود فیغیره آغاز شده و با بررسی چگونگی انتزاع مفاهیم ثانویه توسط ذهن ادامه مییابد. استاد با نقد نگاههای سطحی که وجودات خارجی را فاقد واقعیت میپندارند، بر این نکته تأکید میکنند که اشیاء در عین داشتن حقیقت خارجی، استقلال ذاتی ندارند و وجودشان در برابر وجود بسیط و نامتناهی حقتعالی، وجودی تعلقی و ربطی است. در این مسیر، با بهرهگیری از مثالهای روشن، تفاوت میان «فنای در حد» و «سلب وجود» تبیین میشود تا مخاطب دریابد که چگونه کثرات عالم در عین حفظ واقعیت خود، در وحدت وجود الهی فانی هستند. این جلسه با هدف رفع سوءتفاهمهای رایج پیرامون توحید افعالی و نسبت میان خالق و مخلوق ارائه شده است.
حقیقت وجود رابط و جایگاه آن در هستی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «وجود رابط» و جایگاه آن در نظام هستی میپردازند. بحث با تعریف وجود فینفسه و وجود فیغیره آغاز شده و با بررسی چگونگی انتزاع مفاهیم ثانویه توسط ذهن ادامه مییابد. استاد با نقد نگاههای سطحی که وجودات خارجی را فاقد واقعیت میپندارند، بر این نکته تأکید میکنند که اشیاء در عین داشتن حقیقت خارجی، استقلال ذاتی ندارند و وجودشان در برابر وجود بسیط و نامتناهی حقتعالی، وجودی تعلقی و ربطی است. در این مسیر، با بهرهگیری از مثالهای روشن، تفاوت میان «فنای در حد» و «سلب وجود» تبیین میشود تا مخاطب دریابد که چگونه کثرات عالم در عین حفظ واقعیت خود، در وحدت وجود الهی فانی هستند. این جلسه با هدف رفع سوءتفاهمهای رایج پیرامون توحید افعالی و نسبت میان خالق و مخلوق ارائه شده است.
حقیقت وجود رابط و جایگاه آن در هستی
7داخِلٌ فی الأشیاء لا بِالمُمازَجَة، خارِجٌ عَنِ الأشیاء لا بِالمُزایلَة.1
این حکایت به همین وجود ربطی و وجود تعلقی دارد که در عین اینکه امام علیهالسّلام به مخلوقات اطلاق اشیاء میکند، نه اطلاق پوچ، «شیء» همانطور که راجع به پروردگار خود امیرالمؤمنین دارید: «شیءٌ لا کالأشیاء»؛2 شیءٌ، أی ما یشاء؛ [یعنی] آنچه که اراده میشود و خواست به او تعلق میگیرد، خواست که به امر عدمی تعلق نمیگیرد بلکه به امر وجودی تعلق میگیرد؛ شیءٌ و لکن لا کَلأشیاء. بله از نقطهنظر شیئیت، «شیءٌ»، منتها از نقطهنظر حدود شیئیت و حدود ماهوی «لا کالأشیاء». اما نمیتوانیم بگوییم: خداوند شیءٌ لا هویةَ له حتی، بله میتوانیم بگوییم: لا ماهیةَ له اما لا هویة له دیگر نمیتوانیم بگوییم. هویةَ له یعنی وجود خارجی دارد، آن حقیقتی را که شکی نیست که اصل و ریشه و مایۀ تمام مخلوقات و تمام جزئیات و مصادیق در عالم کون است، همۀ آنها بهواسطۀ تعلق و ربط با وجود بسیط است یعنی فقط حقیقت وجود فی نفسه خارجی هم تبدیل به عدم خواهد شد. در این مسئله هم شکی نیست. منبابمثال این نور چراغ الآن دارد در اینجا میآید، تا این نور به این کتاب نخورد، من عبارات این کتاب را نمیتوانم ببینم. تا این نور به چهرهها و به صور نخورد، ما همدیگر را نمیتوانیم ببینیم پس علت اینکه ما همدیگر را میبینیم عبارت از ضوئی است که انعکاس بر صور انعکاس بر افراد و اشیائی خارجی پیدا کرده است. حالا آیا این نور و صورتی که در خارج وجود دارد، عدم است یا موجود است؟ موجود است. اگر عدم بود که نمیتوانستیم ببینیم؛ ﴿ظُلُمَٰتُۢ بَعۡضُهَا فَوۡقَ بَعۡضٍ﴾3 اگر ظلمت بود که ما نمیتوانستیم ببینیم!
پس تا یک نور خاص به جناب آقای ...، در اینجا اضائه و افاضه نشده بود چهره و صورت ایشان مشخص نمیشد. حالا آن نوری که الآن بر چهرۀ ایشان هست با آن نوری که بر چهرۀ جناب آقای ...، هست فرق دارد. چرا؟! چون آن جزئی میشود.
- . شرح فقراتی از دعای افتتاح، ص 138، تعلیقه 2:
«شرح فصوص الحکم، قیصری، ص ٢٧ به نقل از امیرالمؤمنین علیه السّلام؛
شرح مثنوی، ج ٣، سبزواری، ص ٤٥٥ و ص ٥٠٩، این مضمون با عبارات مختلف از امیرالمؤمنین علیه السّلام نقل شده؛
التوحید، ص ٣٠٦؛ الأمالی، شیخ صدوق، ص ٣٤٢ و ٣٤٣: ”هو فی الأشیاءِ علیٰ غیرِ مُمازَجَة، خارجٌ مِنها علیٰ غیرِمُبایَنَة ... .“
”داخلٌ فی الأشیاءِ لا کَشَیءٍ فی شیءٍ داخل، و خارجٌ منها لا کَشَیءٍ مِن شَیءٍ خارج.“
نهج البلاغة (عبده)،ج ١، ص ١٦: ”معَ کلِّ شیءٍ لا بمُقارَنَة، و غیر کلِّ شَیءٍ لا بمُزایَلَة.“» - . التوحید، شیخ صدوق، ص ١٠٧.
- . سوره نور (24) آیه 40. معاد شناسی، ج 7، ص 26:
«ظلمت به روى ظلمت، ظلمتهاى متراکم و انبوه، آنان [کافران] را احاطه میکند.»
- . شرح فقراتی از دعای افتتاح، ص 138، تعلیقه 2:
