
تبیین حقیقت عالم وجود و ارتباط آن با مبدأ هستی
بررسی دیدگاه حکما و عرفا درباره وجود رابط و رابطی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون نحوه ارتباط و تعلق عالم وجود با مبدأ اول میپردازند. بحث با بررسی دیدگاه حکما و اهل تشکیک آغاز میشود که عالم خلق را وجودی متأخر و متکی به ذات حق میدانند. در ادامه، دیدگاه عرفانی و فلسفی عمیقتری مطرح میشود که در آن، حقیقت عالم کون نه به عنوان وجودی مستقل یا عرضی قائم به موضوع، بلکه به مثابه وجود رابط و نفسِ انتساب به ذات احدیت تبیین میگردد. استاد با نقد تمثیلهای رایج همچون اعراض و صور، به تحلیل دقیق کلام محقق دوانی و تفاوتهای ظریف میان وجود رابط و وجود رابطی میپردازند. در نهایت، این نتیجه حاصل میشود که عالم وجود، ظهور و نزول ذات احدیت است و هرگونه نگاه استقلالی به موجودات، حجابی در مسیر توحید حقیقی به شمار میرود.
تبیین حقیقت عالم وجود و ارتباط آن با مبدأ هستی
12اصل و ریشۀ عالم وجود، فقط یک طرف و یک نسبت
تلمیذ:...
استاد: اقتضای ذات در چه؟ منظورتان از ذات چیست؟ ذات حضرت حق یا نه، خود همان ماهیت خارجی؟
تلمیذ: ماهیت خارجی.
استاد: منظور شما این است که خود ذات ماهیت خارجی اقتضاء استجلاب میکند. این بحث گذشت که اصلاً ذات اقتضائی ندارد و ماهیت مِن حیثُ هیَ هیَ اصلاً نه اقتضائی و نه وجوبی و نه ایجابی دارد، هیچ چیزی ندارد! صفر محض و فقر محض است. فقط و فقط جنبۀ فاعلیت حضرت حق است که آن فاعلیت همۀ امور را انجام میدهد؛ هم فاعیلت دارد و هم اقتضاء و هم قابلیت ایجاد میکند. همۀ آنها در نفس آن اراده منطوی است اما اینکه ماهیت زید اقتضاء داشته باشد؟ نه، شما الآن هزارتا ماهیت در ذهنتان بیاورید کدام آن اقتضاء دارد؟ چه اقتضائی؟! الآن میخواهید یک امری را در خارج بهوجود بیاورید. یک ترابی در دست شما هست که میخواهید این تراب را تبدیل به یک شیئی بکنید این شیء میتواند به هزار نوع تحقق پیدا بکند؛ کُره، مربع، مستطیل، دراز، پهن، کوچک و حیوان میتواند باشد هزار طور میتوانید این را انجام بدهید. کدامیک از این هزار نوع ماهیتی که در ذهن شما هست اقتضاء یکی از این صور را میکند؟ این به ارادۀ شما مربوط است و به آن ارتباط ندارد.
بنابراین ذات هیچ نوع اقتضائی ندارد و فقط و فقط یکطرفه است. یعنی از ناحیۀ حق است که این اشیاء در خارج وجود پیدا میکنند. صحبت در اینجاست حالا که وجود خارجی پیدا کردند وقتی که ما به اینها نگاه میکنیم این ارتباط آنها با حضرت حق چگونه است؟ قبل از اینکه وجود پیدا کنند اصلاً بحثی نیست. قبل از اراده و مشیت حضرت حق که بحثی نیست. در هنگام افاضه هم که یک طرف است. وقتی که آن اراده و مشیت میخواهد بیاید و ایجاد معلول را بکند آنهم فقط یک طرف است. ولی صحبت ما این است که ما عالم وجود و عالم خلق میگوییم! ـ میگویند که خداوند صفات ذاتی و غیر ذاتیه دارد ـ آیا این اتصاف حضرت حق به خلق، قبل از مشیت و قبل از ارادۀ به خلق میشود؟ نمیشود! آیا میشود به پروردگار خالق گفت قبل از اینکه خلق داشته باشد؟! آیا میشود به پروردگار رازق گفت قبل از اینکه خلق داشته باشد؟! آیا میشود به پروردگار قهار گفت قبل از اینکه خلق داشته باشد؟! قهار یعنی إعمالِ قوۀ قهریه، آن را قهار میگویند. تا خلق نباشد که قهار نیست و تا خلق نباشد خالق نیست و تا خلق نباشد که رازق نیست و آنچه که امیرالمؤمنین علیهالسّلام میفرمایند: «خالقٌ قبلَ مخلوق» آن یک مسئلۀ دیگری است که ثبات عالم وجود را در صقع حضرت حق میکند و اشاره به آن است اما بالأخره در همانجا باید این صور اشیاء خارجیه باشد تا جنبۀ خلقی صدق کند یا نه؟ آیا در خود ذات حضرت حق بدون هیچگونه صورت علمی و مصداقی خلق صدق میکند؟! در آنجا صدق نمیکند! چون صورت علمی در آنجا نیست. در ذات حضرت حق بدون جنبۀ صورت علمی، رازقیت و خالقیت و قهاریت معنا ندارد.
