
تبیین حقیقت عالم وجود و ارتباط آن با مبدأ هستی
بررسی دیدگاه حکما و عرفا درباره وجود رابط و رابطی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون نحوه ارتباط و تعلق عالم وجود با مبدأ اول میپردازند. بحث با بررسی دیدگاه حکما و اهل تشکیک آغاز میشود که عالم خلق را وجودی متأخر و متکی به ذات حق میدانند. در ادامه، دیدگاه عرفانی و فلسفی عمیقتری مطرح میشود که در آن، حقیقت عالم کون نه به عنوان وجودی مستقل یا عرضی قائم به موضوع، بلکه به مثابه وجود رابط و نفسِ انتساب به ذات احدیت تبیین میگردد. استاد با نقد تمثیلهای رایج همچون اعراض و صور، به تحلیل دقیق کلام محقق دوانی و تفاوتهای ظریف میان وجود رابط و وجود رابطی میپردازند. در نهایت، این نتیجه حاصل میشود که عالم وجود، ظهور و نزول ذات احدیت است و هرگونه نگاه استقلالی به موجودات، حجابی در مسیر توحید حقیقی به شمار میرود.
تبیین حقیقت عالم وجود و ارتباط آن با مبدأ هستی
14بنابراین یک وجود مجرد است که تبدیل به وجود مادی میشود و دو سر قضیه میشود. یک سر وجود مجرد و یک سر وجود مادی میشود و ربط بین ماده و مجرد، وجود رابط میشود. دیگر این مسئله است و ما خسته شدیم و إنشاءالله که خود رفقا متنش را مطالعه کنند. اگر اشکالی بود بعد از تعطیلات از روی آن میخوانیم و اگر اشکالی نبود که هیچ!
تلمیذ: ...
استاد: بله، ببینید الآن کتاب را درنظر بگیرید، وجود این کتاب مادی است یا مجرد است؟
تلمیذ: مادی است.
استاد: قبلاً مجرد بود یا نه؟ بین این ماده و این مجرد الآن چه ربطی هست؟ ببینید الآن این ماده است. این ماده ارتباطی با آن وجود مجرد دارد یا ندارد؟ چون گفتیم که این وجود باید استمرار داشته باشد. فیض باید استمرار داشته باشد. اگر استمرار نداشته باشد این عدم میشود. پس الآن استمرار آن فیض است که این ماده را بهوجود آورده است. آن فیض مجرد است یا مادی است؟ منظور از فیض وجود مجردی است که به ماده تبدیل میشود. پس بین این ماده و آن مجرد باید ربط برقرار باشد. آن ربط کجاست؟ در خودش هست؛ یعنی همین وجود ماده در خودش مجرد را دارد. یادتان میآید راجع به این قضیه صحبت کردیم که ماده عین مجرد و مجرد عین ماده است؟ این اینجاست. در این ماده هم مجرد هست هم ماده، ارتباط این ماده با مجردِ خودش وجود رابط میشود.
تلمیذ: در اینجا دیگر چرا بحث علت و معلول را بکنیم؟
استاد:. یکی است. چه فرق میکند.
تلمیذ: یکی است پس اینجا اصلاً علت و معلول وجود ندارد وقتی که یک حقیقت دارد حدّ میخورد.
استاد: بالأخره ماده است. آنچه که دارد حد میخورد علت است و وقتی حد خورده معلول شده است.
تلمیذ: ... وجود رابط نداریم و تسامح در بیان است و حقیقت هم اعتباری است؛ حقیقت نداریم.
استاد: انتساب است. بله، بنده عرض کردم که اصلاً وجود رابط، وجود خارجی ندارد. وجود رابط اصلاً وجود خارجی نیست و فقط در ذهن هست. این ماده در ذات خودش مجرد است و مجرد، همین ماده است. حالا شما بین این و او از نظر تعقلی فاصله میاندازید، اشکال ندارد. از نظر خارجی که فاصله ندارند و عین هم هستند ولی از نظر تعقلی اسم ارتباط بین این و آن را وجود رابط بگذارید. ما حرفی نداریم خیلی دعوا نمیکنیم! اگر ما این نکته را متوجه بشویم فلسفه را فهمیدهایم! البته منظورم این است که باید روی آن فکر کرد.
