اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت عالم وجود و ارتباط آن با مبدأ هستی

بررسی دیدگاه حکما و عرفا درباره وجود رابط و رابطی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون نحوه ارتباط و تعلق عالم وجود با مبدأ اول می‌پردازند. بحث با بررسی دیدگاه حکما و اهل تشکیک آغاز می‌شود که عالم خلق را وجودی متأخر و متکی به ذات حق می‌دانند. در ادامه، دیدگاه عرفانی و فلسفی عمیق‌تری مطرح می‌شود که در آن، حقیقت عالم کون نه به عنوان وجودی مستقل یا عرضی قائم به موضوع، بلکه به مثابه وجود رابط و نفسِ انتساب به ذات احدیت تبیین می‌گردد. استاد با نقد تمثیل‌های رایج همچون اعراض و صور، به تحلیل دقیق کلام محقق دوانی و تفاوت‌های ظریف میان وجود رابط و وجود رابطی می‌پردازند. در نهایت، این نتیجه حاصل می‌شود که عالم وجود، ظهور و نزول ذات احدیت است و هرگونه نگاه استقلالی به موجودات، حجابی در مسیر توحید حقیقی به شمار می‌رود.

تبیین حقیقت عالم وجود و ارتباط آن با مبدأ هستی

7
  • اشکالی که در اینجا به‌نظر می‌رسد این است که در وجود رابط، نفس وجود رابط اصلاً تحقق خارجی ندارد. یعنی خود آن فی‌حدّ‌نفسه قائم نیست. شما وقتی که می‌خواهید سِرتُ مِن البَصرةِ الی الکوفَةِ را بگویید، نمی‌توانید به این ابتدائیت اشاره کنید. کجا [ابتدائیت هست]؟ اینجا ابتدائیت هست؟! اینجا که ابتدائیت نیست! اینجا زمین است. یا فرض کنید در زیدٌ قائمٌ الآن می‌گویند که بین زید و قائم وجود رابط است، خب نشان بدهید کجاست؟ ما یک زید و یک قائم داریم. یا وجود زید است که وجود، وجود فی نفسه و لِنفسه است یا وجود قائم است که وجود فی نفسه و لِغیره است. وجود رابط در اینجا کجاست؟ می‌گوییم که نه، یک وجود رابط هست که فقط حلال‌زاده می‌بیند! خب آن وجود رابط کجاست؟ [می‌گوییم که] نه، شما نمی‌فهمید ما می‌فهمیم! بسیار خب بالأخره قابل اشاره نیست و یک مسئله‌ای است که ادراک می‌شود. متکلم این مسئله را ایجاد می‌کند و مخاطب این مسئله را احساس می‌کند. اما زید و قائم اینها دو طرف قضیه هستند و او بین اینها مخفی است ولی صحبت ما در این است که در عالم خارج، وجود خارجی وجود واقعی است نه‌اینکه وجود منطوی و مخفی است. واقعاً در خارج وجود هست منتها آن وجود، وجود نازلۀ حق است. یک مثال برای این قضیه می‌زنم تااینکه مسئله روشن بشود.

  • ببینید اگر شما یک شیئی را که دارای یک لونی است، فرض کنید رنگ آن سیاه یا قرمز است، این را در جلوی آفتاب قرار بدهید اول که این در جلوی آفتاب است رنگ آن احمر است. فردا هم می‌آیید یک‌قدری رنگ و لون آن تغییر می‌کند و متمایل به اصفرار می‌شود. پس‌فردا می‌آیید یک‌قدری لون آن تغییر می‌کند و متمایل به اصفرار می‌شود تااینکه بعد از یک هفته که درمقابل آفتاب هست تبدیل به اصفر می‌شود. بعد از هفتۀ دوم [رنگ اصفر آن کمتر می‌شود و] بعد از یک ماه اصلاً این بیاض می‌شود. اینکه بیاض شد چه تغییری در او پیدا شد؟ به‌واسطۀ حرکت جوهری که در این موضوع پیدا شد طبعاً لون و کیف او هم تغییر پیدا می‌کند. حالا آیا شما می‌توانید بگویید که این لونی که الآن در این هست این لون [از بیرون ذات این آمده است]؟! یک وقتی شما یک ماده‌ای را از خارج می‌آورید و روی این می‌ریزید، این اسود می‌شود. اما یک وقتی نه، از خارج نمی‌ریزید و خود این تبدیل به اسود می‌شود. پس این اسودی که الآن به‌وجود آمده از کجا به‌وجود آمده است؟ از ذات این؛ یعنی از ذات این یک صورتی در خارج ظهور پیدا کرده و آن صورت اسود شده است. وقتی که اسود شد بر این موضوع حمل می‌شود. از ذات این یک صورتی در خارج بروز پیدا کرده که اسم آن اصفر است، آن اصفر بر این موضوع حمل می‌شود. از خارج چیزی اضافه نشده است بلکه خود همین تغییر می‌کند و عوض می‌شود.