اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تحلیل نسبت اعیان ثابته با وجود خارجی

بررسی تطبیقی دیدگاه محقق دوانی و آخوند ملاصدرا

14٬119
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان اعیان ثابته و وجود خارجی می‌پردازند. بحث با تحلیل مثال مرحوم محقق دوانی در باب توحید وجود و وحدت شخصی آغاز می‌شود که در آن، حقایق اشیاء به اعراض و صور تشبیه شده‌اند. در ادامه، استاد به نقد و بررسی دیدگاه مرحوم آخوند ملاصدرا نسبت به این تمثیل می‌پردازند که معتقد است اعیان ثابته وجود رابط محض هستند و هیچ وجود فی‌نفسه‌ای ندارند. این سخنرانی با واکاوی مفهوم وجود رابط و رابطی، به این نتیجه می‌رسد که اعیان ثابته در دو مرتبه قابل بررسی هستند؛ یکی از جهت تعلق به مبدأ اعلی که وجودی رابط است و دیگری از جهت بروز و ظهور وجود که می‌توان برای آن مرتبه‌ای از وجود فی‌نفسه قائل شد. این مباحث به مخاطب کمک می‌کند تا نسبت میان ماهیات، اعراض و وجود حق تعالی را در نظام حکمت متعالیه بهتر درک کند.

تحلیل نسبت اعیان ثابته با وجود خارجی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان اعیان ثابته و وجود خارجی می‌پردازند. بحث با تحلیل مثال مرحوم محقق دوانی در باب توحید وجود و وحدت شخصی آغاز می‌شود که در آن، حقایق اشیاء به اعراض و صور تشبیه شده‌اند. در ادامه، استاد به نقد و بررسی دیدگاه مرحوم آخوند ملاصدرا نسبت به این تمثیل می‌پردازند که معتقد است اعیان ثابته وجود رابط محض هستند و هیچ وجود فی‌نفسه‌ای ندارند. این سخنرانی با واکاوی مفهوم وجود رابط و رابطی، به این نتیجه می‌رسد که اعیان ثابته در دو مرتبه قابل بررسی هستند؛ یکی از جهت تعلق به مبدأ اعلی که وجودی رابط است و دیگری از جهت بروز و ظهور وجود که می‌توان برای آن مرتبه‌ای از وجود فی‌نفسه قائل شد. این مباحث به مخاطب کمک می‌کند تا نسبت میان ماهیات، اعراض و وجود حق تعالی را در نظام حکمت متعالیه بهتر درک کند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تحلیل نسبت اعیان ثابته با وجود خارجی

7
  • فهم نادرست مرحوم آخوند از معنای عرض

  • ما دلمان برای محقق دوانی سوخت و راستش گفتیم که این بیچاره این‌قدر از زمان مرحوم آخوند به این‌طرف مورد هجوم حملات و هجمات از هر طرف واقع بشود، خدا را خوش نمی‌آید! گفتیم که در مقام دفاع از او بربیاییم و یک‌قدری از آن هجمات کم کنیم، مطلب را به این نحو بیان کردیم؛ به‌نظر می‌رسد که مرحوم آخوند و جمیع مقررین ـ با عرض معذرت ـ معنای عرض را نفهمیده‌اند! چرا نفهمیده‌اند؟! تصور اینها از عرض این است که عرض عبارت از یک وجود فی نفسه‌ای است که وجود فی نفسه او عین وجود او لِموضوعه است. این مطلب درست است که اگر احمرار بخواهد در خارج وجود پیدا کند، وجودش عین وجود این سجّاد است و اگر بیاض بخواهد در خارج وجود پیدا کند، وجود او عین وجود این قرطاس است. در این مسئله حرفی نیست که وجود بیاض و وجود الوان و وجود اعراض در خارج، عین وجود خارجی همان موضوع و همان محل می‌ماند منتها صحبت در این است که آیا می‌توانیم به‌نحوی بر این اعراض نظر استقلالی بیندازیم که آن نظر استقلالی ما خودِ وجود خارجی آنها را هم ممتاز از وجود خارجی این معروض کند؟! شکی در این نیست که ما یک کمّ و موضوعی می‌بینیم کمّ ما‌ ـ این را خوب توجه کنید، اینجا دیگر مطلب دارد دقیق می‌شود ـ عبارت از این خطی است که بعد از او عدم است و این‌طرف آن عبارت از همان وجود خود این کتاب است! خب اسم این خط را کم می‌گذاریم.

  • حالا صحبت ما این است که حکمی که بر این خط می‌کنیم با حکمی که بر قرطاس می‌کنیم دوتا است و این را هم قبول داریم. می‌گوییم: این کم عبارت است از چهل سانت و یا 35 سانت ولی کتاب که دیگر 35 سانت و چهل سانت برنمی‌دارد! [در مورد] کتاب یا حکم به محتوایش می‌کنیم و می‌گوییم: کتاب فلسفه یا حکم به ماده‌اش می‌کنیم و می‌گوییم: قطن و قرطاس و اینها. قرطاس که دیگر کم ندارد و آن کم یک عرضی است که عارض بر این قرطاس می‌شود و آن قرطاس را به نوع خاصی متصف می‌کند و می‌گوییم: طول این قرطاس چهل سانت است و یا طول این فرش چهار متر است یا طول این قامت 180 سانت است و همین‌طور راجع به [مورد های دیگر]. فعلاً بحث را راجع به کم بیان کردیم، راجع به کیف و امثال‌ذلک از اعراض خودتان قیاس کنید. حالا بحث راجع به کم است. این کمی که الآن اینجا درنظر می‌گیریم، یک مسئلۀ جدایی است که این وجود فی نفسه دارد و همان‌طور که مرحوم آخوند فرموده‌اند می‌شود این وجود فی نفسه‌اش را جدای از موضوع لحاظ کرد اما اگر بخواهد وجود خارجی او لحاظ بشود، باید این وجود خارجی در ضمن وجود موضوعش لحاظ بشود. اگر این کتاب را بسوزانیم دیگر کمّی باقی نمی‌ماند! اگر این کتاب را دود کنیم دیگر کمّی باقی نمی‌ماند! این عبارت از این است که وجود فی نفسه او در ضمن یا عین وجود فی نفسه برای موضوع است. سؤال ما این است که این عَرَض و تحقق این عَرَض به چه نحو است؟! آیا به نظر شما عرض یک امری است که از خارج می‌آید ـ اینجا همین جایی است که محل توجه و دقت ماست! ـ و بر این کتاب عارض می‌شود و حمل می‌شود منتها چون محلی در خارج ندارد حتماً باید در ضمن موضوعی تحقق خارجی پیدا کند، این‌طور است؟! خب این عرض از کجا آمد؟! بالأخره این سی سانت و بیست سانتی که در اینجا هست باید از یک جا روی این کتاب بیاید و این کتاب را از قد و قواره دربیاورد و تبدیل به چهل سانت این‌طرف و بیست سانت این‌طرف کند! این عرض از کجا آمد؟!

/