اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معنای معقولات ثانیه در فلسفه و منطق

تفاوت مفاهیم فلسفی و منطقی در کلام مرحوم آخوند

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه و معنای معقولات ثانیه در نظام فلسفی و منطقی می‌پردازند. بحث با تفکیک میان معقولات بالذات و معقولات بالعرض آغاز می‌شود و با بررسی نحوه انتزاع مفاهیم از واقعیت‌های خارجی و ذهنی ادامه می‌یابد. ایشان با تکیه بر کلام مرحوم آخوند، مرز میان معقولات ثانویه فلسفی که ریشه در آثار وجود دارند و معقولات منطقی که صرفاً در ظرف ذهن تحقق می‌یابند را روشن می‌سازند. در این مسیر، مفاهیمی همچون وجود، امکان، وجوب و شیئیت مورد واکاوی قرار می‌گیرند تا مشخص شود هر یک در چه رتبه‌ای از معقولیت قرار دارند. در نهایت، این جلسه به رفع ابهام از نحوه استناد معقولات ثانیه به معقولات اولیه می‌پردازد و تفاوت نگاه فلسفی به وجود با نگاه منطقی به قضایا را برای مخاطب تبیین می‌کند تا سیر منطقی انتزاع مفاهیم در ذهن روشن شود.

معنای معقولات ثانیه در فلسفه و منطق

7
  • استاد: مبدأ، نه مفهوم. مبادی انتزاعی در خارج هست ولی خود مفهومی که این مفهوم در ذهن آمده است این مفهوم وجودش، وجود ذهنی است و وجود خارجی ندارد. مابإزاء خارجی دارد یعنی از خارج انتزاع شده است. فرق است بین که شما بگویید: مابإزاء، مابإزاء خارجی است یا مابإزاء هم خودش ذهنی است! خیلی فرق می‌کند! شما وقتی که واجب را در ذهن تصور می‌کنید، این واجب از چه انتزاع شده است؟ وجوب، آیا وجوب در خارج هست یا در ذهن هست؟ وجوب در ذهن هست. پس این فرق می‌کند تااینکه ما بگوییم: این زید، مفهومی است که وجودش وجود ذهنی است و مابإزاء آن‌هم ذهنی است. مابإزاء این در خارج هست و مبادی انتزاعی‌اش مبادی خارجیه است. بین این دو مسئله ما باید فرق بگذاریم منتها مفاهیم منطقیه به‌هیچ‌وجه مابإزاء خارجی و مبادی انتزاعی خارجی ندارد ولی در مبادی فلسفیه این معقولات ثانویه، ثالثه، رابعه و اینها به معقولات اولیٰ برمی‌گردند که معقولات اولیٰ مابإزاء خارجی دارند.

  • علىٰ أن یُعتَبرَ قیداً لَه لا شرطاً فی المحکومِ علیه و هذا هو المرادُ بِقولِهم المعقولاتُ الثانیةُ مستَنَدةٌ إلى المعقولاتِ الأولىٰ و الوجودُ و کذا الشیئیةُ و نظائرُهما لیسَ مِن هذا القَبیل.

  • بنا بر اینکه ما وجود ذهنی را قید بگیریم نه‌اینکه شرط بگیریم. اگر قید بگیریم بنابراین وجود ذهنی در اینجا جزء از موضوع ما می‌شود یعنی این قضیه حکم مفهوم را پیدا می‌کند. یک وقتی شما می‌گویید: زیدٌ قائمٌ، گرچه زیدٌ قائمٌ در اینجا در ذهن آمده است اما وجود زیدٌ قائمٌ در ذهن به‌عنوان این است که ذهن ظرف برای او است و مصاحبت با این قضیه برای او پیدا شده است و مقصود ما از زیدٌ قائمٌ همان مابإزاء خارجی است. در اینجا وجود زیدٌ قائمٌ وجود شرطی می‌شود. یک وقتی ما به مفهوم زیدٌ قائمٌ توجه می‌کنیم؛ یعنی می‌گوییم: زیدٌ قائمٌ جزئیٌ أم کلیٌ؟ کاری به وجود خارجی نداریم. فقط به این موضوع و محمول کار داریم. در اینجا وجود ذهنی قید می‌شود؛ یعنی قید برای این قضیه است. این کمتر اتفاق می‌افتد. البته در محاورات و اینها عموماً همان جنبۀ محکی خارجی لحاظ می‌شود. تا حالا کسی نیامده است بگوید: جناب آقای ... که در اینجا نشسته‌اند یک قضیۀ جزئیه است یااینکه قابل صدق بر کثیرین است؟ این مفهومش دلالت بر وجود جوهری می‌کند یا وجود عرضی می‌کند؟ خیال نمی‌کنم تابه‌حال به ذهن کسی بیاید تا بگویند: آقای حاج شیخ ... أعلی الله مقامه و رُفِعَ فی الخلد مکانه که در اینجا نشسته هستند، ـ نوار هم اگر کسی می‌خواهد گوش بدهد و می‌خواهد پیاده بکند می‌گوید: حتماً یک هم‌چنین شخصیتی به این عظمت و جلالت در این مجلس حضور داشته است ـ منظور آقا از این حرفی که داشتند می‌زدند این جزئی غیر قابل صدق بر کثیرین بوده است یااینکه منظور این ماهیت قابل تکثیر بوده است؟!