
ماهیت و جایگاه معقولات ثانیه در فلسفه
تحلیل تفاوتهای وجودی معقولات ثانیه در ذهن و عالم واقع
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه معقولات ثانیه و نحوه وجود آنها در عالم ذهن و خارج میپردازند. بحث با تفکیک میان اوصافی که مابإزاء خارجی دارند و اوصافی که تنها در ذهن یا عالم واقع (نفسالأمر) محقق هستند، آغاز میشود. استاد با بررسی دیدگاههای فلسفی، به تحلیل قضایای حقیقیه و تفاوت آن با قضایای خارجیه میپردازند و توضیح میدهند که چگونه مفاهیمی مانند زوجیت یا امکان، بدون نیاز به وجود خارجی یا ذهنی، در عالم واقع صادق هستند. در ادامه، نسبت میان معقولات ثانیه منطقی و فلسفی و چگونگی انتزاع آنها تبیین شده و این نکته مورد تأکید قرار میگیرد که وجود بر ماهیت تقدم دارد. این جلسه با هدف روشنسازی مرز میان وظایف علم فلسفه به عنوان علم کلی و سایر علوم جزئی، به تبیین نحوه ارتباط میان موضوعات و محمولات در ساختار معرفتی میپردازد.
ماهیت و جایگاه معقولات ثانیه در فلسفه
4تعریف عالم واقع بنا بر مسلک مرحوم صدرالمتألهین
بنابراین عالم واقع بنا بر مسلک مرحوم صدرالمتألهین که در اینجا مطرح میکنند اعم از وجود عینی خارجی و وجود عینی ذهنی است و از لا وجود عینی خارجی و لا ذهنی. این عالم واقع میشود! لذا میگوییم: الأربعة زوجٌ صادق است یا کاذب است؟ میگوییم: صادق است. میگوید: کجاست؟ به ما نشان بده! شما اربعهای ندارید که نشان بدهید. میگوییم: نباشد، میگوید: پس حتماً در ذهنت یک چهار آوردی؟ میگوییم: نه، من چهار نیاوردم، اینطور نیست که چهارتا سیب در ذهنم بیاورم آنگاه حکم به زوجیت کنم! یک همچنین چیزی نیست که چهار نفر در ذهن بیاورم آنگاه حکم به زوجیت بکنم. نه، دو نفر هم کافی است. نیاز به چهار نفر نیست! این نفس ترتب زوجیت بر اربعه در عالم واقع هست حالا چه من تصورش را بکنم یا نکنم و این را قضایای حقیقیه میگویند.
و لیُعلَم أنَّ النظرَ فی إثباتِ نحوِ وجودِ تلکَ الثوانی و أنَّ وجودَها هَل فی النفسِ أو فی الأعیانِ و أنَّ لَها صلاحیةَ الإیصالِ أو النفعِ فی الإیصالِ مِن وظائِفِ العلمِ الکلّیِ.
باید این مسئله روشن بشود که نظر در اثبات کیفیت وجود این ثوانی، وجودش در نفس هست یا وجود خارجی هم دارد؟ آیا این ثوانی و معقولات ثانیه صلاحیت ایصال دارند یعنی جنبۀ علیت پیدا میکنند؟ یا نفع در ایصال دارند؟ هنوز به مرتبۀ علیت نرسیدهاند ولی در مقام اقتضاء هستند، این وظایف علم کافی است؛ علم فلسفه است.
موضوع علم منطق
إذ قَد تَبیَّن فیه أنَّ المعنَى الکلی قَد یکونُ نوعاً و قد یکونُ جنساً أو فصلاً أو خاصةً أو عرضاً عاماً فالکلیُ بِشرطِ کونِهِ هذهِ الأمور معَ صلاحیةِ کونِه موصلاً أو نافعاً فی الإیصالِ یَصیرُ موضوعاً لِعلمِ المنطقِ.
در این معقولات ثانیه روشن شده است که [معنای کلی گاهی اوقات نوع، و گاهی اوقات جنس یا فصل یا عرض خاص و یا عرض عام میباشد] پس کلی به شرط اینکه نوع باشد جنس باشد یا فصل باشد بااینکه صلاحیت موصل را داشته باشد یا نافع باشد یعنی حد باشد یا رسم باشد، علت تام باشد یا ناقص باشد، این موضوع علم منطق میشود. پس در علم منطق صحبت در این است که وقتی میگوییم: حیوان نوعی، این حیوان نوعی میشود جنس برای انسان قرار بگیرد، این موضوع برای علم منطق میشود. یااینکه فصل که ناطقیت است این ناطقیت برای انسان ضرورت دارد این موضوع علم منطق میشود یا قضایایی که در قیاسات خودمان ترکیب میکنیم از همین موضوعهایی اینها را ترکیب میکنیم که این موضوعها رابطۀ بین خودشان و بین محمولشان ضرورت دارد یا فعلیت دارد، بنا بر آنچه که در آن مبانی منطقی همه روشن شده است.
