اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

شرط تحقق اتصاف در قضایای هلیات مرکبه

بررسی ضرورت وجود موضوع و محمول در ظرف اتصاف

14٬063
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبنای دقیق فلسفی در باب «اتصاف موصوف به صفت» در قضایای هلیات مرکبه می‌پردازند. بحث با طرح دیدگاه برخی از محققین آغاز می‌شود که معتقدند در قضایا تنها وجود موضوع در ظرف اتصاف کفایت می‌کند و وجود محمول یا صفت برای تحقق قضیه ضروری نیست. در مقابل، ایشان با استناد به قاعده «ثبوت شیء لشیء فرع ثبوت مثبت‌له»، این دیدگاه را مورد نقد قرار داده و تأکید می‌کنند که برای انعقاد قضیه، تحقق هر دو طرف (موضوع و محمول) در ظرف اتصاف ضروری است. در ادامه، کیفیتِ وجودِ اوصافِ عدمی، اضافات و اعتبارات در ظرف اتصاف بررسی شده و تبیین می‌شود که حتی در این موارد نیز، نوعی رائحه و مرتبه‌ای از وجود برای محمول لازم است تا اتصاف معنا یابد. این جلسه با تأکید بر لزوم تغایر بین طرفین قضیه و نقد دیدگاه‌های سخیف در این زمینه به پایان می‌رسد.

شرط تحقق اتصاف در قضایای هلیات مرکبه

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبنای دقیق فلسفی در باب «اتصاف موصوف به صفت» در قضایای هلیات مرکبه می‌پردازند. بحث با طرح دیدگاه برخی از محققین آغاز می‌شود که معتقدند در قضایا تنها وجود موضوع در ظرف اتصاف کفایت می‌کند و وجود محمول یا صفت برای تحقق قضیه ضروری نیست. در مقابل، ایشان با استناد به قاعده «ثبوت شیء لشیء فرع ثبوت مثبت‌له»، این دیدگاه را مورد نقد قرار داده و تأکید می‌کنند که برای انعقاد قضیه، تحقق هر دو طرف (موضوع و محمول) در ظرف اتصاف ضروری است. در ادامه، کیفیتِ وجودِ اوصافِ عدمی، اضافات و اعتبارات در ظرف اتصاف بررسی شده و تبیین می‌شود که حتی در این موارد نیز، نوعی رائحه و مرتبه‌ای از وجود برای محمول لازم است تا اتصاف معنا یابد. این جلسه با تأکید بر لزوم تغایر بین طرفین قضیه و نقد دیدگاه‌های سخیف در این زمینه به پایان می‌رسد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

شرط تحقق اتصاف در قضایای هلیات مرکبه

8
  • و قِس عَلى ما ذَکَرناه الحالَ فی الاتِّصافِ الذِهنی فَإنَّ مِصداقَ الحُکمِ بکُلّیَّةِ الإنسان هوَ وجودُه فی الذِّهن علىٰ وجهٍ خاصٍ یصیرُ مَبدَءاً لانتِزاعِ العَقل الکُلّیَّةَ مِنه ثُمَّ الحملَ عَلیهِ اشتِقاقاً.

  • در قضایای ذهنیه هم مسئله همین‌طور است. مهم این است که انسان در او وجود داشته باشد. انسانِ کلّی در ذهن باشد، حالا هر وصفی را شما می‌خواهید بر او بار بکنید، مشکل نیست. مصداق حکم به کلیّت انسان چیست؟ این است که این انسان در ذهن باشد. بر وجه خاصی که بر یک قسم از ابهام و کلیتی که این وجه خاص مبدأ برای انتزاع عقل می‌شود؛ تا انسان کلی را شما در ذهن نیاورید، این منشأ انتزاع نمی‌شود. شما اگر زید را بخواهید در ذهن بیاورید، منشأ انتزاع نیست، انسانِ کلی را باید در ذهن بیاورید.

  • الکُلّیَّةً مِنه ثُمَّ الحَملِ عَلیهِ اشتِقاقاً ...کلیت را انتزاع کند بعد بگوید که این کلی است، [و سپس اشتقاق را بر آن حمل کند].

  • فَمَعنى کونِ الخارِج أوِ الذِهن ظَرفاً لِلاتِّصاف هوَ أن یَکون وجودُ الموصوفِ فی أحَدِهِما مَنشأٌ لِصِحَّةِ انتِزاعِ العَقل ذلِکَ الاتِّصاف عَنهُ انتَهى کلامُه‌ و فیهِ مَحَلُّ أنظارٍ کَما لا یَخفىٰ. و الحقُّ أنَّ الاتصافَ نسبةٌ بین شیئین متغایرین بحسب الوجودِ فی ظرفِ الاتّصافِ.1

  • اینکه می‌گوییم خارج یا ذهن ظرف اتصاف است، او این است که وجود موصوف در یکی از این خارج یا ذهن منشأ بشود که عقل، صحیح باشد این وصف را از او انتزاع کند. کلام ایشان تمام شد. و فیهِ مَحَلُّ أنظارٍ ... [و این مطلب همان‌طور که مخفی نیست، محل نظرات است]. البته مطالبی که راجع محل انظار است در حاشیۀ مرحوم سبزواری نوشته‌اند، رفقا مطالعه کنند حالا ما در درس بعدی نسبت به این مسئله اشاره می‌کنیم.

  • اشکالی که مرحوم آخوند وارد می‌کند یکی از آن محل انظار است [که در بالا اشاره شد] و آن این است که اتصاف نسبت بین شیئین متغایرین برحسب وجود در ظرف اتصاف است، باید بین دو شیء به‌حسب وجود، تغایر باشد و اگر تغایر نباشد قضیه درست نیست ولو تغایر، تغایر اعتباری باشد!

    1. . همان، ص 336.
/