اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مراتب وجود و جایگاه اعتبارات در فلسفه

تبیین حقیقت وجودی اعیان خارجی، نسب، اضافات و حرکت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مراتب وجود و ردّ دیدگاه‌های محدودکننده در تعریف آن می‌پردازند. بحث با نقد کلام برخی حکما درباره عدمِ حظّ وجودی برای نسب، اضافات، معقولات ثانیه و اعراض آغاز می‌شود. استاد با استدلال بر اینکه وجود دارای مراتب سِعی است، اثبات می‌کنند که حتی امور انتزاعی، اعراض و حرکات نیز به تناسب جایگاه خود، بهره‌ای از وجود دارند. در ادامه، سیر نزولی وجود از مرتبه غنای مطلق و فعلیت محضه در ذات واجب‌الوجود تا مرتبه هیولا و استعداد محض ترسیم می‌شود. این جلسه با تبیین حقیقتِ وجودیِ حرکت و ضرورتِ گنجاندنِ مباحثِ مربوط به معقولات ثانیه و مقولات نسبی در فلسفه، به پایان می‌رسد تا راه برای درک صحیحِ نظامِ هستی و طریقِ سلوکِ الی‌الله هموار گردد.

مراتب وجود و جایگاه اعتبارات در فلسفه

8
  • و إذا عَلِمتَ هذا النحو مِنَ القُصورِ فی الجواهرِ فَما ظَنُّکَ بِالأعراضِ إلى ما یَنتَهی نحو وجوداتِها فی الوهنِ و الخسّةِ بِحَسبِ مراتبِ إمکاناتِها الذّاتیةِ الاستعدادیةِ.

  • وقتی که این نحو از قُصور را شما در جواهر به‌حسب نزول و بُعد از آن منبع ما متوجه شدید پس شما دیگر به اَعراض چه گمان می‌کنید؟ به اعراضی که جنبۀ نسب دارند و اضافات و اینها هستند، تا کجا وجودات اینها در وهنُ و خست و پستی به‌حسب مراتب امکانات ذاتیه و استعدادی خودشان منتهی می‌شود؟!

  • فَقَد انتَهَت الأعراضُ فی الخِسَّةِ إلى عرضٍ نحوُ حقیقتِها و وجودُها نفس التَشَوُّق و الطلب و السلوک إلى عرضٍ آخَر کیفی أو أینی أو وضعی على سبیلِ التَّجَزّی و التَّدریجِ و المهلة فَهذا حظُّ ذلکَ العَرَض المُسمَّى بِالحرکةِ.

  • اعراض در خست منتهی می‌شود به یک عَرَضی که نحوۀ حقیقت اعراض و وجود آن اعراض [در آن دو به‌حسب نزول در وهن و] نفس ـ همان یعنی جنبۀ رابط بودن بین اعراض است ـ تشوق و طلب و سلوک است به یک عَرَض دیگرِ کیفی یا عینی یا وضعی.

  • اگر یک کیفی که می‌خواهد به یک کیف دیگر برگردد، فرض کنید که خود کیف قرمز است، این قرمزی به‌واسطۀ تغییروتحول می‌خواهد برگردد تبدیل به بیاض بشود. می‌گوید: خود این کیف چیست؟ تبدیل آن‌هم خودش یک عَرَضی است و نحوۀ وجود است، دیگر آن ببینید چیست! بالأخره این کیف که می‌خواهد برگردد یک حرکتی پیدا می‌شود که این حرکت در کیف و کمّ این حرکت خود آن‌هم یک نحو در وجود است. این دیگر خیلی باید وجودش پست و پایین باشد که این حرکت عینی یا حرکت وضعی که بر سبیل جزءجزء و تدریج و مهلت این عوارض به‌وجود می‌آیند. فَهذا حظُّ ذلکَ العَرَض المُسمَّى بِالحرکةِ ... حظ این عرض که به آن حرکت می‌گویند، از وجود عینی همین است؛ یعنی این دیگر نهایت مراتب این وجود عَرَض است. در جواهر آخرین مراتب وجود ماهیت بود که گفتیم: اصلاً فقط استعداد است. در اعراض آخرین مراتب عَرَض حرکت است که این حرکت در کم، کیف، أین، مکان، وضع و اینها بر حَسَب جزءجزء و تدریج و مهلت پیدا می‌شود. این‌هم یک نحو از وجود است.