اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت وجود و مراتب آن در فلسفه اسلامی

تحلیل وجود عینی و تفاوت آن با اعتبارات ذهنی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی کیفیت حقیقت وجود در دو ظرف خارجی و ذهنی می‌پردازند. بحث با تبیین این نکته آغاز می‌شود که وجود در خارج، دارای مراتب تشکیکی است و هرچه به تجرد نزدیک‌تر باشد، از غنای ذاتی بیشتری برخوردار است. در ادامه، مسئله وجود رابط و نسبت آن با حقایق خارجی مطرح شده و این پرسش کلیدی بررسی می‌شود که آیا وجود رابط، حقیقتی مستقل در خارج است یا صرفاً اعتباری ذهنی برای درک نسبت‌ها محسوب می‌شود. ایشان با استفاده از مثال‌های ملموس، چگونگی تنزل حقیقت وجود از مبدأ هستی به کثرات عالم ناسوتی را تشریح کرده و بر این نکته تأکید می‌کنند که وجودات خارجی، اگرچه مستقل بالذات نیستند، اما واقعیت‌های عینی هستند که قیام آن‌ها به مبدأ فیاض است. این جلسه در نهایت با نقد دیدگاه‌های پیرامون ماهیت حرکت و تبیین جایگاه معقولات ثانیه فلسفی در حکمت متعالیه به پایان می‌رسد.

حقیقت وجود و مراتب آن در فلسفه اسلامی

6
  • در جریان حضرت موسی علیه‌السّلام داریم؛ ﴿وَخَرَّ مُوسَىٰ صَعِقٗا﴾1 آن ولت، شصت هزار ولتی وصل شد! خدا گفت که بابا نمی‌توانی بلند شوی بیایی هفتاد نفر هم با خودت راه انداختی آنجا آوردی، خب بیا برویم. خدا این ترانسفورماتور را از وسط راه برداشت!! یک‌دفعه یک برق به آنها خورد و همه دود شدند! آنها که مردند، این‌هم که غش کرد افتاد!! گفت که بابا ﴿إِنۡ هِيَ إِلَّا فِتۡنَتُكَ﴾2 گفت که پدر ما را درآوردی حالا برگردیم به این مردم چه بگوییم؟! می‌گویند که زد همه را کشت!

  • این مسئله که آن حقیقت در اینجا آمده است عیناً این را تمثیل در تحقق اعیان خارجی از آن مبدأ وجود بیاورید، هیچ فرقی نمی‌کند و هیچ هم نترسید و هیچ هول و هراسی هم به خودتان راه ندهید که غیر از این‌هم چیزی نیست. من از این ساده‌تر نمی‌توانم مثالی بزنم که بیان کند این اعیان خارجی چه نحوه هستند. البته یک مبعّدی دارد و بی‌چیز نیست ولی حالا اصلاً آن مبعّد را نمی‌گویم تا اذهان بیخود [درگیر نشوند] ولی حقیقتش این است که این اعیان و اشیاء خارجی به هیاکل متفاوتی که دارند و به سعۀ ظروف متفاوتی که دارند عبارت از همان حقیقت وجود هستند که ولتاژش کم شده است. این خیلی راحت [است]. آن حقیقت وجود که شصت هزار ولتی است در اینها آمده و کم شده است منتها مبعدش در اینجا این است حالا اشاره می‌کنم که آن شصت هزار ولتی با تقسیمش بر اینها مدام یکی‌یکی و تکه‌تکه از آن کم می‌شود یعنی همین دستگاه ضبطی که الآن ولو به‌عنوان شش ولت آمده کار می‌کند باز شش ولت از آن شصت هزار ولت کم کرده است!

  • الآن فرض بکنید آن توربینی که دارد کار می‌کند دارد شصت هزار ولت تولید می‌کند اما این الآن دارد شصت هزار ولت منهای سه تولید می‌کند. یعنی خروجی و آن اورِیج3 بازدم این نیروی مولد الآن شصت هزار منهای سه یا منهای شش است. اگر دستگاه دوم باشد شصت هزار منهای دوازده می‌شود و اگر دستگاه سوم باشد شصت هزار منهای هیجده می‌شود و هَلُمَّ جرّا تا به‌نحوی‌که این‌قدر این وسائط و تجهیزات که یکی دستگاه ضبط است، یکی چراغ است، یکی پنکه است، یکی کولر است، من‌باب‌مثال یکی بخاری برقی است و یکی چراغ منزل است دائماً یکی‌یکی این دستگاه‌ها می‌آیند [چند ولت برق] می‌گیرند می‌گیرند می‌گیرند تااینکه وقتی که آن مولد کار می‌کند در خروجی‌اش دیگر چیزی باقی نمی‌ماند! یعنی چیزی برای این مولد برگشت نمی‌کند.

    1. . سوره اعراف (7) آیه 143. الله شناسى، ج ‌1، ص 315:
      «و موسى هم مدهوش بر روى زمین افتاد.»
    2. . سوره اعراف (7) آیه 155.
      ترجمه: «این کار جز فتنه و امتحان تو نیست.» (محقق)
    3. . Average: میانگین. (محقق)