
مراتب تشکیکی وجود و جایگاه اعراض و معقولات
تحلیل کیفیت وجود در اعراض نسبی و هیولای مبهمه
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مراتب تشکیکی وجود و نحوه سریان آن در حقایق مختلف میپردازند. بحث با بررسی جایگاه وجودی اعراض نسبی و معقولات ثانیه آغاز شده و این پرسش اساسی مطرح میشود که آیا میتوان بر اموری که وجود خارجی مستقل ندارند، اطلاق وجود کرد یا خیر. در ادامه، استاد با نقد دیدگاههای رایج، به تبیین حقیقت هیولای مبهمه و نسبت آن با صورتهای خارجی پرداخته و نشان میدهند که چگونه هر مرتبه از وجود، از واجبالذات تا پایینترین مراتب مادی و اعراض، بهرهای از فعلیت دارند. این سیر بحث، مخاطب را با نحوه تقوّم اعراض و حرکت در بستر وجود آشنا کرده و تفاوت میان وجود عینی و انتزاعات ذهنی را روشن میسازد تا در نهایت، جایگاه دقیق هر موجود در نظام هستی و مراتب کمال و نقص آن تبیین گردد.
مراتب تشکیکی وجود و جایگاه اعراض و معقولات
7اصلاً ما در اینجا میگوییم که تمام عناصر در عالم به صد عنصر ختم میشود و هرکدام از آنها به یک جنبۀ از آن وجود مجرد اختتام پیدا میکند و حلقۀ واسطۀ بین تجرد و آن ماده عبارت از اسمی از اسامی پروردگار یا صفتی از صفات پروردگار یا یک اراده و تعیّنی از تعیّن پروردگار است. همانطوریکه آن اراده و تعیّن یک امر را در خارج اصفر میکند ارادۀ دیگری از شیء دیگر و از نوع دیگر آن را تبدیل به اخضر میکند، ارادۀ دیگری و شیء دیگری آن را تبدیل به ابیض میکند.
معنا نداشتن تکثر در ذات پروردگار
پس چرا بگوییم که همۀ اینها به یک اراده برمیگردد و یک اراده است که اخضر و ابیض و اسود و اینها میکند؟ نه! بله، منشأ همۀ اینها در پروردگار واحد است. چون در ذات پروردگار تکثر معنا ندارد. اما در مقام تکثر و در مقام نزول اراده و قدرت، هر اراده و هر اسم و صفتی که از آن ذات نشئت بگیرد یک اثر خارجی بهوجود میآورد، آن اثر خارجی در مراتب نزول به این شکل درمیآید. فرض بکنید آن اثر بیاض درست میکند، آن اثر احمرار درست میکند، آن اثر اصفرار درست میکند، آن اثر میآید فلان نوعِ پروتون تشکیل میدهد، آن اثر میآید فلان پروتونِ فلان عنصر را تشکیل میدهد، از کجا و چه کسی گفته است؟ البته آقایان میگویند که برگشت تمام این اتمها و عناصر به انرژی است و انرژی آن حالت و جنبۀ رابطیت را بین ماده و مجرد دارد. ولیکن خود همان انرژی هم خودش ماده است. بله! هسته انرژی دارد اما اینکه خود این هسته تبدیل به یک انرژی بشود یعنی یک امری بشود که آن امر غیر مادی است، در آن حرف است که آیا اولاً فیزیک میتواند یک همچنین مسئلهای را ثابت بکند؟ وانگهی آنچه که ثابت شده آیا فقط یک تئوری است یا با واقعیت سروکار دارد؟ و یااینکه آیا میشود از جنبۀ فلسفی با این مسئله موافقت کرد یا نمیشود موافقت کرد؟ آن یک مطلب دیگری است! اما اینکه بالأخره این اعراض خارجی که راجع به آن صحبت میکردیم، دارای حصهای از وجود هستند، این محلّ کلام است.
